در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاطراتی از یک مادربزرگ دوستداشتی و یک نوه خیالپرداز و گاهی بازیگوش که دنیایش اتفاقا شبیه دنیای نوجوانی خیلی از ماست. کلکلها، نگرانیها، دعواها، دوستداشتنها و در مجموع همه آنچه در روابط «داستان قصههای مجید» بین بیبی و مجید اتفاق میافتد، تداعیکننده روابط خیلی از نسل سومیهای امروز با خانوادههایشان است. از یک سو رابطهای عاطفی نوه و مادربزرگی، پیوند قویای بین بیبی و مجید برقرار کرده است و از طرفی دیگر، حس وظیفه و مسوولیت بیبی سبب میشود که در خیلی جاها مجید را از انجام برخی کارها منع کند یا اینکه او را وادار میکند به کاری دست بزند.
از طرفی مجید نوجوانی بازیگوش، حساس و کنجکاو است که ترجیح میدهد بیشتر تجربه کند تا این که پند و اندرز بگیرد، هرچند که در نهایت مجید بعد از انجام هر کاری به حرفهای بیبی میرسد، اما معمولا با نظر و امر و نهیهای بیبی مخالفت میکند.این مخالفتها و کشمکشها در خیلی از قسمتهای کتاب و به تبع آن در سریال قصههای مجید، باعث شیرینی و جذابیت آن شده است.
حالا اگر در روابط نسل سومیها با والدینشان دقت کنید، حتما چنین موارد جذاب و شیرینی را پیدا میکنید. دعواها و بگو مگوهایی که نه از سر کین است، بلکه اقتضای سنش این است!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: