رنگین‌ کمان

کفش‌های تنبل

کد خبر: ۳۷۶۰۸۱

می‌کشد خمیازه، کفش تنبلم

من به فکر رفتنم از راه راست

کفش می‌گوید‌که‌ این راه خطاست

من به فکر رفتنم از این مکان

در مقابل، کفش می‌گوید: بمان

کفش‌ها را می‌کنم از پای خود

می‌شوم راحت من از همپای خود

رفت باید از میان سنگلاخ

بی‌کلام و صحبت و بی‌آخ و واخ!

کفش کهنه در بیابان نعمت است

کفش تنبل هم بلای حرکت است

گل گلدون

چاقاله توی اتاقش

گلی تو گلدون داره

حرف می‏زنه با این گل

می‏گه اون هم جون داره

رو شاخه‏ها و برگاش

آب می‏ریزه همیشه

ولی می‏گه گل من

چرا بزرگ نمی‏شه؟

می‏خواد تو خاک گلدون

نون و غذا بریزه

می‏گه گلم گرسنه ‏س

که مونده ریزه میزه

پروانه‌های آرام

دنیای ما محتاج پروانه ست

با بودن پروانه‌ها زیباست

من مطمئنم حرف‌های او

زیباترین آواز این دنیاست

هرچند آنها ساکت و آرام

در باغ می‌گردند و می‌بویند

حس می‌کنم حرف دل خود را

روزی به مردم نیز می‌گویند

حس می‌کنم پروانه‌ها روزی

مثل قناری شعر می‌خوانند

پروانه‌ها هم درد دل دارند

پس تا ابد ساکت نمی‌مانند

فرهاد حسن‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها