در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دشمنان انقلاب اسلامی که به طور حساب شده، صحنههای آشوبهای خرداد تا شهریور سال گذشته را برجستهسازی کرده و بارها به نمایش در آورده بودند به نحو بلاهتآمیزی باور کرده بودند که در جامعه ایرانی شکاف بزرگی پدید آمده و گروههایی از ایرانیان در مقابل گروههای دیگر به «صفآرایی» رسیدهاند.
آنان جغرافیای ایران را درگیر حوادثی معرفی میکردند که در گوشه یک خیابان ابرشهر تهران اتفاق افتاده بودو ملت ایران را مردمی معرفی میکردند که «نقاب پوشیده» آلت دست سرویسهای اطلاعاتی یا شبکههای خبری بیگانه قرار گرفته و به جان مساجد، دانشگاهها و مراکز بسیج و... میافتند و برای منافع ملی و مقدسات ارزشی قائل نیستند. روز 9 دی که همان سرویسها و شبکهها سعی در اختفا و تحریف آن داشتند آنچنان کوبنده بود که دیگر شاهد آن تصویرسازیها نبودیم.
روز 9 دی مردم ایران نشان دادند که حجم عظیم توطئهها، تبلیغات، همپیمانیهای داخل و خارج و فضای غبارآلود نتوانسته شکافی در متن آنان به وجود آورد. براساس جمعبندی مراکز تخصصی در چارچوب آنچه میتوان از آن به تظاهرات «9 دی» یاد کرد ـ هرچند این تظاهرات یک روز قبل یا یک روز بعد برگزار شده باشد ـ بین 40 تا 50 میلیون نفر شرکت کردهاند و در تهران عدد شرکتکنندگان در تظاهرات 9 دی حداقل 3 میلیون نفر بوده است.
این حجم عظیم یعنی بیش از جمعیتی که در کل کشور به پای صندوقهای رای آمدهاند - نزدیک به جمعیتی که در تهران به پای صندوق رای آمدهاند- در حماسه 9 دی مشارکت کردهاند. در واقع تظاهرات 9 دی نشان داد که متن جامعه ایران هیچ نسبتی با کسانی که زیربار قانون جاری کشور نمیروند یا به آشوب روی میآورند، ندارد.
مردم ایران در روز 9 دی تکلیف خود را با کسانی که با تسامح «سران فتنه» خوانده میشوند کاملا روشن کردند. هر کدام از سران فتنه که در قضایای پس از انتخابات نقشی داشتند، بهرهای از شعارهای مردم متوجه آنان بود. در این میان مردم ذوق به خرج داده و به خلق شعارهایی روی آورده بودند که سابقه و لاحقه هر کدام از فتنهگرها را بیان میکرد و در عین حال ربط کسانی که با نام اصلاحات و سازندگی و... آمده بودند ولی در عین حال در طرح یا عمل در خدمت کانونهای خارجی ضد ایران بودند، برملا مینمود. بد نیست «اصحاب فتنه» فیلم تظاهرات عظیم 9 دی را مرور کنند، به دستنوشتهها و شعارهای خودجوش مردم نظری بیندازند تا اگر هنوز هم تردید دارند که در 9 دی یک حماسه بزرگ خودجوش در تاریخ این مرز و بوم به ثبت رسیده است، از «توهم» و برداشتهای کلیشهای خارج شوند.
مردم در روز 9 دی به سران داخلی فتنه به وضوح گفتند که میان رای دادن به یک کاندیدای انتخاباتی و همراهی با او در اقدامات ضدملی فاصله بسیار وجود دارد. مردم تهران در روز 9 دی فقط به آنچه که عدهای در روز عاشورا به وجود آورده بودند ابراز برائت نکردند بلکه بغض فروخفته خود را بعد از 6 ماه تحمل و خویشتنداری بیرون ریختند.
آنان از این که عدهای کار را به آنجا رساندهاند که آمریکا برای حمله به ایران وسوسه شده عصبانی بودند. آنان از این که بعضیها امر ثابت نشدهای را به عنوان «حق خود» فرض کرده و همه منافع و مصالح ملی را نثار آن میکنند بسیار ناراحت بودند.
مردم از این که بعضی به راهحلهای قانونی تن نمیدهند و در عین حال هیچ قانون جدید قابل قبولی هم در چنته ندارند و با رویهای آنارشیستی میخواستند حرف خام خود را به کرسی بنشانند، بشدت تنفر داشتند. مردم از این که عدهای از خواص که هر چه از آبرو، موقعیت و... دارند، رهین انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن است، در عین حال در روز حادثه کنار کشیده و کنج عافیت را برای رسیدن به گنجی بیزحمت انتخاب میکنند، عصبانی بودند.
مردم از این که عدهای که سالها در سایه مراحم رهبری کسی به صدها خبط و خطای استراتژیک آنان چندان کاری نداشته و حالا طلبکار رهبری و مردم شدهاند، بشدت ناراحت بودند و همه آمدند که بگویند ما به حساب شما میرسیم حتی اگر نظام تحت ملاحظاتی فعلا شما را از تعقیب قضایی معاف کرده باشد.
9 دی یک پیام هم برای این طرف ماجرا داشت. بعضیها از آرای 25 و 13 میلیونی تعابیری داشتند و آن را محصول «هنرنماییهای خاص» ارزیابی میکردند و البته هنوز هم کم و بیش چنین میکنند و به جای آن که قدرشناسانه آن را هنر نظام و رهبری به حساب آورند به حساب اختصاصی خود واریز میکردند. مردم آمدند و با تمرکز روی حمایت از رهبری نشان دادند که این انقلاب همانگونه که بدون نام امام خمینی شناخته نمیشود، بدون رهبری داهیانه آیتالله خامنهای نیز نمیتواند بعد از 31 سال خیل عظیم مردم را در میدان نگه دارد.
سعدالله زارعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: