در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمنامه این فیلم پیش از آنکه توسط این فیلمساز حاضر در برنامه نوشته شده باشد، توسط کارگردان دیگری نوشته شده بود. وقتی از این فیلمساز سوال شد آیا فیلمنامه قبلی را خوانده، با صراحت این موضوع را رد کرد و گفت: عمدا فیلمنامه را نخوانده تا شباهتی میان داستانش با آنچه که قبلا توسط فرد دیگری نوشته شده است، وجود نداشته باشد.
بارها با کارگردانها، فیلمسازان و بازیگرانی مواجه شدهایم که به سادگی از کتاب نخواندن و فیلم ندیدن صحبت کردهاند و با چنین حرفی سعی کردهاند خیال مخاطب خود را از بابت هرگونه شباهت احتمالی میان آثار آنها و نمونههای موجود را راحت کنند. برخی از آنها میگویند «وقت» ندارند و برخی دیگر هم میگویند این آثار ارزش دیدن ندارد! منبع تغذیه فکری فیلمسازان ما چیست؟ آیا فیلم خارجی و داخلی دیدن، کتاب خواندن، خواندن نقدهای نشریات و... تنها وظیفه ما خبرنگاران است تا بر پایه و اساس این اطلاعات، برای فیلمها مطالب غیرتکراری بنویسیم و در مصاحبههای خودمان از فیلمسازان سوالهای غیرتکراری بپرسیم یا اینکه فیلمسازانی هم که مسوولیت تغذیه فکری جامعه را به عهده دارند نیز باید چنین مسیری را طی کرده و با اضافه کردن به سواد و دانش خود، آثاری را تولید کنند که برای مخاطب، اثری سرشار از خلاقیت و جذابیت باشد؟ آیا در سینمای اروپا نیز فیلمسازان با افتخار از ندیدن فیلمهای همکاران خود و نخواندن کتاب سخن میگویند؟ شاید فیلمسازی هم، موقعیت و جایگاهی است که افراد به محض دستیابی به آن، با شیوههای کشف و شهودی با عالم غیب ارتباط برقرار میکنند و دیگر نیازی به هیچ نوع تغذیه فکری ندارند؟
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: