در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر دو سرباز بنابر موقعیت جنگی با مسائل و مصائب زیادی مواجه شدهاند. هر دو گم شدهاند. تشنگی و گرسنگی هم مضاف بر علت میشود تا سختی بیشتری بکشند. زخمی بودن عراقی باعث بو کشیدن و هجوم سگها در مسیر رفتن این دو میشود. شب، تیراندازی، انفجار و مین هم از دیگر تهدیدهای موجود و سد راه آنان است. بنابراین در اینجا قرار نیست که یک رفاقت عادی شکل بگیرد بلکه هر دو بنا بر تقسیم و سهمخواهی از این دوستی دوجانبه دوست دارد سختی بیشتری را متحمل شود. آنان در این رفاقت تا آنجا پیش میروند که یکی میشوند. این اتفاق زمانی به اوج میرسد که سرباز عراقی با انفجاری خود را بر پیکر ایرانی میاندازد تا او را نجات دهد، کاری که بر جراحات و زخمهای جسمانی مرد عراقی میافزاید و او را تا آستانه مرگ میکشاند.
این ایثار در یک وضعیت بغرنج ممکن مینماید چراکه هر دو همداستان شدهاند و میکوشند تا خود و دیگری را از مهلکه جنگ برهانند. هدف تدوام حیات و قرارگرفتن در کنار همسر و فرزندان و دیگر اهل خانواده است، اما این داستان با مرگ سرباز عراقی رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. اینجاست که بار عاطفی و معنایی اثر افزوده خواهد شد.
مرد ایرانی برای رفع عطش تشنگی مرد عراقی به او برگهای کاکوتی را میخوراند. کاکوتی گیاهی است علفی، یکساله، دارای ساقه کوتاه و از خانواده نعنا که به صورت وحشی در بیشتر مناطق کوهپایهای میروید. این گیاه دارای خواص درمانی زیادی ازجمله ضدمیکروب و ضدعفونتبودن است. این علف ناخواسته در بند آمدن خون و ضدعفونیکردن بدن مرد سرباز نقش بازی میکند و صرفا کارکرد استعاری ندارد. همین خود حضور این عنصر را در برجستهسازی یک رابطه موثرتر خواهد ساخت. بازی جعفر دلدلزاده و صاحب حائری هم مزید بر علت میشود تا این موقعیت بغرنج و ملالآور تبدیل به نمایشی درخور تامل شود. هردو بازیگر از بدن و بیان در لحظه بهرهمند میشوند تا بر فضای خالی و عاری از هر عنصر دیداری و تمهیدات تصویری چیره شوند. بدن بازیگر بسامد پررنگی در چیدمان اتفاقات خواهد داشت. مهم جنب و جوش این دو برای طی کردن مراحل مختلف و ایجاد تغییرات لازم تا سرحد تحول در شخصیت خود است. این مسیر با حسهای درست و متغیر از یک نفرت ذاتی و سطحینگرانه به باوری دوجانبه خواهد رسید. برای 2 بازیگر فرقی هم نمیکند که در یک تالار کوچک یا بزرگ باشند بلکه هر دو مشارکت عمدهای برای پرکردن فضا از لحظات نمایشی و تاثیرگذار دارند. کاتارسیس (پالایش روحی) هم اتفاق نابی است که در اینجا نگاه همه را معطوف به اصول انسانی خارج از تمام تفارقات موجود در روابط انسانی خواهد کرد. همین فصل مشترک مکشوف و مشهود است که ناخواسته از جنگ، نفرت و خشونت، فضایی مملو از عاطفه و انسانیت میسازد.
رضا آشفته / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: