در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پدر پله سر در گریبان دارد و مه اطراف آنها را احاطه کرده است. کارگردان نخستین نشانههای مورد نظر خود را به این ترتیب شکل میدهد. وضعیت معلق زندگی پله و پدرش در زندگی از طریق غوطهور بودن آنها در آب به تصویر کشیده شده است. همچنین مه اطراف آنها میتواند نشان از دنیایی ناشناخته باشد که این دو قدم در آن میگذارند.
دیگر نکتهای که آگوست به خوبی از آن سود میجوید تغییر فصلها در فیلم است که راجر ایبرت، منتقد آمریکایی نیز در نقدی که بر فیلم نوشته، آن را مورد توجه قرار داده است. پله و پدرش پس از پشت سر گذاشتن مه، وارد مزرعهای میشوند که در آن کار کنند. زندگی آنها اندکاندک سامان مییابد و به این ترتیب از سرمای سخت زمستان میگذرند. با آغاز فصل بهار به ظاهر همه چیز رو به راه است. اگرچه زندگی این دو و اطرافیانشان حاوی یک نوع سختی و تلخی ذاتی است، اما به هرحال سرخوشی ظاهری آنها از طریق فصل بهار تصویر میشود. در ادامه با فرارسیدن زمستان چهره واقعی زندگی برای پله رخ مینماید. در پایان هم پله از پس وداعی تلخ در همین فصل زمستان است که پدرش را ترک کرده به سمت زندگی خود حرکت میکند. کارگردان در این فصل نیز به شکلی کنایی از این نکته سخن میگوید که فصل آغاز هر حرکت و زندگی تازه برای مردم اسکاندیناوی، زمستان است. آگوست با محور قرار دادن پله تمام تلاش خود را به خرج داده تا به درون تکتک شخصیتهای فیلم سرک بکشد. به این ترتیب مسائل مختلفی همچون سختی زندگی مهاجران و کار آنها در مزرعه با توجه به موضوع اختلاف طبقاتی، در فیلم مطرح میشود. فیلمساز بدون اینکه در ارائه این ویژگیها غلو کند، همه را در معرض دید مخاطبان اثر قرار میدهد.
البته در موفقیت فیلم «پله فاتح» نمیتوان نقش ماکس فون سیدو بازیگر نقش پدر پله را از نظر دور داشت. بازیگری که از سوئد سر برآورد، اما خیلی زود مرزهای بینالمللی را در نوردید. آنچه در فیلم «پله فاتح» درمورد بازی فون سیدو جالب توجه است تعارض درونی او با شرایطی است که در آن واقع شده است. او فردی امیدوار است که با تمام ناملایمات زندگی سعی میکند زندگی خوبی را برای خود و فرزندش تدارک ببیند. اما چهره سرما زده و قد بلند و اندام تکیدهاش وی را در رویارویی با هر حادثهای بسیار آسیبپذیر نشان میدهد. تعارض دراماتیک شمایل این بازیگر و شرایطی که در آن قرار گرفته از همین نقطه نمایان میشود. او در این چالش سعی میکند هویت انسانی خود را حفظ کند و شرایط را به نفع خود و فرزندش تغییر دهد. در پایان فیلم، او متوجه میشود تغییر شرایط امکانپذیر نیست. پس برای اینکه ثابت کند زندگی جریان دارد و شرایط دشوار آنها تنها در امید به آینده معنا پیدا میکند، اجازه میدهد که فرزندش به تنهایی قدم در مسیر زندگی بگذارد تا شاید بتواند به رویاهای خود جامه عمل بپوشاند.
در کشورهایی که دارای صنعت سینما هستند، کمتر کشوری را میتوان سراغ گرفت که با انسجام مضمونی و فرمهای بصری به صنعت سینمای ملی رسیده باشد؛ اما سینمای اسکاندیناوی، سینمایی ملی است که تمام شاخصههای بومی و اقلیمی را با خود به همراه داشته است. به طور مثال سردسیر بودن منطقه، بسیار بر روابط میان آدمها تاثیر گذارده و آنها را از برونگرایی به سمت درونگرایی سوق میدهد. فیلمهای سینمای اسکاندیناوی نیز در همین راستا معمولا به روابط سرد میان آدمها میپردازد. کمتر کارگردانی را میتوان در این ناحیه فرهنگی، جغرافیایی سراغ گرفت که توانسته باشد ارتباط میان فرد و طبیعت را گسسته از یکدیگر تصویر کند.
بیل آگوست هم به عنوان یک فیلمساز اسکاندیناویایی، در فیلم «پله?فاتح» سعی میکند این درگیری شخصیتها را با طبیعت و اطرافشان به خوبی تصویر کند. همین نگاه فیلم را حاوی جزئیاتی کرده که سبب میشود اثر بعد از چندین دهه که از تولیدش میگذرد، همچنان دیدنی و قابل تامل باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: