گفت‌وگو با مجید یراق‌چیان، مجری برنامه‌های مذهبی سیما:

مجری برنامه مناسبتی نباید از واژگان تهی باشد

در ایام محرم و صفر برنامه‌های تلویزیون نیز حال و هوایی دیگر به خود می‌گیرند. در این بین شبکه 5 سیما بویژه‌برنامه‌های مختلف و متفاوتی به لحاظ محتوا و ساختار برای این مناسبت تدارک دیده است. «شب‌های مرثیه» به‌تهیه‌کنندگی صالح دریایی از جمله برنامه‌های ویژه این شب‌هاست که اجرای آن را مجید یراق‌چیان برعهده دارد. وی که در این ایام ویژه‌برنامه‌های دیگری را نیز برای شبکه 5 روی آنتن برد، از سال 72 کارش را به عنوان برنامه‌ساز در سازمان صدا و سیما آغاز کرده و به گفته خودش تاکنون حدود 250 هزار دقیقه به عنوان تهیه‌کننده، نویسنده، محقق و مجری برنامه‌سازی کرده که در این بین بیش از 90 درصد به کارهای مذهبی و معارفی اختصاص یافته است.در اتاق فرمان برنامه شب‌های مرثیه، گفت‌وگویی با وی انجام دادیم که می‌خوانید:
کد خبر: ۳۷۵۵۵۴

عده‌ای از برنامه‌سازان خیلی موافق تفکیک اجراها و در کنار آن مجریان برنامه‌های مختلف مناسبتی نسبت به دیگر حوزه‌های اجرا نیستند. نظر شما در‌این‌باره چیست؟

بنده با این مقوله موافق هستم که در هر ژانری می‌بایست از اجراهای تخصصی آن حوزه بهره برد. اما نگاه‌های متفاوتی نسبت به ژانرهای گوناگونی که در تلویزیون اجرا می‌شود، هست. شاید یک مجری در برنامه‌های تولید شده در گروه اجتماعی، به لحاظ دیده شدن یا مسائل مالی تفاوت چشمگیری نسبت به مجری گروه معارف داشته باشد. شاید علت موافق نبودن برخی همکاران من این مساله باشد، ولی شخصا معتقدم که می‌بایست این ژانرها تفکیک شوند و هر کس در حوزه تخصصی خود فعالیت کند. به طور کلی در اجرا ما با یکسری بدیهیات و مشترکات روبه‌رو هستیم. مثل ارتباط با مخاطب، نحوه بیان و ‌دایره واژگان عمومی که این المان‌ها در هر نوع اجرایی مشترک است، منتها معتقدم به جز این مشترکات که پایه‌های اجرا هستند، افراد باید در حوزه‌‌های خاص به اجرا بپردازند.

شما به دایره واژگان، بیان و نحوه ارتباط اشاره کردید. برای فردی که یک ویژه‌برنامه مناسبتی را اجرا می‌کند، کسب این ویژگی‌ها به چه شکل و ارائه آنها در برنامه بر چه اساسی است؟

شخصا با افراد زیادی روبه‌رو هستم چه داخل و خارج از سازمان، جوانان و ... که سوال می‌کنند چه کنیم تا مجری شویم، چه کتابی بخوانیم، یا برخی به طنز می‌گویند که چه قرصی بخوریم تا یک مجری موفق شویم. بنده معتقدم که این مسیر را یک شبه نمی‌توان طی کرد و یک مجری زمانی می‌‌تواند از دایره واژگان وسیعی (خاصه در اجراهای مناسبتی)‌ بهره ببرد که اولا به لحاظ زمانی در این کار استخوان خرد کند، مطالعات فراوانی داشته باشد و روز به روز سوژه‌های جدیدی را پیدا کند و در ادبیات فارسی غور کند و در حوزه دینی به صورت کاملا تخصصی با آیات قرآن، روایات، مقاتل و ... آشنا باشد و در ترجمه تبحر لازم را کسب نماید و همین مطالعات حتی توان خواندن باعث می‌شود که از هریک از این اقدامات مهارتی کسب کند و بر اندوخته‌های ذهنی‌اش اضافه گردد و معتقدم که خواندن با مطالعه کردن بسیار تفاوت دارد. درست مثل شنیدن و گوش کردن که به ظاهر مفهومی یکسان را می‌رساند، اما در بعد عملی نتایجی متفاوت را در پی دارد. برخی همکاران ما شاید کتاب‌های بسیاری می‌خوانند اما متاسفانه از واژگان و بار معنایی آن فاصله دارند. در یک مطالعه درست و اصولی می‌بایست معنا و مفهوم واژگان را دریافت تا در ذهن مانا شود.

کسب این مهارت‌ها که برای یک مجری موفق نام بردید برای خود شما در حوزه برنامه‌های مناسبتی به چه شکل اتفاق افتاده است؟

ببینید یکی از این مهارت‌ها به خانواده‌ برمی‌گردد. نکته دوم این که بنده سال‌ها پیش از این که در حوزه اجرا وارد شوم، به قرائت قرآن پرداخته‌ام. در این حوزه وارد حرفه آموزش شده‌ام، کلاس‌های دینی و مذهبی بسیاری را اداره کرده‌ام، کتبی در این زمینه نوشته‌ام و این حوزه تخصص بنده است. پس از ورود به سازمان نیز یا در حوزه برنامه‌سازی و تهیه‌کنندگی فعال بودم که نیازمند مطالعات بسیاری است که در حال حاضر عموما این وظیفه را برعهده نویسنده یا محقق برنامه قرار می‌دهند که در این خصوص فکر می‌‌کنم تهیه‌کننده می‌بایست واجد بخشی از توانمندی‌های همه عوامل خودش باشد. یعنی در حوزه‌های تصویربرداری، صدابرداری، فنی، اجرا، نویسندگی، دکور و ... صاحب‌نظر باشد؛ نه‌تنها در برنامه‌های مناسبتی بلکه در دیگر گونه‌های برنامه‌سازی نیز به همین شکل عمل نماید. یعنی کسی که تهیه یک برنامه ورزشی را برعهده دارد، می‌بایست از اطلاعات ورزشی خوبی برخوردار باشد و... اما به طور خاص در حوزه برنامه‌سازی مناسبتی، سعی کردم که تهی از واژگان نباشم. به هر حال آنتن تلویزیون با تعداد زیادی برنامه نیازمند نوآوری در بیان و ساختار برنامه‌سازی است. این مساله را به عنوان تعریف از خود نمی‌گویم بلکه برای تبیین بهتر موضوع بیان می‌کنم. بنده 18 سال در این سازمان به برنامه‌سازی مشغولم. در این مدت چقدر حرف می‌توانم بزنم که به تکرار نیفتم؟ مجری به نظرم می‌تواند در این زمینه به خوبی عمل ‌کند که دایره دانسته‌هایش وسیع باشد و ثانیه و دقیقه‌ای از این که بر این دانسته‌ها اضافه نماید، غفلت نورزد. اگر کمترین غفلتی در زمان این دریافت انجام شود، به روزمرگی و تکرار گرفتار می‌آید.

برنامه‌هایی که در مناسبت‌های خاص مذهبی ساخته می‌شوند، مثل ایام محرم و صفر، از حیث قداست محتوایی به نوعی شاید از ساختاری سنگین‌تر بهره می‌برد. حال به لحاظ برقراری ارتباطی صمیمانه با مخاطب، مجری چه توانایی هایی باید داشته باشد؟

این سوال در حقیقت اشاره به یک موضوع کلی دارد و به ژانر مذهبی برنمی‌گردد. من اعتقادم بر این است که ما متاسفانه در برخی مقاطع زمانی گرفتار این موضوع شده‌ایم که راحت بودن را با بی‌احترامی و بی‌ادبی اشتباه گرفته ایم. نمی‌خواهم در این‌باره مصداقی بیاورم یا جسارتی به شخص خاصی شود. راحت بودن با مخاطب و برقراری ارتباطی صمیمی با او این نیست که مجری از هر واژه‌ای که به ذهنش می‌رسد، استفاده نماید یا آن‌گونه که شخصا می‌پسندم روی مبل بنشینم یا لباس بپوشم. مخاطب حرمت دارد و مجری باید این حرمت را حفظ نماید.

گاهی اوقات این دو موضوع با یکدیگر خلط شده و مرزها شکسته شده است. یعنی ما راحت‌ترین راه را برای برقراری رابطه با بیننده انتخاب کرده‌ایم در حالی که این ارتباط راحت همواره راهی به سوی موفق شدن نیست. گاهی ارتباط همراه با بی‌احترامی با مخاطب می‌گردد. رابطه خوب را می‌بایست جای دیگر جست. بنده هم ادعا نمی‌کنم که این راه را یافته‌ام، اما چند نکته است که منجر به یک رابطه دوستانه با مخاطب می‌گردد. حال در یک برنامه کاملا سنگین مناسبتی و یا تخصصی و علمی یا دیگر حوزه‌ها. من معتقدم آدمی که با مردم و از طریق آنتن تلویزیون صحبت می‌کند، باید صادقانه حرف بزند. صداقت نیز فقط از طریق کلمات انتقال نمی‌‌یابد. آن آدم باید درون و بیرون خود را به گونه‌ای پالایش کند که مورد قبول و پذیرش واقع شود. مردم ما بسیار باهوشند حتی وقتی به چشمان یک مجری نگاه می‌کنند راست و دروغ گفته‌های او را درمی‌یابند و برای تکلف و حرف دل تفکیک قائل هستند. بهترین چیزی که می‌تواند ارتباط صمیمی با مخاطب را ایجاد کند و جذب اعتماد نماید این است که یک مجری جلوی دوربین تلویزیون همان چیزی باشد که از درونش سرچشمه می‌گیرد. یعنی ابتدا خود را پالایش کند و اجازه دهد درونیاتش تقدیم مخاطب شود. شب عاشورا یا روز عید غدیر و هر مناسبت دیگری نیز تفاوت می‌کند. این قالب‌های ارتباطی نیازی به تغییر ندارند. در شب عاشورا نیز در اوج سنگینی کلام و فضایی که بر برنامه حاکم است می‌شود صمیمی‌ترین برنامه را اجرا کرد به شرطی که مخاطب باور کند تو به چیزی که می‌گویی اعتقاد داری و در کلامت صداقت را حس کند.

و شاید به دلیل نبود همین صداقت است که گفتار برخی مجریان در مناسبت‌های مذهبی به دیالوگ‌های یک نمایش شبیه است.

خیلی از اوقات بسیاری از ما آدم‌ها برای رسیدن به هدفمان دنبال راحت‌ترین و کوتاه‌ترین راه هستیم. در همه زمینه‌ها نه فقط در اجرا... من وقتی درون خودم را درست نکرده‌ام و در اجرایم صداقت وجود ندارد، ادای این صداقت را در می‌آورم و تکلف ایجاد می‌کنم و از واژگان سنگین استفاده می‌کنم در حالی که این نوع ارتباط بیشتر به دفع اعتماد بیننده منجر می‌شود. برخی از مشکلات در حوزه اجرا به همین دلیل است چون برخی افراد به بهانه بهره‌گیری از راحت‌ترین راه به بیراهه‌ای می‌روند که هزاران فرسنگ از مخاطب دور می‌شوند.

آزاده خواجه‌نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها