در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته جالب در باره این گفته این است که یک مجری تلویزیون نگران فراموششدن بازیهای بومی است در حالی که مسوولان و نهادهای دیگری مثل میراث فرهنگی باید چنین نگرانیهایی داشته باشد و تلاش کند بازیهای بومی که ریشه در سنت و فرهنگ کشور ما دارند در گذر زمان و تغییر شرایط کشور به فراموشی سپرده نشود.
چون آداب و سنن یک کشور تمدن آن سرزمین را میسازد و تمدن باعث افتخار نسلهای مختلف میشود، اما از آنجایی که در کشور ما طبق یک قانون نانوشته تلویزیون باید در همه امور پیشقدم شود باید این توقع را هم داشت که در احیای بازیها و آداب سنتی و بومی کشورمان تلاش کند. در سالهای اخیر برنامههای مختلف تلویزیون اعم از نمایشی و غیرنمایشی کمبودها و کمتوجهیها به مسائل مختلف را به مسوولان گوشزد کردهاند.
اکنون تلویزیون با داشتن بیش از 30 مرکز صداوسیما در استانهای کشور به چشمی بینا تبدیل شده که میتواند همه امور کشور را رصد کند، نقاط قوت را بیابد و آنها را تقویت کند. وقتی تلویزیون شناسایی داشتههای اجتماعی و فرهنگی را آغاز کند مسلما نقاط مغفول مانده شناخته میشود.
یکی از مواردی که سالیان سال است به آن کمتوجهی شده بازیهای محلی است که هنوز در برخی از شهرستانها بین کودکان و بزرگسالان رواج دارد. بازیهایی مانند چوگان که ابتدا در ایران شکل گرفت و بعد به کشورهای خارجی راه یافت و اکنون در کشور ما به بازی فراموش شده تبدیل شده، اما در خارج از کشور به عنوان یک ورزش همگانی رواج دارد.
بازی 7 سنگ یکی از بازیهای دوستداشتنی و مهیج ایرانی بود که در همه جای ایران، کودکان از آن لذت میبردند، اما اکنون به بازی مهجور تبدیل شده که فقط در شهرستانهای دورافتاده که بچهها به امکانات شهری مدرن دستیابی ندارند، دیده میشود.
بازیهایی نیز هستند که در شهرهای مختلف به شکل بومی بین مردم منطقه طرفداران زیادی دارد که ما از آنها بیخبریم، اما میتوان با شناساندن آنها به مردم به فرهنگ مردم منطقه ماهیت فرهنگی داد. این ماهیت میتواند در خودباوری مردم نقش موثری داشته باشد.
ایران سرزمین پهناوری است که در گوشه و کنار آن آداب و سنن مختلفی برگزار میشود. این آداب زمانی زنده میمانند که به آنها توجه شود. توجه به آداب بزرگ و کوچک یعنی احترام گذاشتن به قشری از مردم که جزو ملت ایران هستند.
تلویزیون کشور ما با داشتن دوربین در سراسر کشور میتواند همه این آداب و سنن را در قالب آثار نمایشی و مستند ضبط کند و با نمایش آنها همه مردم ایران را با هم دوست و همفرهنگ کند بنابراین نگرانی مسعود روشنپژوه را به عنوان مجری رسانه ملی میتوان با ارزش دانست و به این نکته رسید که اگر همه دستاندرکاران تلویزیون دلسوز فرهنگ ایرانی باشند بازهم میتوان به احیای سنتهای بومی در ایران امیدوار بود.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: