در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منتهی فقط مشکلی که هست این است که هنوز دقیقا اطلاع نداریم این مشاغل آبرومند ، شامل چه شغلهایی میشود.
فلذاست که تشکیل یک ستاد کشف و شناسایی ـ و نه کشف و خنثیسازی! ـ مشاغل خانگی از اوجب واجبات کاری بود که از قرار مسموع به همت وزارت کار و امور بیکاری انجام شده است و قصد دارد که با همکاری 10 وزارتخانه دیگر و سایر سازمانهای مرتبط با ماجرا، به انجام این مهم نائل شود که همینجا دعا میکنیم الساعه نائل شوند.
دعای هدفمند:
از هر کرانه تیر دعا کردهام رها
باشد کز آن میانه یکی «کارگر» شود
ظاهرا جناب حافظ نیز در همان عصر و عهد خودش در کنار آب رکناباد و ضلع شمالی گلگشت مصلی، علاقهمند به کارگر شدن یکی از فرزندانش در یکی از کارخانجات و شرکتهای دولتی یا خصوصی بیرون از منزل برای تحت پوشش قرار گرفتن بیمه اجتماعی کارگری بوده است که شاید از طریق برخی آشناییهایش با مدیران و مسوولان اجرایی شیراز گل و بلبل (همچون جناب «حاجی قوام» که خود خواجه نیز صراحتا به آشنایی با این آدم اشاره و در حقیقت اعتراف کرده است) موفق به استخدام پسرش به عنوان کارگر حقوقبگیر در بیرون از خانه شده باشد. یعنی عقل سالم این را میگوید. ما نمیگوییم.
خب اگر از همان قرن هشتم این ستاد شناسایی مشاغل خانگی، شناسایی شده بود و از همان زمان که مثلا بسیاری از شاعران روزگار، با وجود حضرت حافظ، در منزل خود کشکشان را میسابیدند یا بعضا که وسعشان به کشک نمیرسید، سماق مک میزدند؛ الان در برنامه خیلی جلو افتاده بودیم و توانسته بودیم تمامی مشاغل خانگی را در نطفه شناسایی و سپس آنها را مورد عنایت قرار داده و از انواع تسهیلات مالی (بدون کمترین ماستمالی) بهرهمند سازیم. سازندگی که شاخ و دم ندارد.
به دنبال شناسایی مشاغل خانگی:
از پی کشف شغل تو، همچو چاوز فتادهام
خانه به خانه، در به در، کوچه به کوچه، کو به کو
میرود از فراق شغل، خون دل از دو دیدهام
خوشه به خوشه، خط به خط، چشمه به چشمه، جو به جو
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: