در یکی از روزهای گرم تابستان، پروندهای به من ارجاع شد که در آن مردی عامل قتل یکی از همشهریانش بود و بعد از چند ماه بازداشت شده بود. آنطور که در پرونده آمده بود، این مرد بعد از اینکه متوجه میشود دوستش به همسرش نظر دارد، او را به خانه کشانده و به قتل میرساند.
آنطور که این مرد در پرونده گفته بود، او از طریق همسرش متوجه این ماجرا شده بود. وقتی او را به دادگاه آوردند، متوجه شدم همسرش باردار بوده و در زندان فرزندش را به دنیا آورده است، آنها با فرزندشان در دادگاه حاضر شده بودند.
این مرد وقتی برای دفاع از خودش در جایگاه حاضر شد، گفت از کاری که کرده دفاع میکند. او ادامه داد: من و مقتول با هم همشهری، دوست و همکار بودیم و به خانه هم رفت و آمد داشتیم. همسرم با همسر او دوست بود و ما خیلی به هم اعتماد داشتیم. من تازه ازدواج کرده بودم.
یک روز متوجه شدم که همسرم بسیار پریشان است .وقتی از او پرسیدم چه شده است، گفت مقتول به خانه آمده و او را مورد آزار قرار داده است. تعصب و غیرتم اجازه نمیداد که بیتفاوت از کنار این موضوع بگذرم. به همین دلیل از همسرم خواستم او را به خانه بکشاند و بعد که وارد خانه شد و دیدم که دارد به همسرم نزدیک میشود، او را کشتم.
متهم و همسرش هر دو در این پرونده بازداشت شده بودند و هردو در زندان بودند.
با اینکه بررسیهای ما نشان داد دلیلی جز آنچه متهم گفته برای قتل وجود نداشته است، اما از آنجایی که متهم بعد از این حادثه بدون اینکه شکایت کند، مقتول را سرخود کشته بود، باید مجازات میشد. من در دادگاه از اولیای دم خواستم که رضایت دهند و به آنها توصیه کردم که گذشت کنند، چرا که خداوند در قرآن کریم آورده است، گذشت بهتر از انتقام است. من سرانجام رای بر قصاص صادر کردم و رای صادره مورد اعتراض قرار گرفت. وکلای متهم بسیار سعی کردند که بحث مهدور الدم بودن مقتول را مطرح کنند، اما استنادات آنها مورد قبول دادگاه قرار نگرفت و البته دیوان هم درست عمل کرد، چون دلیل کافی در این باره وجود نداشت. این مرد بعد از 2 سال اعدام شد. اما همسرش آزاد شد و به خانه برگشت.
در مواردی که چنین اتفاقی میافتد، قانون پیشبینی کرده است که فرد باید به ماموران مراجعه کند، هرچند مقتول نیز مقصر بود، اما هیچکس حق ندارد خودسرانه کسی را بکشد.
از آنجایی که خانواده هر دو طرف پرونده از استانهای غربی کشور بودند و در آن منطقه نیز تعصبات قومی بسیار قوی است، خانواده شاکی نیز به رغم قولی که داده بودند، اعلام گذشت نکردند و مرد مجرم اعدام شد.
منصور یاورزاده ، قاضی بازنشسته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم