در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این گونه است که وقتی فیلمی در ژانر وحشت به بازار میآید با چنان استقبالی از سوی نسل جوان روبهرو میشود که کار به ساخته شدن قسمت دوم و سوم و حتی این روزها قسمت هفتم آن هم میکشد. اتفاقی که تنها در ژانر وحشت میافتد. این گزارش درباره سینمای مورد علاقه این روزهای نسل جوان یعنی سینمای وحشت است.
یک نسل پیشتر از شما، خواهر و برادر بزرگترتان، سینمای وحشت را با فیلم «جنگیر»، اثر ویلیام فرید کین به یاد میآورند؛ فیلمی که خیلی از نسل سومیها و دومیها و حتی اولیها، بعد از گذشت 37 سال از ساخت آن، هنوز معتقدند ترسناکترین فیلم تاریخ سینماست. بعد از آن البته فیلمهای زیادی برای رقابت با جنگیر ساخته شدند که موفقیتهای نسبی هم پیدا کردند، از جمله فیلم حلقه، سهگانه جیغ، ششگانه اره و اخیرا پارانرمال اکتیویتی که فضای جدیدی از ژانر وحشت در قالب ماکیو منتری (مستند نما) به بازار ارائه کرده است. در این میان البته سینمای آلفرد هیچکاک که استاد دلهره است جایگاه خاص خودش را دارد.
وحشت در سینمای ایران
در سینمای ایران اما داستان به شکل دیگری است. ژانر وحشت معمولا از مهجورترین ژانرهایی بوده که کمتر کارگردانی ریسک تجربه آن را پذیرفته است؛ اما در همین فضای محدود هم توانسته مخاطبان و علاقهمندان خودش را در میان نسل جوان بیابد.
در سینمای ما شکل مرسوم فیلمهای ژانر وحشت که بر پایه عینیسازی ترس ساخته میشوند، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مدل با تاکید بر فرم و استفاده از موقعیتهای غیرعادی، سعی بر ترساندن مخاطب میشود که همان بخش مهیج و مورد علاقه نسل جوان مخاطب سینماست. از نمونههای قابل قبول و ماندگاری که سن نسل امروز ما به آن قد نمیدهد، «شب بیست و نهم» حمید رخشانی است که با الهام از افسانههای کهن ما و استفاده از موجودی خیالی به نام «آل» توانست جزو اولین نمونههای موفق ژانر وحشت در سینمای ما باشد و بعد از آن «پرده آخر» واروژکریم مسیحی ساخته شد که آن هم ممکن است به دلیل زمان ساخت آن که به سالها پیش برمیگردد، از نگاه نسل جوان ما دور مانده باشد. اما در طول زمان، نسل جوانتر ما با فیلمهایی چون «خوابگاه دختران»، «پستچی سه بار در نمیزند»، «پارک وی»، «اثیری»، «کلبه»، «آل» و «خواب لیلا» ژانر وحشت را تجربه کرده است.
شکل دوم سینمای وحشت مربوط به فیلمهایی است که به دنبال مفهوم ذاتی ترس هستند و بیشتر با فضای ذهنی مخاطب سر و کار دارند. هر قدر که سینمای ما در شکل اول فعال بوده نتوانسته نمونههای قابل قبولی را در شکل دوم ارائه دهد؛ اما از نمونههای خارجی میتوان به «حس ششم» و «دیگران» اشاره کرد.
سینمای وحشت را جدی بگیریم
جواد افشار، کارگردان «کلبه» که در اولین تجربه بلند سینمایی خود ریسک ورود به ژانر وحشت را پذیرفته است، میگوید: «ژانر وحشت به خاطر هیجانات و غافلگیریهای موجود در داستان، فرصت تخلیه درونی را به مخاطب میدهد که این با روحیه جوانها سازگارتر است. اگر ما بتوانیم با کمک گرفتن از این ژانر و فضا از همه ظرفیتهای مخاطب جوان استفاده کنیم، توانستهایم بخش عمدهای از مخاطبان سینما را جذب کنیم. ناگفته نماند کار کردن در ژانر وحشت بسیار سختتر از حوزههای دیگر است چرا که شما باید تمام ظرفیتهای ذهنی مخاطبتان را در نظر بگیرید، پیشبینی او را حدس بزنید و داستانی بنویسید که با همه تصورات او متفاوت باشد. ضمن اینکه مخاطب جوان بسیار باهوش است و در تعلیق گذاشتن او کار سادهای نیست.»
به هر حال این مساله قابل انکار نیست که ژانر وحشت یکی از پرطرفدارترین ژانرها در سینمای جهان است و حالا که ظرفیت ساخت این دست فیلمها در سینمای داخلی ایجاد شده، بهتر است که نسل جوان کشورمان نیز از همین ظرفیت بهره ببرند. به باور جواد افشار، از بین بردن محدودیتهای موضوعی در این ژانر و همگام شدن با بخش حرفهای سینمای جهان، این فرصت را به سینمای ما میدهد که با ساخت یک نمونه قوی و قابل ارائه به بازار در این ژانر، جوانهای بیشتری را جذب سالنهای سینما کنیم.
مرسده بابایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: