در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درخت ریههای طبیعت است. قدیمیترها میگفتند: «تَربُر و سربُر و صیاد ظفر ندارند.» شما به آن ترسوز کردن را هم اضافه کنید. تمام آذر را اگر به اخبار مراجعه میکردید مدام میخواندید «آتشسوزی در جنگلهای گلستان»، «آتشسوزی هنوز ادامه دارد»، «سخت گذر بودن مانع مهار آتش» و بالاخره طبیعت را سپردیم دست خود طبیعت: «تا زمانی که باران خوبی در منطقه گلستان نبارد آتشسوزیها همچنان ادامه دارد.». آخ اگه بارون بزنه! مگر که طبیعت خودش به داد خودش برسد. که اگر دست طبیعت باشد خودش کار خودش را خوب بلد است.اما امان و صد امان از دستهای بیاحتیاط. امان از دستهای جفاکار.
یکی گفت «آتشسوزی سطحی است» یکی گفت «باید فکر اساسی کرد» یک بار هم گفتند:«90 درصد آتش مهار شده.» بعد هم خبر از تهیه « طرحهایی برای مقابله با آتشسوزی جنگلها» دادند و از نبود اعتبار کافی هم مطابق معمول گلایه شد اما جنگل همچنان میسوخت. نیرو کم بود، سربازها آمدند، مردم آمدند. بالگردها آب ریختند سرآتش جنگل اما همچنان جنگل میسوخت. حالا این آتش از کجا آمد دلیلش چه بود؟ «افزایش دما در مهر و آبانماه سالجاری به میزان 3 تا 5 درصد نسبت به میانگین 23 سال گذشته و کاهش رطوبت در سطح جنگل به میزان کمتر از 20 درصد» فقط همین؟ «کاهش بارندگی در همین مدت به میزان 60 درصد نسبت به میانگین 23 سال گذشته و خزان زودهنگام درختان جنگلی و وجود بادهای موسمی از دیگر دلایل این حادثه» بوده. پس پاییز هم نقش داشته. اما دایره مجرمان به اینجا ختم نشد:«سهلانگاری گردشگران و جنگلنشینها، بارندگی قابل توجه در بهار و رویش علف و فراوانی پوشش گیاهی در سطح جنگل و ایجاد یک دوره 5 ماهه خشکی» هم بوده. پس بالاخره عامل پیدا شد اما جنگل همچنان میسوخت.
یکی میگوید:«اینجا را میبینی بابا؟ اینجا جنگل بود. تو که بچه بودی یک بار اومدیم اینجا. یادت نیست؟ کباب درست کردیم؟ پس یادت نیست.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: