در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرسبزی پارک که از دور نمایان میشود، بچهها دست مادر را رها میکنند و دوان دوان خود را به داخل پارک میرسانند تا دقایقی شادمانه جست و خیز کنند.
محوطه بازی کودکان اولین هدف بچههاست. جایی که تاب، سرسره، الاکلنگ و... جزو معدود وسایل بازی آن است؛ همانهایی که سالها از نصبشان گذشته و رنگ و رو رفته شدهاند و با هر بار استفاده بچهها صدای نخراشیدهای از آنها به هوا بلند میشود و انگار حسابی به تعمیر و روغن کاری نیاز دارند. وسایل بازی جوابگوی تعداد زیاد بچهها نیست، چراکه برای یک بار استفاده از هر کدام از این وسایل بچهها باید مدتها در صف بایستند تا نوبتشان شود اما بچهها به همین هم قانع هستند.
آنها که مشغول میشوند، مادر هم نزدیکترین نیمکت به محل بازی بچهها را نشانه میگیرد و روی آن مینشیند.
این تنها کارکردی است که آمدن به پارک برای او دارد، درست مثل پیرمردها و پیرزنهایی که کمی آنطرفتر دور هم جمع شدهاند یا روزنامه میخوانند، یا شطرنج بازی میکنند و این تنها تفریح روزانه و یکنواخت آنهاست.
دقیقتر که نگاه میکند میبیند انگار تنها تفریح جوانها و نوجوانها هم اینجا همین نشستن روی نیمکتها یا بالا و پایین کردن پارک است.
کمکم که از نشستن و خیره شدن به این طرف و آن طرف هم خسته میشود بچهها را صدا میزند که مهیای رفتن شوند. برای او که مسیر خانه تا پارک و برعکس را قرار است پیاده طی کند دیگر آمدن به پارک حتی لطف پیادهروی در پارک را هم از دست داده است.
با خود میاندیشد تا به کی باید نشستن روی نیمکت و تماشای بازی بچهها و گهگاه پیادهروی تنها سرگرمی او باشد؟ پس سهم زنان، جوانان و افراد مسن به عنوان شهروندان یک شهر از پارکهای شهری چیست؟
پارکهای سنتی
دیگر عادت کردهایم از پارکها و بوستانهای شهرمان جز فضای سبز، چند نیمکت، فواره آب و اخیرا هم چند دستگاه ورزشی انتظار دیگری نداشته باشیم.
خیلی وقت است دیگر فرقی نمیکند شهروندی که به پارک مراجعه میکند، فرقی نمیکند کودک باشد، جوان، سالمند، زن یا مرد. مهم این است که نهایت تفریح شهروندان در هر رده سنی و با هر شرایط جسمی تنها نشستن روی نیمکت یا پیادهروی کردن روی سنگفرشهای پارک است. هرچند طی سالهای اخیر شهرداریهای کلانشهرها اقداماتی در راستای تجهیز برخی بوستانهای شهری به وسایل ورزشی انجام دادهاند اما تعداد این دستگاهها متناسب با نیاز شهروندان مراجعهکننده نیست و یا هنوز این کمبود در پارکهای بسیاری از شهرها و استانهای کوچک و دورافتاده کشور به وضوح حس میشود.
اما براستی آیا این تصویر کنونی نهایت آن چیزی است که شهروندان یک شهر از پارکها و بوستانهای شهر خود انتظار دارند؟ آیا این حداکثر خدماتی است که شهرداریها میتوانند در راستای تجهیز پارکها و بوستانهای شهری و تبدیل آنها به فضایی مفرح و سرگرمکننده به شهروندان ارائه دهند؟
شاید از زبان آنهایی که در حین سفرهای خود پارکهای برخی از شهرهای بزرگ دنیا را تجربه کردهاند درباره آنها شنیده باشیم. مکانهایی که فضاهای آن تنها متشکل از چمن و درختکاری، چند نیمکت و فواره آب نیست بلکه این پارکها متناسب با شرایط سنی تمام افراد جامعه از کودک گرفته تا جوان و میانسال و سالمند طراحی شدهاند و حضور در این فضا پاسخگوی نیازهای شهروندان در تمام ردههای سنی است. پارکهایی که هنگام احداث آنها تنها چند درخت و نیمکت و یک فواره آب تمام ایده طراحان آنها نبوده و به امکانات دیگری هم که میتواند این فضاها را جذابتر و پرمخاطبتر کند توجه داشته و دارند.
طراحان این پارکها این مهم را مد نظر قرار میدهند که فضاهایی را تحت عنوان پارک و بوستان طراحی کرده و احداث کنند که برای اقشار مختلف جامعه جاذبههای لازم را داشته باشد.
در واقع همان اندازه که یک کودک به پارک برای سرگرم شدن و تفریح نیاز دارد به یقین یک جوان یا یک میانسال نیز در رفتن به پارک به دنبال رفع نیازهایش است؛ البته با نیازهایی متفاوت از یکدیگر.
اما این تنها مزیت پارکهای امروزی در دنیا نیست هنگامی که میشنویم تجهیز پارکهای شهری به کتابخانه، اینترنت، اتاقهای خلاقیت و بازی کودکان، کارگاههای آموزشی، هنری، تفریحی و... در یک کلام امکانات متناسب شهروندان در تمام ردههای سنی، مجهز هستند.
البته این تنها بخشی از امکانات و تجهیزات پارکهای مدرن در بسیاری از شهرهای دنیا هستند و این در حالی است که تجهیز پارکها به کتابخانه یا تعبیه امکاناتی متناسب با تمام گروههای سنی شهروندان در پارکها کمترین خدماتی است که متولیان امر در راستای به روز کردن فضاهای سبز شهری میتوانند به شهروندان ارائه دهند.
از نوه تا پدربزرگ
هماکنون در بسیاری از شهرهای دنیا پارکها نه تنها متناسب با شرایط سنی بلکه هماهنگ با شرایط جسمی شهروندان نیز طراحی شدهاند، به طوری که در کنار افراد سالم، سالمندان و شهروندانی که به نوعی دارای شرایط خاص جسمانی نظیر انواع معلولیتها هستند نیز میتوانند براحتی و در ایمنی کامل در این فضاها تردد کرده و از حضور در این اماکن تفریحی لذت ببرند.
این درحالی است که هماکنون پارکها و بوستانهای شهرهای ما به هیچ وجه مناسب تردد معلولان نیستند و به همین دلیل است که افراد دارای معلولیتهای جسمی به ناچار خود را از حضور در فضاهای تفریحی و با نشاطی همچون پارکها محروم میکنند.
در بسیاری از کشورها پارکهای شهری با کارکردهای متفاوت برای گروههای سنی مختلف طراحی شدهاند بهطور نمونه در برخی از این کشورها پارکهای تفریحی و نشاطآوری مخصوص کودکان طراحی شده که والدین با آوردن فرزندانشان به این فضاها و بهرهمندی از تجهیزات و امکانات به کار رفته در این اماکن زمینه آموزش و پرورش مطلوب و به طبع آن رشد نسبی شخصیتی کودکان را فراهم میآورند.
کودکان در این پارکها ضمن تفریح و سرگرمی بسیاری از آموزشهای مورد نیاز را با اشتیاق فرا میگیرند و از اینجاست که خانوادهها کودکان را روانه چنین مکانهایی میکنند.
هرچند در کشورما و بخصوص در کلانشهر تهران چند سالی است پارکهای اختصاصی بانوان راهاندازی شده که ضمن فراهم آوردن شرایط مناسب برای ورزش و تفریح آزادانهتر بانوان، خدمات ورزشی و آموزشی و سرگرمکنندهای را به آنها ارائه میدهد اما هنوز فکری برای راهاندازی پارکهای ویژه کودکان با کارکردهای تفریحی و آموزشی متناسب شرایط سنی و روحیات آنها نشده است.
در واقع هماکنون بوستانها و پارکهای شهر ما برای گروههای مختلف سنی از کودکان گرفته تا سالمندان و بانوان یک نوع کارایی را دارند بدون اینکه خدماتی متناسب شرایط سنی و روحیشان ارائه دهند.
هرچند شهرداریها طی چند سال اخیر در برخی پارکها اقدام به نصب وسایل ورزشی کردند که البته این حرکت در راستای تجهیز پارکها به امکانات و تجهیزات ورزشی موثر بود اما متاسفانه این وسایل در اکثر پارکها به دلیل عدمرسیدگی، نیاز به تعمیرات اساسی پیدا کردهاند و تعدادی از آنها نیز قابل استفاده نیستند.
اما یکی از مهمترین ویژگیهای بسیاری از پارکهای شهری در دنیا شبانهروزی بودن آنهاست. فضای پارکها از لحاظ روشنایی و تامین امنیتشان بهگونهای است که شهروندان علاقهمند میتوانند در هر ساعت از شب بدون نگرانی به تفریح و سرگرمی بپردازند.
این درحالی است که هماکنون اغلب پارکهای بزرگ و بوستانهای محلهای شهرمان به دلیل عدم برخورداری از سیستم روشنایی و نورپردازی مناسب هنگام شب تقریبا از همان ساعات عصرگاهی در خاموشی فرو میروند و به محل ناامنی برای حضور خانوادهها تبدیل میشوند. به همین دلیل است که پارکهای شهرمان پس از پایان روشنایی روز کارکرد خود را برای حضور شهروندان در این فضاها از دست میدهند.
پارکها امروزی شوند
تغییر تعریف پارکها و بوستانهای شهری و توسعه کارکردهای آنها در دنیای امروز همان چیزی است که یک کارشناس مسائل شهری نیز بر آن تاکید دارد زیرا به نظر او امروزه دیگر تنها هدف شهرداریها در احداث پارکها صرفا افزایش سرانه فضای سبز شهری نیست بلکه در تعریف امروزی پارکها به محلی برای تجمع شهروندان و تبادل اطلاعات اجتماعی، فرهنگی و... در فضای زندگی شهری تبدیل شدهاند. در واقع امروزه فضاهای سبز شهری جزو لاینفک و اجتنابناپذیر زندگیهای شهری هستند.
به اعتقاد این کارشناس مسائل شهری، امروزه متناسب با افزایش جمعیت شهرها باید سرانه فضاهای سبز شهری نیز توسعه یابد درحالی که هماکنون شرایطی برعکس آنچه باید باشد اتفاق افتاده است، به این معنا که تناسبی میان نرخ رشد جمعیت در شهرها با توسعه سرانه فضای سبزشهری وجود ندارد که این امر و در نتیجه نابرابری و کمبود سرانه فضای سبز شهری در مقایسه با استانداردهای جهانی را رقم میزند.
پارکها و پاتوقها
امید تهرانی با تاکید بر اینکه امروزه علاوه بر فضای سبزشهری میتوان کارکردهای متنوعی از پارکها و بوستانهای شهری گرفت، تصریح میکند: پارکهای شهری میتوانند به محل مناسبی برای راهاندازی پاتوقهای شهری به منظور جمع شدن شهروندان دور هم و برقراری ارتباط و تعامل اجتماعی میان آنها تبدیل شوند.
پاتوقهای محلهای همان طرحی است که چند سال پیش شهرداریهای مناطق اجرای آن را در بوستانها و پارکهای محلهای پایتخت در دستور کار خود قرار دادند و اگرچه چند نمونه از این پاتوقها بهطور آزمایشی در برخی مناطق راهاندازی شد اما این طرح در مدت زمان کوتاهی به دلایل نامعلومی که شاید مهمترین آن بحث کمبود بودجه بود، متوقف شد؛ طرحی که شاید یک قدم ما را در افزایش کارکرد پارکهای شهری پیش میبرد.
به هر حال آنچه این کارشناس مسائل شهری بر آن تاکید دارد ضرورت توجه شهرداریها به عنوان سازمانهای متولی توسعه فضاهای سبز شهری به این نکته مهم است که همپای رشد و توسعه شهرها، ضرورت بازنگری در کارکردهای فضاهای سبز شهری متناسب با نیازهای شهروندان در ردههای مختلف سنی و با هر شرایط جسمانی امری اجتنابناپذیر است و این همان حق برابری شهروندان در استفاده از امکانات زندگی شهری است.
پوران محمدی / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: