کدام استراتژی اجتماعی نتیجه بهتری خواهد داشت؟

نبرد بزرگان

شرکت‌های فیس‌بوک، توییتر، LinkedIn، یوتیوب و وردپرس از نقطه صفر شروع کرده‌اند و هم اکنون نقش اصلی را در رسانه اجتماعی ایفا می‌کنند. هیچ یک از آنها توسط یک شرکت با فناوری عظیم ساخته نشده‌اند و همه جز یکی از آنها مستقل باقی مانده‌اند.
کد خبر: ۳۷۴۲۲۴

اگر کمی فکر کنید به پدیده جالبی پی می‌برید. شرکت‌های با فناوری عظیم محدودیت‌هایی دارند که باعث می‌شود در ساخت رسانه اجتماعی مخصوص خودشان موفق نشوند. در دورانی که ارتباطات به سرعت جای خودش را در این کانال‌ها باز می‌کند، ناتوانی این غول‌های دیجیتالی در ساخت شبکه‌های اجتماعی بیشتر جلب توجه می‌کند.

بویژه 2 تیتان بزرگ بنا به دلایلی درحال ساخت سرخط‌های رسانه اجتماعی هستند. یاهو تصمیم گرفت شبکه اجتماعی خودش را نسازد و درعوض با توییتر و فیس‌بوک تفاهم‌نامه‌های مشارکت امضا کند. در طرف دیگر گوگل نه‌تنها یوتیوب را خرید، بلکه تلاش می‌کند با گوگل باز (Google Buzz)، سهم خودش را از شیرینی رسانه‌های اجتماعی بیرون بکشد.

مشارکت در مقابل توسعه در منزل، محتوا در مقابل فناوری، یاهو درمقابل گوگل! به نظر شما کدام شرکت استراتژی صحیح را در رسانه اجتماعی داشته است؟ هدف‌های 2 شرکت در حوزه اجتماعی چه چیزهایی هستند؟ آیا شانسی در مقابل شروع‌های جدید و زیرکانه‌ای مانند فیس‌بوک و توییتر دارند؟

استراتژی یاهو: شراکت به منظور هدایت ترافیک

در سال 2006، یاهو یک پیشنهاد یک میلیارد دلاری برای خرید فیس‌بوک ارائه کرد. همان‌طور که می‌دانیم یاهو در به پایان رساندن این معامله شکست خورد و داستان ظهور فیس‌بوک و نزول تدریجی یاهو نقل می‌شد. این پرونده کماکان باز ماند و پیشنهاد خرید فیس‌بوک در سال 2008 به بیش از 40 میلیارد دلار توسط مایکروسافت رسید.

اکنون با ورود رهبری جدید، یاهو قصد دارد برگردد و بخشی از قدرت از دست‌رفته‌اش را بازیابد. درگاه اینترنت، به سمت رسانه اجتماعی به عنوان اساسی برای استراتژی رو به رشد خود چرخیده ولی روی به‌دست آوردن توییتر یا ساخت شبکه اجتماعی خودش تمرکز نکرده و شراکت‌هایی ایجاد کرده است تا تمام جوانب یاهو با شبکه‌های اجتماعی به ویژه فیس‌بوک و توییتر ادغام شوند.

در سپتامبر 2009 یاهو اعلام کرد قصد دارد اتصال فیس‌بوک را در محصولات پرطرفدار وب خود قرار دهد. هدف از این کار این بود که نه‌تنها به وسیله رساندن اخبار، ایمیل و سرمایه‌گذاری، بلکه توسط گراف اجتماعی شما و به‌روزرسانی‌های دوستانتان نیز یاهو به درگاهی به وب برای شما تبدیل شود. از طرف دیگر، یاهو همچنین از سرعت‌گیرهایی که توسط به اشتراک‌گذاری مقالات و محتویات در فید اخبار فیس‌بوک سر راه ترافیک اینترنت قرار می‌گرفتند استفاده‌های زیادی می‌کرد. یاهو این استراتژی مشارکتی را در ماه‌های اخیر نیز ادامه داده است. مدتی پیش یاهو برای دادن حق دسترسی به فید توییتر کاربران از طریق یاهو، به‌روزرسانی وضعیت‌شان و ادغام محتوای توییتر با جستجوی شرکت و خصوصیات رسانه، با توییتر نیز شریک شد. همچنین اولین ادغام بین اتصال فیس‌بوک و یاهو انجام و سرویس میل یاهو به فیس‌بوک وصل شد.

استراتژی گوگل: غلبه

استراتژی گوگل در مسیری کاملا متفاوت از رویکرد یاهو قرار دارد. گوگل نیز مثل یاهو پیشینه خوبی در رسانه‌های اجتماعی ندارد. Google Friend از نظر مقبولیت حتی به فیس‌بوک نزدیک هم نشد، اورکات در آمریکا مورد توجه قرار نگرفت، بلاگر جایی در نزدیکی وردپرس هم نداشت و دیگر محصولاتی همچون جایکو (Jaiku) و (Dodgeball) حتی خارج نشدند.

بیراه نگفته‌ایم اگر بگوییم تنها رسانه اجتماعی موفق گوگل یوتیوب است و این «تنها»، 1/65 میلیارد دلار برای شرکت خرج برداشته است! گوگل بیشتر از آن چیزی که فکرش را بکنید محصولات اجتماعی داشته که بیشتر، محصولات درهم و برهم و سرویس‌های داخلی بوده‌اند. نتیجه کار گوگل بسیار ضعیف بوده است.

البته همه چیزهایی که گفتیم تا قبل از گوگل باز بود! با ارائه پیشرفته‌ترین محصول اجتماعی آن، استراتژی گوگل بالاخره ظهور کرد. اگر گوگل بتواند برای Buzz مقبولیت جمع کند و یک نسخه مستقل از ابزار رسانه اجتماعی خود را عرضه کند، می‌تواند سهم بزرگی از شیرینی رسانه اجتماعی را برای خود کند. ارتباط‌دادن یا ادغام‌کردن Buzz با یوتیوب، پیکاسا، اورکات، Friend Connect و دیگر ابزار اجتماعی‌اش می‌تواند آن سرویس‌ها را به خوبی پیشرفت دهد.

باتوجه به پیشینه‌ای که گوگل در رسانه اجتماعی دارد، هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم گوگل با Buzz موفق خواهد ماند. به هرترتیب Buzz کامل‌ترین محصول گوگل است که تاکنون دیده شده است. این استراتژی پرخطرتر از استراتژی یاهو است ولی نتیجه نهایی آن می‌تواند فوق‌العاده باشد.

کدامیک استراتژی صحیح رسانه اجتماعی را دارد؟

اگر این مقاله را به دقت خوانده باشید حدس خواهید زد که قصد نداریم آشکارا بگوییم استراتژی کدام شرکت صحیح و کدامیک غلط است. چیزی که انتظار می‌رود از این مقاله استنتاج کنید این است که ترکیب شرکت و طرح بلندمدت باید استراتژی اجتماعی‌تان را تعیین کند. حقیقتا یاهو در محتوا از گوگل بهتر است.

سرمایه‌گذاری یاهو (Yahoo Finance) به نظر، محصول بهتری از نسخه گوگل است. آرایه نگهداری محتوای اخبار آن بزرگتر است و محصولاتی مانند OMG دارد.

به یک دلیل ساده گوگل اخبارش را نمی‌نویسد یا روزنامه‌ای را بدست نیاورده است. تمرکز اصلی آنها این نیست و در این مساله، خوب هم نیستند. آیا این مساله دلیلی برای گوگل به وجود می‌آورد که روی استفاده از رسانه اجتماعی تمرکز کند تا ترافیک را به سمت محتویاتش هدایت کند؟ پاسخ خیر است.

در طرف دیگر، فناوری گوگل یاهو را با اختلاف زیاد مغلوب ساخت. گوگل می‌تواند محصولات فنی بهتری در زمان کوتاهتری نسبت به یاهو بسازد و می‌تواند سریع‌تر از هر شرکت اینترنتی بزرگی تکرار کند.

بنابراین می‌توان این نتیجه را گرفت که هیچ یک از مسیرهای این دو شرکت اشتباه نیست چرا که هرکدام برای موفقیت، یک استراتژی اجتماعی مستقل نیاز دارند. پس گوگل و یاهو با توجه به توانایی‌هایشان استراتژی‌های درستی را پیاده‌سازی می‌کنند.

محمدحسین کردونی

منبع: mashable.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها