در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون در محرم امسال نیز مثل هر سال برنامهها و مجموعههای متنوعی را تدارک دیده که هر کدام از شبکههای مختلفی به روی آنتن رفته و خواهند رفت. ضمن اینکه تکرار برخی از مجموعهها نیز در کنار این آثار خودنمایی میکنند. مجموعههای معصومیت از دست رفته، وفا و زیر تیغ از این دست مجموعهها هستند که به دلیل استقبالی که در زمان پخش اولیهشان داشتند مدیران را راضی کردند تا در این ایام نیز در کنار مجموعههای جدید پخش شوند. مجموعه معصومیت از دست رفته که مستقیما به یک واقعه تاریخی و مذهبی اشاره دارد و کاملا مطابق شرایط این ماه و ایام است. وفا و بخصوص زیر تیغ نیز با توجه به اینکه مجموعههایی تا حدودی تکاندهنده هستند با این ایام تناقضی ندارند و تا حدودی همین حال و هوا را دارند، اما در بسته صدا و سیما برای ایام محرم امسال شاید سریال خونبها جایگاه ویژهتری داشته باشد. هم به لحاظ سریال بودنش و هم اینکه از شبکه یک سیما و در ساعت بسیار مناسبی (ساعت 22) به روی آنتن میرود. ضمن اینکه سریال از قصه پر کشش و بازیگرهای مشهوری چون پولاد کیمیایی، لیلا اوتادی و عبدالرضا اکبری بهره گرفته است.
خونبها که پیش از این با نام خونمردگی شناخته میشد سریالی است به کارگردانی جواد مزدآبادی و تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی که 5 سال از زمان تولید آن میگذرد و به قول شفیعی به دلیل سوءتفاهمهایی که خدا رو شکر بر طرف شد در این چند سال فرصت پخش از تلویزیون پیدا نکرد. فیلمنامه خونبها را سعید نعمتالله که الان چهره شناختهشدهای در عرصه فیلمنامهنویسی در تلویزیون به شمار میآید نوشته است. ضمن اینکه این مجموعه در 14 قسمت 45 دقیقهای تهیه و تدارک دیده شده است.
خونبها داستانی جنایی دارد که در بستری اجتماعی اتفاق میافتد. البته همانند اکثر آثار تلویزیونی خانواده و روابط خانوادگی نیز سهم زیادی در ماجراها و وقایع داستان دارد، اما اتفاق خوبی که در کنار این موارد رخ داده است این که خونبها توانسته تا حدودی خودش را به قواعد ژانر نزدیک کند. ژانرها در طول تاریخ سینما به این دلیل شکل گرفته و تکامل یافتهاند که فرمول خوبی برای ساخت آثاری مردمپسند هستند. زیباییشناسیشان معمولا بر اساس فطرت آدمی است و به همین دلیل مخاطبپسند هستند، اما در سینما و تلویزیون همواره در خصوص ژانر نوآر اتفاق نظر وجود نداشته و معمولا معدود فیلمهایی هم که تا حدودی طبق اصول این ژانر ساخته میشوند با نظرهای متفاوتی روبهرو میشوند. عدهای آن را نوآر میخوانند و عدهای هم با دلیل و مدرک ثابت میکنند که نوآر نیست. آخرین نمونه سینماییاش فیلم کیفر به کارگردانی حسن فتحی است که نظرهای فراوانی پیرامون آن وجود داشت.
اصلا نمیخواهیم خونبها را به عنوان یک نوآر معرفی کنیم، اما شباهتها و تاثیرپذیریاش از این ژانر را هم نمیتوانیم کتمان کنیم. فیلم مولفههایی را دارد که در ژانر نوآر به طور دقیقتری به آن پرداخته میشوند. یک داستان جنایی و قتل، حضور موثر و وسیع شب، تنهایی شخصیتهای اصلی فیلم، فضای تیره و پر از سوءظن یا شخصیتی اغواگر و فریبنده که معمولا زنی ثروتمند است، پلیسی که قدم به قدم در حال کشف حقایق است و قهرمانی که خودش آستینهایش را بالا زده تا پرده از رازی بردارد. اکثر این موارد در سریال خونبها نیز وجود دارد. اگرچه نمیتوان خونبها را یک نوآر دانست، اما نزدیک شدنش به یک ژانر سینمایی اتفاق بسیار خوبی است که قطعا نتیجهاش استقبال مردم خواهد بود. ژانرها هنوز هم بین مردم طرفدار دارند و شناختهشده هستند. شاید اکثریت مردم از لغات فرهنگی و هنری پیچیده سر در نیاورند، اما همیشه چه در تلویزیون و چه در سینما با ژانرها سر و کار داشته و آنها را خوب میشناسند.
به هر حال امیدواریم گرایش فیلمسازان و سریالسازان ما به استفاده از این نوع فرمولهای مردمی و جذاب ادامه پیدا کند و فصل جدیدی را در زمینه آثار نمایشی در تلویزیون رقم بزنند.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: