در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بر رخ شکسته زلف مجعد را
در خوی گرفته عارضه گلگون را
در می نهفته ورد مورد را
از جادویی نهفته به لعل اندر
تابان دو رشته در منضد را
بگشوده بهر بستن کار من
بشکسته زلفکان معقد را
گفتم ز دام زلف، رهاییبخش
این خاطر پریش مقید را
گفتا دلت رها کنم ار گویی
از جان و دل مدیح محمد را
سرخیل انبیا که صفات او
حیران نموده عقل مجرد را
حق از ازل به مهر و ولای او
با خلق بسته عهد موکد را
پیغمبران به مدرس فضل او
حاضر شوند خواندن ابجد را
قانون نهاد و شرع پدید آورد
و آراست ملک و دولت سرمد را
وانکس که سر ز طاعت او برتافت
گردن نهاد تیغ مهند را
ایزد از او به خلق نمود امروز
احسان بینهایت و بیحد را ...
غزل بهاری
وقت آن است که بر سبزه مقامی بکنیم
بزمی آراسته و شرب مدامی بکنیم
مفتی شهر خراب از می نابست بیا
کاقتدایی ز ارادت به امامی بکنیم
لله الحمد که این عاشقی و شرب مدام
نگذارند که ما فعل حرامی بکنیم
شحنه با شیخ به جنگ است بیا تا من و تو
اندرین فرصت کم عیش تمامی بکنیم
موسم عربده و رقص و نشاط است ولی
چرخ گردان نگذارد که قیامی بکنیم
نگذاریم به گیتی اثر از جور رقیب
گر درین عشق خطرناک دوامی بکنیم
حالیا مصلحت آن است که اندر همه شهر
هر کرا صورت خوبی است سلامی بکنیم
افسر ماه مکلل شود از شعر بهار
گر ز خاک در او کسب مقامی بکنیم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: