گفت‌وگو با محسن شرکاء، دبیر خانه صنعت و معدن کشور

هدفمندسازی یارانه‌ها اعتقاد همه ماست

به زمان اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نزدیک می‌شویم و قرار است 30 درصد از درآمد حاصل از هدفمندی یارانه برای حمایت از بخش تولید اختصاص یابد. که بخشی از این مبلغ برای حمایت از بخش صنعت صرف خواهد شد.
کد خبر: ۳۷۳۵۷۹

صنعتی که قرار است با اجرای هدفمندی یارانه‌ها اصلاح ساختار شود و با شفاف شدن هزینه‌ها و قیمت تمام شده بتدریج در آینده در یک فضای شفاف اقتصادی اقدام به رقابت کند تا بتواند تولیداتی با کیفیت و با هزینه تمام‌شده مناسب به بازار ارائه کند. برای آن که بخش صنعت بتواند این مرحله را بگذراند دولت بسته حمایتی را برای بخش تولید کشور در نظر گرفته است اما محسن شرکاءدبیرخانه صنعت و معدن کشور و عضو کارگروه حمایت از تولید وزارت صنایع معتقد است که اگرچه در بسته‌های حمایتی توجه ویژه‌ای به بخش صنعت شده است، اما هنوز بخش تولید از نبود نقدینگی کافی و سرمایه در گردش رنج می‌برد و در این بسته به این نکته توجهی نشده است. به اعتقاد وی دولت باید دوره تنفسی را برای بازپرداخت تسهیلاتی که در این طرح در نظر گرفته لحاظ کند.

شما پیش از این اعلام کردید که اطلاع‌رسانی درستی درباره وضعیت واحدهای تولیدی با اجرای هدفمندی یارانه‌ها انجام نشده و  از ابهامات موجود انتقاد کردید از سوی دیگر مسوولان نیز با ارائه بسته‌های حمایتی معتقدند حمایت خوبی صورت گرفته به عقیده شما در کدام بخش‌ها هنوز ابهام وجود دارد؟

بدون استثناء امروز اعتقاد داریم که باید قانون هدفمند کردن یارانه‌ها اجرا شود و اعتقاد ما بعنوان بخش تولید این است که یارانه‌ها باید به بخش تولید هدایت شود اگر نرخ تمام‌شده تولید نرخ منطقی باشد مطمئنا به نفع مصرف‌کننده خواهد بود. یعنی ما باید به سمت اقتصاد تولیدمحور صادراتی برویم.

این باید به عنوان یک استراتژی در همه بخش‌ها چه دولت و چه بخش خصوصی در راس اهداف‌شان باشد.
امروز بخش تولید کشور و بخصوص صنعت و معدن مشکل نقدینگی دارد یعنی همان سرمایه در گردش. کمبود سرمایه و نقدینگی زمانی شروع به رشد کرد که در بخش تولید خزانه بانک مرکزی را 3 قفله و 6 قفله کردیم. در نهایت امروز بخش صنایع کشور بشدت با مشکل کمبود نقدینگی مواجه است و این یک چالش بزرگ در بحث هدفمندکردن یارانه‌هاست.

مگر در بسته حمایتی وزارت صنایع این قضیه دیده نشده؟

دربحث نقدینگی پیش‌بینی‌ای نشده است. مطلب دوم بحث معوقات بانکی است. کسانی بودند که در آن مقطع سرمایه در گردش را گرفتند و به سمت سرمایه‌گذاری بردند  به تبع اینها معوقه‌دار شدند امروز هر نوع تسهیلاتی که بخواهید از بانک‌ها بگیرید بحث معوقه مطرح می‌شود.

یعنی تسهیلات در نظر گرفته شده در قانون هدفمند کردن یارانه‌ها شامل کسانی می‌شود که معوقه نداشته باشند؟

غیر از خط اعتباری انرژی که در مورد آن هم بحث دارم عمده تسهیلات طبق سازوکار و قوانین بانک‌ها اعطا می‌شود و بانک‌ها طبق قوانین و دستورالعمل‌های خود اقدام می‌کنند و به کسانی که معوقه دارند تا امروز شاهد بودیم که تسهیلاتی تا مشخص شدن وضعیت معوقه‌شان داده نشده است هم این روند ادامه دارد. صنایع معوقه‌دار هم در کشور کم نیستند.

آماری از تعدادشان دارید؟

فقط بیش از 9 هزار تا را ظرف یک سال و اندی گذشته استمهال کردند تازه اینها کسانی بودند که تا 2 هزار میلیارد تومان معوقه داشتند، ما صنایعی داریم که بیش از این عدد و رقم‌ها معوقه دارند، بخصوص در عرض 2، 3 سال اخیر که سیاست‌های انقباظی از سوی بانک‌ها در پیش گرفته شد این مسائل به وجود آمد.

اما در صحبت‌های مسوولان اعلام می‌شود اعتبارات و تسهیلات هدفمندی ربطی به منابع بانکی ندارد؟

آن رقم 3000 میلیارد تومان است که قابل مدیریت است. سقف درآمدی که برای دولت از محل هدفمندی یارانه‌ها و افزایش نرخ حامل‌های انرژی ایجاد می‌شود در سال اول 20 هزار میلیارد تومان است. قرار است 50 درصد آن به صورت یارانه نقدی پرداخت شود و آن 50 درصد دیگر درصدی حدود 6 هزار میلیارد تومان به بخش‌های تولید، خدمات و حمل و نقل و دیگر بخش‌ها تعلق گیرد.

اگر 50 درصد مبلغ 6 هزار میلیارد تومان به بخش صنایع و معادن تعلق بگیرد می‌شود 3000 میلیارد تومان که وزارت صنایع می‌تواند روی این مبلغ نظر داشته باشد. هرچند بانک‌ها تعاملی کردند که اگر 3 هزار میلیارد از این بخش در اختیار صنعت قرار گیرد 2 برابر این عدد را وام بدهند. اما این 2 برابر سازوکار و قوانین خاص خودش را دارد. با کسانی که معوقه و مشکل زیان انباشته دارند طبق تبصره یک و 2 ماده 186 قانون مالیات‌های مستقیم برخورد می‌شود.
این در یک سیکل می‌افتد که عملا شدنی نیست یا ضریب شدنش پایین است. بانک‌ها ساز و کار خود را دارند. پس باید در کنار آن، اتفاقات دیگری هم بیفتد. خط اعتباری انرژی را در نظر بگیرید اگر قرار باشد تسهیلات تولید بدهند با بهره 3ـ4 درصد و بخواهند آن را بلافاصله از ماه بعد بگیرند با این کار من تولیدکننده را بدهکارتر می‌کنند.

این بصورت قرض‌الحسنه نیست؟

یک تسهیلات بانکی و یک خط اعتبار انرژی است در واقع مابه‌التفاوت نرخ انرژی است یعنی نرخی که قبلا پرداخت می‌کردیم و نرخی که الان باید پرداخت کنیم.

یک ساله‌اش را به عنوان خط اعتباری می‌دهند با بهره 3 درصد که قسط آن باید از ماه اول پرداخت شود. اگر یک سال تنفس داشته باشد می‌شود گفت یک کمکی است.

یعنی بتوان از یک سال بعد قسطش را داد و در این مدت تولیدکننده شرایط انرژی‌اش را منطبق کند. اما تولیدکننده از وقتی که آن تسهیلات را می‌گیرد باید قسطش را بدهد.

در واقع تولیدکننده اگر یک ماه قسط ندهد برای اخذ آن وزارت صنایع نیز به کمک وزارت نیرو می‌رود.

تا دیروز اگر قبض برق را پرداخت نمی‌کردیم خود وزارت نیرو می‌آمد کنتور را قطع می‌کرد اما الان وزارت صنایع هم به کمکش خواهد آمد.

معتقدیم به موازات این طرح باید کارهای زیادی انجام شود. فرضا باید LC ریالی ارزی را برای بخش خصوصی فعال کنیم. نرخ تسهیلات را برای تولید تک‌رقمی و معادل کشورهای حوزه خلیج‌فارس کنیم.

در آنجا این نرخ چند درصد است؟

برای بخش تولید در تمام دنیا زیر 4 ـ 5 درصد است.

البته نرخ تورم آنها  هم پایین است؟

ما یک اختلاف بیش از 30 درصدی در نرخ تورم و نرخ تسهیلات داریم اگر در حالت مساوی هم در نظر بگیریم در تولیدات داخلی ما با در نظر گرفتن نرخ تسهیلات و نرخ تورم اختلاف بالایی داریم. نرخ تامین اجتماعی، تسهیلات بانکی بالاست. اگر بخواهیم به سمتی برویم که محور توسعه اقتصادی تولیدات صادراتی و اقتصاد مولد باشد باید یکسری امتیازات تا مدتی داده شود تا این بذر از زمین خارج شود تبدیل به نهال و درخت میوه شود. در واقع باید از این صنعت مراقبت کنیم تا وقتی میوه داد تعدادی از میوه‌ها را دولت بچیند و تعدادی را هم سرمایه‌گذار. اقتصاد مولد شکل نمی‌گیرد مگر از طریق کشاورزی صنعتی، از صنعت صنعتی، از معدن صنعتی از خدمات صنعتی و از بازرگانی صنعتی.

به طریق دیگری نمی‌شود به اقتصاد شکوفا دست پیدا کرد. ما که قرار نیست مادام‌العمر نفت را بفروشیم و هزینه کنیم اگر به این شکل جلو برویم در سال 1400 نه تنها نفتی برای فروش نداریم بلکه باید واردکننده نفت باشیم و این خیانت به نسل آینده است. حتما باید یارانه‌ها را هدفمند کنیم و درست مصرف کنیم. این اعتقاد هر ایرانی است.

اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها چه فرصتی را در اختیار بخش صنعت و معدن کشور می‌گذارد؟

اگر زیرساخت‌های طرح هدفمندکردن یارانه‌ها مهیا باشد می‌تواند بسیار سودآور باشد. طرح صنایع زودبازده طرح بسیار خوبی بود که بد اجرا شد. طرح مالیات بر مصرف طرحی است که تمام کشورهای دنیا از طریق این طرح بخش اعظمی از هزینه‌های دولت‌شان و ساخت‌و سازها را تامین می‌کنند ما هم اسم این طرح را عوض می‌کنیم و آن را مالیات بر ارزش افزوده می‌گذاریم. آن را مالیات بر تولید می‌کنیم.

الان 2 سال و اندی است که تولیدکننده مالیات پرداخت می‌کند، یک قانون، حتی قانون بد اگر خوب اجرا شود مفید است. چه برسد به این که وقتی یک قانون خوب، خوب اجرا شود.

مالیات بر مصرف قانون خوبی است هدفمندکردن یارانه‌ها قانون بسیار خوبی است ما درست از بعد از انقلاب باید هدفمندکردن یارانه‌ها را در دستور کار قرار داده و اجرایش می‌کردیم.

متاسفانه جنگ به ما تحمیل شد ولی به هر حال بعد از جنگ می‌توانستیم در برنامه دوم و سوم به این برنامه ورود پیدا کنیم و اجرایش کنیم که در این صورت تا الان خیلی برای مملکت مفید واقع شده بود.

جلوی ضرر را هم از هر جا بگیریم منفعت است. شاید امروز اجرای این قانون دیر شده باشد اما هرچه سریع‌تر باید اجرایش کنیم.

البته مهم زیرساخت‌ها هستند و حتما باید نرخ تسهیلات را برای بخش تولید کشور تک‌رقمی کنیم.

این که دستوری نمی‌شود؟

در اقتصاد دستور اصلا جواب نمی‌دهد وقتی بخواهید یک منطقه محروم آباد شود چه می‌کنید؟ یکسری امتیازات برایش ایجاد می‌کنید. فرضامی‌گویید اگر سرمایه‌گذار به این منطقه محروم برود تسهیلاتی ارزان به آن بدهیم به فرض اگر در تهران نرخ تسهیلات را با 6 درصد می‌دهیم در آنجا یک درصد بدهیم.

اگر در تهران کسی کارخانه‌ای در شهرک صنعتی می‌زند و 80 درصد آن را در طی 4 سال معافیت مالیاتی می‌دهند اگر در منطقه محروم کارخانه بزند تا 15ـ10 سال معاف از مالیات شود.

اگر نرخ تامین اجتماعی در مناطق برخوردار یک سهمی برای کارگر و کارفرما قائل شده است در مناطق محروم فرق ‌کند.

یعنی استثنایی برای بخش تولید قائل شوند؟

بله، اگر جز این باشد منطقه محروم آباد نمی‌شود. اگر قرار شود شرایط منطقه برخوردار با منطقه غیربرخوردار یکنواخت شود چه کسی به منطقه محروم می‌رود؟

اما وقتی امتیازات ترجیحی و انگیزشی وجود داشته باشد افراد به منطقه محروم می‌روند مثلا کسی که در تهران است 30 درصد مالیات بدهد و اگر به منطقه محروم برود از مالیات معاف باشد پس این یک امتیاز است.

اگر برای کارخانه یا کشاورزی مدرن در تهران با بهره 26 درصد تسهیلات بدهند، در منطقه محروم بهره‌اش 2 درصد می‌شود.

اگر نرخ تامین اجتماعی تهران 30 درصد باشد و در منطقه محروم 3 درصد باشد، شما کجا خواهید رفت؟

تا جایی که من می‌دانم، در مناطق محروم تسهیلاتی را برای تشویق سرمایه‌گذاری در نظر گرفته‌اند؟

آیا قانون کار در مناطق محروم و غیرمحروم یکی نیست؟ آیا قانون کارگر کشاورزی و صنعتی فرق دارد و... خیلی چیزها باید تفاوت کند تا انگیزه ایجاد شود. وقتی می‌‌بینیم بلیت هواپیما نسبت به ساعت‌ها متغیر می‌شود، شرکت هواپیمایی می‌داند که باید بلیت صبح را که پرواز کار است، گران‌تر بفروشد یا بلیت ساعت یک ارزان‌تر می‌شود و شما حق انتخاب دارید.

با این‌که زمان اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نزدیک است برای جلوگیری از بروز مشکلات، چه اقدامی باید انجام داد؟

همزمان با این طرح باید LC داخلی (خط اعتباری بانکی ریالی و ارزی)‌ را فعال کنند و بیمه اعتباری، کاربردی و عملیاتی شود. الان عمده صنایع ما برای استفاد از تسهیلات مشکل وثیقه دارند. همین طور که بیمه،‌ یک ماشین 100 میلیونی یا یک برج را بیمه می‌کند، چرا این بسته پول را بیمه نکند؟

کارمزدش را بگیرند و این پول تسهیلات را در برابر بانک بیمه کنند.

اگر این اتفاقات بیفتد، مطمئنا راه رسیدن به هدف را کوتاه می‌کند و هدفمندتر کردن یارانه‌ها را زودتر به نتیجه می‌رساند و مشکلات را حل می‌کند.

حتما باید LC داخلی و بیمه اعتباری را فعال کنیم. نرخ تسهیلات برای بخش تجاری (یعنی غیرمولد)‌ باید بالا برود و برای بخش مولد باید پایین بیاید. از آن طرف باید نظارت‌ها را کاربردی و فعال کنیم. هرکس برای بخش مولد پول می‌گیرد، سر جای خودش هزینه کند و این نظارت میسر نمی‌شود، مگر با همکاری بخش خصوصی.

باید ببینیم در آینده چه بخش‌هایی می‌توانند در کشور ارزش افزوده ایجاد کنند و چه صنعتی برای کشور ما مزیت دارد که اگر از آن حمایت کنیم بتوانیم ظرف 10ـ 5 سال در دنیا رتبه بیاوریم. قرار نیست ما همه انواع صنعت را داشته باشیم. اگر قرار است صنعت خودرو داشته باشیم، باید ببینیم در چه مدت زمانی باید به چه نقطه‌ای برسیم و بعد از مشخص شدن این مسیر دنبال طراحی خودرو برویم و صنعت ماشین‌سازی‌مان را در اولویت حمایت قرار دهیم. اگر امروز آلمان رکن اصلی صنعت است، به خاطر صنعت ماشین‌سازی است. امروز هرکس می‌خواهد ماشین‌آلات خریداری کند، اول می‌گوید آلمان!

ما باید پنج شش صنعت را تعریف کنیم،‌ اولویت حمایت‌های معنی‌دار و زماندار را برای اینها تعریف کنیم. وقتی شما صنعت خودرو داشته باشید، تودوزی هم نیاز دارید، پس نساجی هم مطرح می‌شود. ما باید مسیر و استراتژی صنعتمان را بدانیم، باید بدانیم در چه صنایعی پتانسیل داریم. در چه صنایعی می‌توانیم بعد از چهار پنج سال در دنیا مقام بیاوریم. باید صنعتی تولید کنیم که محصولات صادراتی به ما بدهد؛ یعنی مورد تایید بازارهای بین‌المللی باشد. از آن طرف هم باید کارگروه‌های اقتصادی وزارتخانه‌ها بشدت فعال شوند. باید اطلاعات داخل و بیرون را لحظه‌ای با هم هماهنگ کنند. اطلاعات را از خارج بدهند، بازارشناسی کنند. ما هم باید فعال شویم، به سمت بهینه‌سازی مصرف سوخت در واحدهایمان برویم، باید به سمت نوسازی صنایع برویم؛ به سمتی برویم که کالاهای باکیفیت بالا و قیمت منطقی تولید کنیم.

بخش خصوصی‌مان حتما باید متحول شود، باید درونش انقلابی برای بهسازی و بهتر ساختن و بهتر تولید کردن و کمتر انرژی مصرف کردن، با کیفیت بالا تولید کردن، ارزان‌تر تمام کردن و مدیریت بهینه داشتن ایجاد شود. ما هم به عنوان بخش خصوصی باید مسوولیتی را به‌عهده بگیریم، مسوولیت‌پذیر باشیم تا کمکشان برویم و در نهایت ظرف دو سه سال از نظر تولید کشورمان را به جایگاه واقعی خودش برسانیم.

قانون جامع صنعت در حال تدوین است و مراحل نهایی‌اش را می‌گذراند. آیا نکاتی که شما به‌ آن اشاره کردید، در آن پیش‌بینی شده؟ و آیا نظر بخش خصوصی در تهیه آن اعمال شده است؟

این‌که ما از تشکل‌ها دعوت کنیم و در نهایت یک کانون فکر ایجاد کنیم که نخبگان بنشینند و یک قانون جامع صنعت یا استراتژی توسعه صنعت را با کمک استادان دانشگاه و کاربردی تنظیم کنند، یک بحث است؛ اما یک موقع چیزی تهیه می‌کنیم، بعد با تشکل‌ها و کارآفرینان مطرح می‌کنیم، به هر حال هر دو شیوه می‌تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند؛ به شرطی که برای اظهارنظرهایی که احیانا رد می‌شوند، دلایل منطقی و علمی داشته باشیم که بخش خصوصی بداند اگر پیشنهاد یا اظهارنظر می‌دهد، در رابطه با آن اظهارنظرها فکر و بررسی می‌شود و در نهایت اعمال می‌شود. اگر هم اعمال نمی‌شود، با دلیل و علم برایشان توضیح داده شود که به این دلایل پیشنهاد رد شده و بخش خصوصی را قانع کنند، نه این که صرفا بگوییم ما چنین کاری انجام دادیم، حالا شما بیایید ببینید و نظر دهید. بعد این نظرات در هیچ جا پاسخ داده نمی‌شود که بله یا نه.

یعنی این تعامل در تهیه این قانون وجود نداشته؟

اگر در گفت‌وگو، تعامل و فصل مشترک را سرلوحه کار قرار دهیم، شک نکنید که شروع توسعه قابل‌قبول از گفت‌وگو، تعامل و تقویت فصل مشترک در قسمت‌های مختلف جامعه و درخصوص هر موضوعی است.

در هر بحث و مطلبی وقتی به یک همبستگی و وفاق ملی رسیدیم، در آن پیروزی کسب کردیم، در 8 سال دفاع مقدس یک وفاق ملی بود که باید ما پیروز می‌شدیم. از زن و مرد و پیر و جوان و کوچک و بزرگ یاعلی گفتیم و نتیجه‌اش را هم دیدیم.

درخصوص انرژی هسته‌ای، یک عزم و اراده ملی پشت سر این قضیه بود، یک وفاق ملی پشت قضیه بود. حالا هم می‌بینید سکوی افتخاری نیست که پشت سرهم کسب نکنیم. در هر موردی وقتی این همبستگی ملی ایجاد شود، شک نکنید که نتیجه‌اش مثبت است.

در این قانون جامع صنعت از شما نظرخواهی شد؟

آنچه مسلم است آن توجه لازم و کافی به مدیریت بخش خصوصی نمی‌شود. ما این را در اصل 44 قانون اساسی هم دیدیم. روح حاکم بر اصل 44 قانون اساسی، ‌واگذاری فیزیکی یک کارخانه به بخش خصوصی نبوده که طول و عرض یک سالن یا ماشین‌آلات را به بخش خصوصی بدهند؛ بلکه روح حاکم این بوده که ما مدیریت بنگاه اقتصادی را خصوصی کنیم. می‌بینید که عملا هم تحقق پیدا نکرده، هنوز باور بخش خصوصی در جامعه ما ضعیف است و این‌که بخش خصوصی می‌تواند، هنوز جا نیفتاده. در صورتی که ما چاره‌ای هم غیر از این نداریم که بخش خصوصی را باور کنیم. برای این بخش اصل را بر برائت بگذاریم، قبولش کنیم برای بارور شدن و به بلوغ رسیدنش، هزینه اشتباهاتش را هم بپذیریم و کمکش کنیم تا بخش اقتصاد کشور، یک بخش شکوفا و مبلغ شود.

می‌توانید ارزیابی‌تان را از قانون بگویید و این که نکات مثبت و منفی‌اش چیست؟

وقتی هنوز زیرساخت‌های مالیات بر ارزش افزوده، زیرساخت‌های اجرای مالیات بر مصرف در مملکت ما آماده نشده، می‌آییم قانون مالیات بر ارزش افزوده را اجرایی می‌کنیم، چه اتفاقی می‌افتد؟ 2 سال و نیم است که تولیدکننده این مالیات را می‌دهد. از نظر بعد یعنی اصناف هم نتوانسته بگیرد، در نتیجه عملا یک درصدی را به قیمت تمام شده تولید اضافه کرده، در صورتی که ما این قانون را تصویب کردیم، باید زیرساخت‌هایش را آماده می‌کردیم.

زیرساخت‌هایش چه بود؟

سال 1382 مجلس قانونی را تصویب و شورای نگهبان تاییدش کرد و توسط دولت ابلاغ شد که اصناف در شهرهای تا 300 هزار نفر ظرف مدت 3 سال و در کل کشور ظرف مدت 5 سال به ماشین الکترونیک دریافت و پرداخت مجهز شوند. اگر این قانون از 82 تا 87 اجرا می‌شد، امروز همه مالیات باارزش افزوده را با بهترین شرایط پای صندوق پرداخت می‌کردند.

شما یک جا خریدار هستید و یک جا فروشنده؛ این صندوق است دیگر. هم دولت به اهدافش رسیده بود هم یک قانون خوب اجرا شده بود.

منظورم قانون جامع صنعت بود. آیا هنگام تهیه، از بخش خصوصی نظرخواهی شد؟

ما یک استراتژی توسعه صنعت در زمان آقای خاتمی داشتیم. آقای دکتر نیلی و هیاتی از دانشگاه این را تهیه کرده بودند که طی مراسمی به رئیس‌جمهور وقت داده شد. به لحاظی در دوره‌های بعد،‌ این قانون موارد و مطالبی داشت. اخیرا وزارت صنایع و معادن، طرحی به نام استراتژی توسعه صنعت ارائه داد که نسخه‌ای از آن را داریم و در یکی از جلساتش دعوت شدیم و در خدمتشان بودیم. البته اصولا استراتژی دارای یک طول و عرض است، شاخص‌هایی دارد. آن چیزی که ما دیدیم و در اختیارمان گذاشتند را نمی‌شد استراتژی نامید. در نهایت معیارها و اصول استراتژی در آن ضعیف دیده شده بود. البته فقط به عنوان یک پیش‌طرح بود که لازم است با در نظر گرفتن استراتژی که دکتر نیلی تهیه کرده بود، آن را ببینیم، طرح‌های بالادستی را ببینیم، پتانسیل‌های سرزمین را مدنظر داشته باشیم تا با ادغام و تکمیل اینها بتوانیم یک استراتژی توسعه صنعت داشته باشیم.

آیا استراتژی‌ای که زمان آقای نیلی تهیه شد، جوابگو نبود؟

ما وقتی آن را دیدیم خیلی خوشحال شدیم، چون تا آن لحظه هیچ نداشتیم؛ ولی بعد از آن چیزی برای بحث و اصلاح کردنش داشتیم و آن را به فال نیک می‌گیریم. این هم که امروز انجام شده باید به طرح‌های بالادستی نگاه کند. باید به استراتژی‌ای که قبلا تدوین شده، نگاه شود. به آمایش سرزمین و...

پس به مواردی که اشاره کردید، نگاه نشده است؟

ضعیف بوده. به نظر من باید جامع‌تر از آنچه امروز تهیه شده باشد.

به چه نکاتی باید توجه شود؟

برای تدوین یک استراتژی در یک بخش از اقتصاد باید ابتدا استراتژی توسعه اقتصادی مشخص باشد. استراتژی توسعه اقتصادی هم بر اساس آمایش سرزمین است. ابتدا ما باید طرح جامع سرزمین‌مان را داشته باشیم تا ببینیم در کجا چه داریم و در کجا چه نیاز داریم.

منابع ما بی‌نهایت که نیست، محدود است. باید اولویت‌ها را تعیین کنیم. طرح آمایش سرزمین طرحی است که به طور جامع و کامل نقشه راه را می‌دهد. این‌که چند پل داشته باشیم او اول و دوم کدام باشد، چه مسیرهایی به ریل نیاز دارد، اولویت‌های ریل‌گذاری از چه نقطه‌ای به چه نقطه‌‌‌ای است و...

چه صنایعی و در کجا باید داشته باشیم، آیا باید درهر نقطه از کشور صنعت فولاد و سیمان داشته باشیم؟

 این‌که بدانیم کجا سرمایه‌گذاری کنیم که از نظر مصالح سیاسی، امنیتی، اجتماعی، ارزش افزوده، معادن و... اگر بخواهیم دو کارخانه سیمان داشته باشیم این دو کارخانه در کدام نقطه ایران باشد؟

آمایش سرزمین که سال‌هاست بحث آن مطرح است، هنوز شروع نشده؟

سال‌هاست که حرفش را می‌زنیم. شاید 40 سال است. بعد از انقلاب هم خیلی بیشتر به آن پرداختیم اما هنوز چنین چیزی نداریم.

متولی‌اش کیست؟

در گذشته سازمان مدیریت برنامه‌ریزی و امروز هم به احتمال قوی در حوزه معاونت محترم رئیس‌جمهور حوزه برنامه‌ریزی باید باشد.

براساس چشم‌انداز که رکن اصلی هدف‌گذاری ماست، تعریف کرده‌ایم که در سال 1404 باید در بخش اقتصاد به چه نقطه‌ای برسیم. حال باید این اقتصاد را تعریف کنیم و بگوییم می‌خواهیم اقتصادمان اقتصاد تولیدمحور باشد. اقتصاد تولیدمحور صادراتی را به‌عنوان یک اصل بپذیریم و حالا ببینیم کشاورزی امروز ما چیست و با چه نقشه‌ای باید به چه نقطه‌ای برسد. امروز صنعت ما چیست، چگونه و از چه مسیری باید به چه نقطه‌ای در سال 1404 برسد.

برای هر کدام از اینها باید استراتژی تدوین شود. در نهایت یک کارگروه بالاتر فصل مشترک اینها را با هم ببینید. نباید جزیره‌ای باشد. این‌که وزارت صنایع برود به دنبال صنعتش، وزارت بازرگانی برود به دنبال واردات این نمی‌شود. ما باید واردات را داشته باشیم ولی واردات مدیریت شده نه واردات بی‌حساب و کتاب، نه واردات کالاهای بنجل و مصرفی.

حلقه‌هایی بین اینها هست که بسیار از هم گسیخته است. رهبر معظم انقلاب هم اشارات بسیار مهمی به این نکات داشتند. ما باید اینها را ببینیم و براساس طرح‌های بالادستی، افق 1404، آمایش سرزمین، استراتژی اقتصاد و به تبع اینها استراتژی بخش‌های مختلف و الی آخر ریز شویم. مثلا اگر امروز کسی می‌خواهد در فلان استان کارخانه سیمان بزند باید ببینیم طبق طرح آمایش سرزمین می‌تواند در این استان کارخانه بزند یا نه و او را به محلی هدایت کند که خوب است کارخانه را در آنجا بزند. همه جا که نباید فولاد، سیمان و فرش داشته باشیم. هر جایی که بتواند ارزش افزوده بیشتری تولید کند، هر جایی که بتواند مسائل اجتماعی بیشتری حل کند، ثروت بیشتری جمع کند، کمترین آسیب را به محیط زیست برساند و... باید مورد توجه قرار گیرد که این می‌شود آمایش سرزمین.

الان صنایع کشور با چند درصد ظرفیت فعال هستند؟

عمده صنایع کشور زیر ظرفیت اسمی‌شان کار می‌کنند.

بعضی با اعلام برخی آمارها می‌گویند 30 درصد و بعضی می‌گویند 40 درصد؟

بیایید ضریب تعریف نکنیم. وقتی توان شما این است که صد متر پارچه ببافید، اگر 80 متر ببافید به نظر من یک جای کار نقص دارد. بخشی از این نقص درون سازمانی و بخشی از آن بیرون سازمانی است.

وفتی شما می‌خواهید بهره‌وری را بالا ببرید بهره‌وری 2 قسمت دارد. درون‌سازمانی و بیرون‌سازمانی. بیرون از بنگاه اقتصادی مسائلی وجود دارد که درون‌سازمانی را مدیریت می‌کند؛ به عنوان مثال بخش‌هایی از قانون کار،‌ اگر یک نیروی انسانی کم کار می‌کند عملا بهره‌وری را پایین آورده، اگر بهره‌وری براساس تولید یا کار فرد باشد یا مدیریت دیگری در قانون اعمال شود، بهره‌وری بالا می‌رود.

وقتی ما به جای الکتروموتور زیمنس، الکتروموتور چینی مصرف می‌کنیم مصرف انرژی‌ بالا می‌رود.

آنچه شما فرمودید را هم باید 2 قسمت کنیم، در بخش درون‌بنگاهی من بخش خصوصی باید متعهدانه بروم ضعف‌های درون‌سازمانم را مدیریت کنم از بین ببرم. در بهینه‌سازی مصرف سوخت تلاش کنم و در آموزش‌ها یک محیط صمیمانه و دوستانه، پدر و فرزندی در کارخانه ایجاد کنم.

الان آمار تعداد بنگاه‌های صنعتی مشکل‌دار را دارید؟

ما صنعت تعطیل‌شده و صنعت مشکل‌دار هم داریم، ولی امروز مدیران بخش تولید کشور ما با تمام وجود اجازه نمی‌دهند چرخ تولید مملکت بایستد تا اشتغال و ثروت برای مملکت ایجاد شود و خانواده کارگر کمک کند تا این چراغ روشن بماند. این را در وجدان خودشان با خود عهد بسته‌اند. به همین دلیل هم همه جا حضور پیدا می‌کنیم و درخواست کمک‌های منطقی و علمی داریم.

آماری در رابطه با واحدهای تعطیل‌شده وجود دارد؟

بدون شک آمار وجود دارد، اما بگذارید نور امید در دل آنها زنده باشد. توان صنعت از آنچه امروز تولید می‌کند به مراتب بیشتر است.

در مورد واردات بی‌رویه، صادرکننده‌ها معتقدند اگر نرخ ارز واقعی شود (یعنی بالا برود)‌ به نفع صادرات است. آیا واقعی شدن آن که گفته می‌شود نرخی بالاتر خواهد بود به نفع بخش تولید هم است؟

اگر استراتژی اقتصاد ما برمبنای اقتصاد مولد شکل گیرد یعنی ما در خصوص این هدف تضاد فکری نداشته باشیم و همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند صنعت را به عنوان محور توسعه اقتصادی بدانیم خیلی از مسائل حل می‌شود. این یک واقعیت است که در کشورهای توسعه‌یافته از این طریق توسعه‌یافتگی در بخش اقتصادشان ایجاد شده. ما هم باید محور توسعه اقتصادمان برمبنای اقتصاد تولیدمحور باشد. اقتصاد تولیدمحور، صنعت، هست معدن و کشاورزی است.

وقتی ما سرمایه‌ها را به سمت اقتصاد تولیدمحور و تولید هدایت کنیم بدون شک کارهای کاذب و مضر از جامعه حذف می‌شود و سرمایه‌های خرد و کلان به سمت تولید می‌رود؛ چراکه اگر تولید سودآور بشود این اتفاق می‌افتد. سود هم سود سلامت و سود منطقی است. سود شرعی است.

مشخصا نظرتان را راجع به نرخ ارز می‌فرمایید؟

نرخ ارز نیاز به کار کارشناسی دارد. نرخ ارز در کشور ما در شرایط امروز نمی‌تواند آزاد بشود. حتما باید تولیدات داخل‌مان را از مسیری عبور دهیم؛ البته کنترل شدید نرخ ارز به سلامت اقتصاد ضرر خواهد زد. این نیاز به کار کارشناسی با شرایط کشور خودمان دارد. در مقابل حمایتی که دولت از من تولیدکننده می‌کند، من باید متعهد باشم در یک مدت زمان مشخص خودم را به یک نقطه قابل قبول برسانم.

پایین بودن نرخ ارز قدرت رقابت شما را به نفع واردات خارجی نمی‌گیرد؟

امروز واردات با دلار ارزان و صادراتش با دلار گران است. این هم به شرایط اقتصادی مملکت برمی‌گردد که دولتمردان ما باید راجع به این فکر کنند. اخیرا می‌بینم که این مبلغ باز شده.

یکدفعه نمی‌شود نرخ ارز را آزاد کرد باید تدریجی باشد.

باید در یک مدت زمان تعریف شده باشد. ضمن این مدت زمان باید تعاریف معینی را برای بخش تولید انجام دهیم. چین پانزده شانزده سال با دنیا برای ورود به بازار جهانی چانه‌زنی می‌کند، اما در این مدت که بیکار ننشسته بود. وقتی درها را باز کرد و به تجارت جهانی وارد شد، رشد کرد. صنعتش نه تنها زمین نخورد، بلکه در دل تمام دنیا هراسی ایجاد کرد. بدون شک در آینده باید نرخ ارز ما هم مطابق با بازار جهانی شود. همه چیز باید براساس اقتصاد عرضه و تقاضا شکل بگیرد.

مسوولیت دولت، تعادل بین عرضه و تقاضاست. هر جا احساس کند تقاضا بالا رفته، عرضه کم می‌شود و نرخ بالا می‌رود. باید در اینجا ورود پیدا کند. اگر می‌بینید قیمت سیب‌زمینی بالا می‌رود و در حق مصرف‌کننده اجحاف می‌شود برای تعادل در بازار، سیب‌زمینی وارد می‌کند و تعرفه را پایین می‌آورد. در خصوص ارز هم همین است. باید مدیریت کند.

به نظر من ارز در چهار پنج سال آینده در کشور ما نمی‌تواند صددرصد آزاد شود ضمن آن باید پلکانی به سمت عرضه و تقاضا برویم. مدیریت دولت فقط در متعادل کردن است. فقط در حد بین‌المللی اجازه نوسان دارد.

ما نباید از دولت‌مان انتظار داشته باشیم اجازه دهد اقتصاد بیرون هر بلایی که می‌خواهد به سر ما بیاورد. از آن طرف هم ما باید با حمایت‌های زمان‌بندی و تعریف‌شده و حمایت‌های معنی‌دار دولت بتوانیم در همین مدت که می‌خواهیم ارز را شناور کنیم تولیدات داخلی‌مان را به یک بلوغ و باور برسانیم تا بتوانیم یک اقتصاد تولیدمحور داشته باشیم.

ما در چه بخش‌هایی از صنعت مزیت داریم که می‌توانیم در آینده با توسعه آنها در بازار جهانی رقابت کنیم؟

حتما باید به سمت کشت و صنعت برویم. این‌که امروز برنج تولیدی ما از تمام کشورهای دیگر گران‌تر تمام می‌شود باید عواملش را شناسایی کنیم. این عوامل را اصلاح کنیم. در دنیا کشت برنج در زمین کمتر از سی‌ چهل هکتار اصلا توجیه اقتصادی ندارد. ولی ما می‌بینیم کشاورزان ما در 5 تا 10 هزار متر هم برنج‌کاری می‌کنند. با این کار هزینه‌ها بالا می‌رود. جامعه کشاورز ما جامعه بسیار گسترده‌ای است. حتما باید کشاورزی ما مکانیزه شود. امروز در یک هکتار گلخانه 250ـ200 تن گوجه‌فرنگی برداشت می‌شود اما در یک هکتار زمین بالاترین رقم 80ـ70 تن است. مصرف آب در بخش کشاورزی فوق‌العاده است بیش از 93ـ92 درصد از آب استحصالی در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. به ازای هر صد گرم گوجه‌فرنگی 5 لیتر آب مصرف می‌شود. برای هندوانه 200ـ150 تومانی یک لامپ  1200ـ1000 واتی روشن کرده‌ایم. اینها حتما باید اصلاح شود. ما روی صنایعی که محصول کشاورزی‌مان را تبدیل به ارزش افزوده می‌کند حتما باید سرمایه‌گذاری کنیم. این‌که در یک استان 70ـ60 کارخانه رب داشته باشیم به نظر من اصلا جایز نیست. البته در خودروسازی، آی‌تی و صنایع ماتیک نیز می‌توانیم توسعه پیدا کنیم.

سیما رادمنش / گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها