در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگرچه خاستگاه سینما در جهان از ابتدا یک خاستگاه دینی نبوده، اما برای ما که نطفه هنرهای نمایشیمان سالها قبل از پیدایش سینما یعنی در روزگار تعزیهخوانیها و شبیهخوانیها بسته شده، سینما نیز توانسته رنگ و بوی دینی به خود بگیرد و ژانری به این نام در سینمای کشورمان زاده شود. این سینما در بازههای زمانی مختلف دستخوش فلو و فوکوسهایی شده است، اما هر از گاهی که رنگ نگاه جوانها به بدنه آن خورده، از نو سروشکلی یافته و بتدریج مسیر رشد و پویایی خود را طی کرده است.
گستردگی حوزه دین اما باعث شده در این سالها گاهی سینمای دینی به سمت سینمای تاریخی حرکت کند مانند نمونههایی چون «ملک سلیمان» یا «بشارت منجی» و... گاهی هم از آن با عنوان سینمای معناگرا یاد شده مانند «یک تکه نان»، «خیلی دور، خیلی نزدیک» و... گاهی هم در قالب سینمای در جستجوی حقیقت به آن پرداخته شده، اما آنچه اکنون مورد توجه ماست، آن دسته از آثاری است که بیشتر جوانها را به خود مشغول کرده؛ نمونههایی چون طلبه جوان در «زیر نور ماه» که شک و تردیدهایی برای ملبس شدن دارد یا جوان کنجکاو فیلم «مارمولک» با آن دیالوگ معروفش یا حتی نمونه سادهانگارانهای چون «دل شکسته» که گرچه به خاطر روایت تصنعیاش مورد عتاب منتقدان قرار گرفت، اما جوانها به آن توجه کردند.
آب اقیانوس در لیوان نمیگنجد
«انگار مدتی است فراموش کردهایم که اولین رسالت سینما، فرهنگسازی است. انگار یادمان رفته سیل مخاطبان سینما که همین نسل سوم و چهارم را شامل میشوند، همانهایی هستند که برای دغدغهها و معضلات و مشکلاتشان برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدت میکنیم.
انگار از یاد بردهایم که سینما به عنوان یکی از علاقهمندیهای جدی این نسل میتواند بهترین راهکار برای طرح مسائل دینی، اخلاقی و خانوادگی باشد.» این نظر سیدسهیل رضایی، روانشناس و مشاور است، اما نزهت بادی، منتقد جوان سینما در تکمیل صحبتهای این آقای مشاور میگوید: «بدیهی است که مقولهای به گستردگی دین بخصوص در مواجهه آن با جوانها که تازه در آغاز راه پرسشها و اماها و اگرهای دینیشان هستند، تمام و کمال در قاب کوچک سینما نمینشیند، چرا که آب اقیانوس در لیوان نمیگنجد، اما همین قدر که جوانهای ما در بحبوحه شک و یقین و ثواب و صراط بتوانند تصویر دلدل کردنهایشان را روی پرده نقرهای ببینند و بدون احساس دلزدگی همسو با داستان پیش بروند، کافی است تا لب تشنهشان کمیتر شود.»
سهیل رضایی میگوید: «ناگفته نماند برای فیلمسازی که دین و باورهای دینی با قدمتی چندصد ساله در ذهن و نگاهش جاری است، محال است که تعریفی جدا از این مقوله در آثار خود داشته باشد و بدیهی است که هر موضوعی خواسته یا ناخواسته از فیلتر ذهن دین باورش بگذرد. از این روست که در بیشتر آثار سینمایی ما رد پایی از اعتقادات و باورهای دینیمان دیده میشود.»
اما فارغ از انبوه بیلبوردهای فیلمهای سطحی و به تعبیر غلط این روزهای ما عامهپسند که به بهانه سرگرم کردن مخاطب بر سردر سینماها خودنمایی میکنند، اگر مجالی پیدا شود برای ساخت و نمایش فیلمهایی که جانمایهشان همین دغدغههای روزمره و شک و تردیدهای معمول و مرسوم است، سینما فرصتی مییابد تا بار دیگر قدرتش را به رخ بکشد و چون همیشه راهحلی خواهد بود برای پیوند زدن، ولی این بار پیوند دین با جوان و سینما. روایت نرم و نافذ «خیلی دور، خیلینزدیک» رضا میرکریمی، نگارش بیبدیل بهرامبیضایی در «روز واقعه»، فروش قابل توجه «طلاومس» همایون اسعدیان و «ملک سلیمان» شهریار بحرانی، استقبال از «زیر نور ماه» در فستیوالها و نمایشهای خارج از کشور و... نشان میدهد هرچند ما جزو معدود کشورهایی هستیم که صاحب این جنس سینماست، اما هیچ بعید نیست که بتوانیم با بهرهگیری از تکنولوژی روز و نگاهی نو به محتوا و ساختار آن، نهتنها زمزمهای باشیم در گوش نسل جوانمان، بلکه ادعای پیشرو بودن در جهان را نیز از این نظر نصیب خودمان کنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: