در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصغر نعیمی برای شکلگیری داستان از مقوله عاشورا و محرم کمک گرفته و ساخته جدیدش «مقصد» را(که روزهای انتهایی تولیدش را پشت سرمیگذارد) برای پخش در عصر روز تاسوعای حسینی آماده میکند.
پیوند درام با عاشورا
به محل لوکیشن گروه «مقصد» که در خیابان پیروزی واقع در بیمارستان فجر مشغول فیلمبرداری هستند وارد میشوم. در حیاط بیمارستان عوامل در جلوی در ورودی تجمع کردهاند. از میان بازیگران فقط رامین راستاد حاضر است. وی را با گریمی متفاوت میبینم، درست مثل جدیدترین اثرش «تبریز مهآلود»(محمدرضا ورزی) که با ایفای نقش ناپلئون بناپارت چهرهای بسیار جذاب و تازه از او شاهد خواهیم بود.
عوامل کمکم در گوشهای از بیمارستان مستقر میشوند و در تلاشند تا برداشت پلان مورد نظر را انجام دهند.
در فرصتی که دست میدهد با اصغر نعیمی(کارگردان) صحبت میکنیم. او میگوید: «بخش زیادی از اتفاقات پایانی داستان و گرهخوردن زندگی الهام و باران در فضای بیمارستان اتفاق میافتد که 30 درصد کار در فضای بیمارستان برداشت شده و به دلیل نوع معماری و گستردگی ابعاد این بیمارستان 3 لوکیشن دیگر نیز با استفاده از فضاهای دیگر بیمارستان انجام میشود.»
ارتباط داستان با مقوله عاشورا و محرم و متوسلشدن شخصیتهای اصلی داستان به اهلبیت بخصوص امام حسین(ع) است. داستان حول محور رضا(با بازی رامین راستاد) انجام میشود. او برای برطرف شدن بحران زندگیاش نذر میکند تا در روز عاشورا در کنار مرقد امام حسین(ع) سقاخانهای را بسازد و راهی کربلا کند.
به گفته کارگردان توسل رضا و دیگر شخصیتها نقطه اتصال داستان با حادثه عاشورا و ایام محرم است.
نعیمی درخصوص کارهای مناسبتی چنین توضیح میدهد: «کارهای مناسبتی، پیچیدگی و دشواری خاص خودشان را دارند، زیرا در ذهنیت خودش مفهومی را منتقل میکند که اگر در انتقال مفهوم کامل نباشد، نمیتواند مخاطب را جذب کند. معتقدم اگر مفهوم را در لابهلای یک قصه طراحی کنیم، مخاطب ضمن همراهی با داستان به شکل غیرمستقیم مفهوم پیام را نیز دریافت میکند.»
وی میگوید: «قصه خوب داشتن و جذابیت داستان بسیار مهم است و به نظرم این کارها باید با دقت بیشتری تولید شوند، چه از لحاظ فیلمنامه و محتوا چه از لحاظ فیلمبرداری و تولید! متاسفانه کارهای مناسبتی بیشتر در دقیقه 90 وارد مرحله تولید میشود و این یکی از آسیبها و معضلاتی است که در این فیلمهای تلویزیونی به چشم میخورد در حالی که کارهایی که زمان پخش مشخصی برایشان طراحی نشده با فراغ بال بیشتری تولید میشوند.»
نعیمی درخصوص ریتم کارهای معنوی اینچنینی که به نمایش گذاشته میشوند، توضیح میدهد: «ریتم برگرفته از فیلمنامه و حوادث داستان است. ممکن است در ایام محرم کارهایی ساخته شود که پرتنش و پرتحرک باشند ولی مفهومی که منتقل میکند، متناسب با حال و هوای آن زمان نباشد پس ریتم تعیینکننده نیست و ساختار اثر مهم است و ما در این فیلمنامه از ریتم جریان زندگی شخصیتها استفاده کردیم و چون شکل نهایی پیدا نکرده، نمیتوانم قضاوت کنم که فیلم به لحاظ ریتم موفق بوده یا نه!»
نابینایی در عین ناباوری
تا به حال اتفاق افتاده چشمانتان را یک لحظه ببندید و خودتان را جای آدمهای نابینا بگذارید یا تصور کردهاید در سنی که هستید یکباره بینایی خود را براثر حادثهای از دست بدهید و دنیا تیره و تار شود و دیگر نتوانید نظارهگر هستی و عظمت آفرینش خدا باشید؟ درست مثل ابهام قصه «مقصد» که یک روزی مثل ما بینایی کامل داشت اما تقدیر الهی، سوی 2?چشمش را براثر حادثهای از او میگیرد.
آفتاب کم کم غروب میکند پروژکتور روشن میشود و در حالی که فیلمبردار (امیر معقولی) دوربینش را در یکی از کریدور سنگفرش شده اطراف محوطه سبز بیمارستان کاشته، درست در راستای او دختری با عینک سیاه از دورنمایان میشود. دختر به دستور آقای کارگردان در حالی که گوشی به دست است و صحبت میکند راه میرود و روی صندلی مینشیند.
گلاره عباسی که در این تلهفیلم نقش الهام، دختر نابینا را بازی میکند معتقد است: نقشهای جدی یا طنز به مرور زمان تکرار میشود و باید به دنبال نقشی متفاوت بود. از نظر او جذابیت این تلهفیلم به دلیل نابینا بودن الهام است.
گلاره عباسی میگوید: «در یک هفته به من 2 نقش نابینا پیشنهاد شد و فکر میکنم این نشانهای است و من به نشانهها اعتقاد دارم، چرا که چیزی از طبیعت را به من میخواهند نشان بدهند یا احتمالا قرار است اتفاقی در درون من رخ دهد!»
وی ادامه میدهد: «برای اینکه با فضا و شخصیت نابینا آشنا شوم و چیزی یاد بگیرم، فیلمهای خارجی متعددی را در این زمینه تماشا کردم و با رفتن به موسسه نابینایان تا حدودی توانستم تجربه جالبی کسب کنم. برایم بسیار حیرتآور بود که آدمهایی در آن موسسه حضور داشتند که در هر زمینهای دکترا داشتند بهترین شاعر و موزیسین بودند؛ کاری که ما انسانهای سالم نمیتوانیم و نمیخواهیم انجام دهیم.»
عباسی به محدودیت زمان تلهفیلمها اشاره میکند و میگوید: «اگر زمان بیشتری صرف تلهفیلم مقصد میشد، میتوانستم در زمینه حسگیری سکانس به سکانس از این افراد نابینا کمک بگیرم اما از آنجا که زمان کوتاه است، فقط به صورت یکی از این افراد الگوبرداری کردم شاید خیلی باورپذیر نباشد اما به نظرم قابل قبول است».
عباسی میگوید: «قصه از جایی به نمایش گذاشته میشود که 3 سال از نابینا شدن الهام سپری شده و ناامیدی دردل او رخنه کرده، زیرا این ناامیدی در بیشتر کسانی که در سن بالا نابینا میشوند، آزاردهنده است. الهام از طرفی با نامزدش دچار مشکلاتی میشود و از سوی دیگر هم فکر میکند کسانی که سالم هستند و هیچ نقص عضوی ندارند پس غمی هم در زندگیشان به چشم نمیخورد.
در جایی از قصه زندگی الهام با باران (با بازی سحر قریشی) گره میخورد.
باران میکوشد تا الهام را به بینش جدیدی برساند و به او نشان دهد که خیلی از اتفاقات و چیزهای اطرافش حس کردنیاند نه دیدنی!»
وی میگوید: «قالب کاراکترها باید درست شکل بگیرد تا باورپذیر باشد معتقدم اگر عواطف را بشناسی و کاراکتر را خوب به نمایش بگذاری، سکانس درست برداشت میشود اما متاسفانه زمان کافی نداشتیم تا راجع به جزئیات و شخصیت الهام با آقای نعیمی بحث کنیم و به نکات ریزتری دست یابیم.»
خودداری در مقابل مشکلات
بیمارستان فجر به گفته عوامل تولید تلهفیلم «مقصد»، فضای بسیار مناسبی را در اختیار قرار داده تا لوکیشنهای مختلفی را به نمایش بگذارند. یکی از اتاقهای طبقه اول این بیمارستان مفروش شده و بهگونهای که یک مسافرخانه را به تصویر بکشد تختخوابی همراه با میزکوچکی در گوشه خود جای داده است. رامین راستاد در حالی که نامهای در دست دارد به آرامی روی تخت دراز میکشد و به نقطهای خیره میماند. این سکانس با فوکوس دوربین روی عکس عروسی رضا و باران آغاز و بابرداشتی از صورت رامین راستاد (رضا) و چشمان غمزده او پایان میگیرد. به گفته عوامل این بخش پس از اتمام فیلمنامه به متن اصلی اضافه شده است، از اینرو هیچگونه دیالوگی در آن وجود ندارد. با رامین راستاد گفتوگوی کوتاهی انجام میدهم:
«رضا در مواجهه با مشکلی که در زندگی شخصیاش به وجود میآید، بسیار احساسی برخورد میکند و پس از این که همسر خود را از دست میدهد، از همه طلبکار میشود و با این قضیه طور دیگری برخورد میکند.»
راستاد میگوید: «از جمله پیامهای این تلهفیلم خویشتنداری در مواجهه با اتفاقاتی چون مرگ است. این مشکل ممکن است برای هر یک از ما پیش بیاید ولی در فیلم با وجود این که رضا از اتفاق ناگوار پیش آمده رنجیده است اما باران با مرگش ثابت میکند که همچنان امیدی برای زندگی وجود دارد و آن زنده ماندن آدمهای دیگری است که از اعضای او زندگی دوبارهای پیدا میکنند.»
وثوقی در این کار، دستیار و برنامهریز نعیمی است. وی پیش از این در سریال «چاه پنجاه» در کنار اصغر هاشمی و بازیگرانی چون امیر محمدزند و قطبالدین صادقی حاضر بوده و قبلا نیز در سریال «ملکوت»، محمدرضا آهنج را همراهی کرده است. وی درخصوص مدت زمان اندک کارهای مناسبتی میگوید: «به خاطر زمان اندک کار، بخشی از اتفاقات که در تلهفیلم رخ میدهد، از دست میرود، چون تعداد تلهفیلمها زیاد است و نیروی کار دعوت شده به هر فیلم ممکن است به طور همزمان چندین اثر را در دست داشته باشند و کیفیت کار چندان مدنظر قرار نمیگیرد که این موضوع نیز در سریالهای مناسبتی صدق میکند.»
وی ادامه میدهد: «از مرحله پیش تولید و انتخاب بازیگران و عوامل تا پایان کار که فیلمبرداری تمام میشود، چیزی حدود 26 تا 27 روز وقت داریم پس در نتیجه حسگیری بازیگران و رسیدن به کاراکتر مدت زیادی را به خود اختصاص نمیدهد. کارهای مناسبتی به لحاظ هزینهای مقرون به صرفه هستند اما فرصت چندانی برای پرداختن به کاراکتر و حتی خود قصه ندارند.»
عوامل گروه فیلم «مقصد»:
تهیهکننده: محسن شایانفر/ نویسنده: فروغ فروهیده/ کارگردان: اصغر نعیمی/ برنامهریز و دستیار کارگردان: منصور وثوقی/ مدیرتولید: حمید آفتابآذری/ تصویربردار: امیر معقولی/ صدابردار: حمید دژاکام/ طراح صحنه و لباس: مرتضی احمدخانی/ موسیقی: بهنام ابطحی/ تدوین: شادی شایانفر/ طراح گریم: بابک شعاعی.
بازیگران: رامین راستاد (رضا)، سحر قریشی(باران)، گلاره عباسی(الهام)، بهرام فرزام(دکتر) و دکتر محمد عزیزی (غافری) و...
محصول گروه فیلم و سریال شبکه 2 سیما
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: