نگاهی به تیتراژ فیلم باشگاه مشت‌زنی

درونی‌ترین تصویر

تیتراژ فیلم از درونی‌ترین بخش ذهن راوی (ادوارد نورتون) آغاز می‌شود. تک‌تک نورون‌ها و سلول‌های عصبی درون مغزش را نشان می‌دهد و دوربین به صورت کاملا سیال از میان آنها به سمت بیرون حرکت می‌کند. کم‌کم تمام مراحل آناتومیک را می‌گذراند و به سلول‌های پوستی نزدیک می‌شود و در پایان روشن می‌شود که تمامی تصاویر نمایش داده‌ شده، مراحل مختلف اجزای فیزیولوژیک راوی بوده‌ است، تا جایی که از طریق یکی از منافذ موی روی سر راوی به سطح می‌آید و روی دسته اسلحه حرکت می‌کند تا به انتهای لوله تفنگ برسد که در دهان راوی قرار گرفته است.
کد خبر: ۳۷۲۸۸۲

در حقیقت تیتراژ این فیلم از همان ابتدا این نکته را مشخص می‌کند که فضای فیلم، فضایی کاملا ذهنی‌ است و حاصل فعالیت ذهنی راوی است. مبداء آن درون جمجمه راوی است، اما مقصد آن و محل پایان حرکت دوربین، دستان تایلر داردن است. به نوعی از همان ابتدای فیلم، این مساله که تایلر موجودی ساخته ذهن راوی است در تیتراژ دیده می‌شود، اما این نکته‌ پس از پایان فیلم رمزگشایی می‌شود!

فونت‌ تیتراژ مخصوص خود فیلم طراحی شده و با حالت ایتالیکی (خمیده) که دارد، حالتی کاملا دینامیک به آن بخشیده، ضمن این که در هنگام نمایش آنها روی تصویر، حرکت بسیار ظریفی هم دارند که تمام جنب و جوش و ریتم تند فیلم را القا می‌کند.

ورود هر قسمت از نام‌ها، همراه با روشن شدن بسیار کوتاه تمام تصویر است، مانند یک فلاش، که حس کوبندگی به آن می‌بخشد و خروج حروف به شکلی است که انگار در یک غبار محو می‌شوند، که باز هم تکرار تمی است که در طول فیلم هم شاهد آن هستیم، یعنی محو شدن و دقیق نبودن تشخیص مرزهای میان حقیقت و مجاز و یا به عبارت دیگر خطوط میان دنیای واقعی و تصورات انتزاعی.

پیش از شروع تیتراژ، صداهای مختلفی از جمله صدای جوشیدن مایعات، سوختن شیمیایی و یک بخش بسیار کوتاه از یک قطعه موسیقی شنیده می‌شود که پراکنده بودن این صداها اشاره به بهم‌ریختگی ذهن راوی یا به طور کلی‌تر فضای انتزاعی فیلم است و نوع این صداها مربوط به بخش‌هایی از خود فیلم‌ است، از جمله فرآیند ساخت صابون که صدای جوشش و سوختن شیمیایی مربوط به آن است، اما قطعه موسیقی ابتدایی، یک قطعه کلاسیک است و لازم است تا صدای موسیقی الکترونیک تیتراژ آن را به طور ناگهانی قطع کند تا استعاره‌ای باشد از تمامی تابو‌شکنی‌ها و سنت‌‌شکنی‌هایی که در طول فیلم به آنها پرداخته می‌شود.

تکنیک تصویری تیتراژ، کاملا انیمیشن است، اما در پایان شکلی طبیعی‌تر می‌یابد و تبدیل به فیلم می‌شود، شبیه تکنیکی که در سکانس توضیح نحوه انفجار خانه راوی به کار رفته یا قسمتی که بمب‌های کار گذاشته شده در ساختمان را نشان می‌دهد و با ظرافت تمام انجام شده به شکلی که تشخیص انیمیشن از فیلم کاملا دشوار می‌شود.

همان‌گونه که باشگاه مشت‌زنی خود فیلمی پیچیده و عجیب است و از زوایای مختلفی قابل بررسی است، تیتراژ آن هم روایتگر تمام پیچیدگی‌ها و ابعاد مختلف آن است. ابعادی که از درونی‌ترین قسمت‌های ذهن راوی آغاز می‌شود و بعد به تمام محیط اطرافش بسط پیدا می‌کند.

حمیدرضا رفعت‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها