در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست است که فرآیند آفرینش هنری بسیار شخصی و فردی است، اما این فردیت کوچکترین نسبتی با خودمحوری و بستن ذهن روی دیدگاههای مختلف و بویژه مخالف ندارد. آن فردیتی که منجر به آفرینش اثر هنری میشود، فردیتی است آگاهانه و انتخاب شده، نه فردیتی که ریشهاش جزمیت و تعصب باشد. مشورت و استفاده از نظرات دیگران هیچ منافاتی با نگاه هنرمندانه شخصی به پدیدهها ندارد، چراکه قرار نیست فیلمساز بنای کار و فعالیت خود را بر اجرای مو به موی نظر دیگران قرار دهد، بلکه پیشنهادهای خوب ناشی از مشاوره برای یک مستندساز واقعی، حکم شهد گل را دارد. این هنرمند است که از این شهدها عسل تولید میکند، وگرنه هیچ شهد گلی به تنهایی عسل نیست، هر چقدر هم که گوارا و مطبوع باشد.
سنتی هست در سینما به نام پیش نمایش که امروز کمتر به آن توجه میشود. زمانی رسم بر این بود که فیلمساز نه فقط در مرحله ایده و طرح اولیه، بلکه حتی پس از ساخت کامل فیلمش باز خود را بینیاز از نظرات دیگران نمیدید و با نمایش خصوصی فیلم برای جمعی از مخاطبان، بازتابهای اثرش را محک میزد و قبل از اقدام به پخش عمومی، آخرین پیشنهادها و انتقادها را هم پذیرا میشد و نظرات وارده را برای بهتر شدن کار خود به کار میبست. به واقع اگر بپذیریم که هنر لاجرم در ارتباط با مخاطب –عام یا خاص- است که معنا پیدا میکند، اذعان خواهیم کرد که تامین نظر مخاطب یکی از مهمترین فاکتورهایی است که هنرمند، بویژه مستندساز باید به آن اهتمام ویژه داشته باشد.
کار هنرمند و بخصوص مستندساز صرفا الهام از واقعیات عینی و خارجی نیست، بلکه الهام از زاویه دیدهای گوناگون به امور واقعی است یا به عبارت دیگر، الهام از وقایع ذهنی و درونی هم بخشی مهم از فرایند آفرینش هنری است. ارائه تضمین هم به همین دلیل وارد ادبیات شده و به تبع آن به دیگر هنرها هم سرایت کرده است. امروز کمتر فیلمسازی است که به طور مستقل اقدام به ساخت اثر کند و به آثار هنری قبل از خود نگاهی نداشته باشد. این تأثیرپذیری از گذشتگان دستکم به صورت ناخودآگاه همواره در عالم هنر وجود داشته است. مستندسازی هم از این قاعده کلی مستثنا نیست که برای ساخت فیلم مستند هم مواجهه با دیدگاههای مختلف نسبت به موضوعات گوناگون، اصلی ضروری است.
آنچه گذشت مقدمهای بود برای کاری که ما در اینجا قصد انجامش را داریم. این بار میخواهیم بحث کارگاهی در باب فیلم مستند را اختصاص بدهیم به برشمردن برخی زاویه دیدهای ممکن در مورد یک موضوع بخصوص که مناسبت اصلی این روزهاست، یعنی ماه محرم و سنت سوگواری و عزاداری بویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا. آنچه در پی میآید قرار است حکم پیشنهادهایی را برای مستندسازی با موضوع محرم داشته باشد؛ پیشنهادهایی که میتوانند ایدهدهنده باشند برای فیلمسازی که علاوه بر وقایع عینی، به زوایای دید هم اهمیت میدهد و از این دسته وقایع نیز برای آفرینش خود الهام میگیرد.
محرم برای ما ایرانیان ماه منحصر به فردی در میان دیگر ماههای سال است. ماه اشک و ماتم است و ماه سیاه پوشیدن برای واقعهای که قرنها از زمان رخ دادن آن میگذرد. همین خود، مهمترین دلیل برای اهمیت این ماه و سنتهای به پا داشته شده در آن است. آن هم برای مستندسازی که به جای نمایش دادن چیزهای عجیب و غریب و دور از دسترس، به دنبال بازشناسی امور عادی است. اغراق نیست اگر بگوییم محرم، چه از نظر تاریخی آن و چه از نظر آیینهای امروزی برای مستندسازی که به فرهنگ ایرانی و اسلامی خویش توجه دارد، بهترین گزینه و جامعترین سوژه ممکن است. محرم موضوعی است که برای اغلب شیوههای مستندسازی، ماده تصویری متنوع و درونمایه محتوایی فراوان دارد. با موضوع محرم، هم میتوان مستند شکلگرای غیرکلامی، آرشیوی، بازسازی و نمایشی، میراث فرهنگی، پرتره، خبری، تاریخی، اجتماعی و مردمشناختی و هم انواع و اقسام مستندهای تلویزیونی مثل برنامه گفتگومحور، برنامه ترکیبی، مجله تلویزیونی، برنامه گزارشی زنده و.... ساخت. بسته به اینکه از چه زاویهای به این ماه و رخدادهای نادر آن نگاه کنیم، مستندی که خواهیم ساخت، متفاوت خواهد بود.
ممکن است نگاهمان در مستندسازی مبتنی بر آنچه هست باشد نه آنچه باید و مثلا به دنبال آن باشیم که تاریخچه فرهنگ و تمدن کشور را شناخته و به مخاطب خود معرفی کنیم بدون هیچگونه قضاوت ارزشگذارانه و بدون هیچگونه تفسیر و تاویل شخصی و فقط به این منظور که در انتقال این دانستنیها به آیندگان و در حفظ و نگهداری از میراث فرهنگی خود نقشی ایفا کرده باشیم. آیا میتوانیم از تاثیرات واقعه کربلا بر فرهنگ و تمدن ایران پس از اسلام چشم بپوشیم؟ آیا میتوانیم سردمدار حفظ میراث فرهنگی باشیم، اما نسبت به آیینهایی همچون نخلگردانی، پردهخوانی و تعزیه یا هنرهایی همچون نقاشی قهوهخانهای بیتفاوت باشیم؟ آیا میتوانیم از معماری اسلامی ایران دم بزنیم اما تکیههایی همچون تکیه به یادمانده دولت یا تکیه بهجای مانده امیرچخماق یزد را نادیده بگیریم؟ هر کدام از اینها میتوانند به تنهایی موضوع یک مستند میراث فرهنگی ارزشمند با محوریت مساله محرم و سوگواری برای سیدالشهدا(ع) باشند.
ممکن است نگاهمان جامعهشناسانه باشد و مردمشناختی. در اینصورت آیا میشود نسبت به یکی از فراگیرترین و در عین حال وحدتبخشترین رفتارهای اجتماعی مردم در اقصا نقاط کشور که به طور خاص در این ماه ظهور و بروز مییابد، بیتفاوت بمانیم؟ بزرگ و کوچک، پیر و جوان، زن و مرد، نخبه و عامی، دانشجو و کارگر، عالم و تاجر، عابد و عارف، زاهد و عاشق، فیلسوف و هنرمند، رئیس و مرئوس، شاکی و متهم، حتی دزد و قاتل و بزهکار، همه در این ماه نمایندگانی برای شرکت در آیین سوگواری و عزاداری دارند. بنابراین پیداست که محرم برخلاف ماهی همچون ماه مبارک رمضان، صرفا مناسبتی مذهبی نیست و جنبه اجتماعی آن به مراتب بالاتر از یک آیین عبادی و معنوی صرف است. هر کدام از تقابلهای بالا میتوانند فراهم کننده زمینه روایی جذاب و دراماتیک برای ساخت فیلم مستند باشند.
ممکن است نگاهمان به پدیدهها تاریخی و فلسفی باشد. در آن صورت هم از واقعهای مهم همچون واقعه کربلا نمیتوان بسادگی گذشت و از آن متاثر نشد. شهادت سیدالشهدا و 72 یار او از منظر تاریخ، رخدادی حقیقتا بیسابقه و از منظر فلسفه، پدیدهای عمیقا شایسته توجه و تامل است؛ چراکه شهادت، اساساً انتخابی است آزادانه و از روی اختیار، قرین با شناخت و به دور از هر گونه شائبه خودپرستی و خودستیزی. خودپرستی، انسان را به حفظ جان خویشتن ـ به هر قیمت ممکن ـ ترغیب میکند و خودستیزی، آدمی را به یاس و ناامیدی و سرانجام به خودکشی برای هیچ و پوچ فرامیخواند. و شهادت از این هر دو مبراست. شهادت حتی از فدا کردن خویش برای دیگران یا همان ایثارگری هم فراتر است. شهادت فنای فیالله است و ریشه در عشق و عرفان و سودای وصل دارد. میتوان مستندی ساخت که فارغ از هر موضوع دینی و مذهبی یا اجتماعی و آیینی، صرفا به محرم از دیدگاه تبلور حقیقتجویی انسان و جاودانگی انسان در زمان بنگرد.
محرم حتی برای آنها که نگاه زیباییشناسانه را مقدم بر دیگر نگاهها میدانند، عرصهای جدی برای مستندسازی است. چنانکه میدانیم مستند شکلگرای غیرکلامی که بیش از دیگر انواع مستند با زیباییشناسی تصویر سر و کار دارد بشدت وابسته به موسیقی است، چراکه جای خالی کلام را در این گونه مستندها، موسیقی پر میکند. جورچینی موسیقی با تصویر در مستند شکلگرای غیرکلامی از مهمترین فاکتورهای موفقیت در این گونه خاص از مستندسازی است، چنانکه حتی میگویند کار این نوع مستند، بیشتر کشف و بیان موسیقی درونی تصاویر است. محرم به پشتوانه درونمایه دراماتیک واقعه کربلا و نیز به پشتوانه استمرار آیینهای عزاداری در طول سالیان دراز توسط مردمانی با فرهنگهای مختلف، بهرهمند از انواعی موسیقی ویژه شده که به تنهایی تداعیگر صحنههای گوناگونی از واقعه کربلا و نیز از سنت پایدار سوگواری در ماه محرم است. این موسیقی تداعیگر، بهترین جایگزین کلام در مستندهایی است که تصاویرشان را رخدادهای مربوط به ماه محرم تشکیل میدهند.
و بالاخره روشن است که اگر برای مستندسازی نگاه دینی و مذهبی داشته باشیم و از میان مفاهیم مذهبی هم بیشتر شعائر دینی مدنظرمان باشد، در آن صورت نیز برای ساخت فیلم مستند، سوژهای بهتر از ماه محرم و عزاداری و سوگواری برای شهدای کربلا نخواهیم داشت.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: