شاید اگر یک روز وی با ورزش دمخور نباشد، آن روز به نوعی پایان عمرش خواهد بود. مدیری که از 5 صبح در محل کارش حاضر است و سختکوشانه در تلاش است تا باری از دوش ورزشیها بر دارد.
افشارزاده در گوانگجو چین نیز یک لحظه آرام و قرار نداشت تا با مسجل شدن مقام چهارمی ایران در شانزدهمین دوره بازیهای آسیایی نفسی براحتی بکشد. با این مدیر ورزش راجع به این بازیها و برنامههای آتی ورزش به گفتوگو نشستهایم که در پی میآید.
آقای افشارزاده! با توجه به نتایجی که در گوانگجو رقم خورد، آیا الان میتوانیم ادعا کنیم ورزش ایران در میان قدرتهای قاره کهن در جای چهارم قرار دارد؟
خب اگر قبول داشته باشیم که معیار سنجش جایگاه کشورها در ورزش، جدول توزیع مدالهای بازیهای آسیایی است، طبیعتا الان ایران کشور چهارم آسیاست.
منظور این است که اگر دوباره بازیهای آسیایی گوانگجو تکرار شود، آیا باز هم میتوانیم شاهد کسب 20 مدال طلا از کاروان کشورمان باشیم و در آسیا چهارم شویم یا خیر؟ این سوال بعضا در افکار عمومی ایجاد میشود که در به دست آمدن این موفقیت بزرگ و تاریخی ورزش، چقدر برنامهریزی و کار ریشهای تاثیرگذار بوده است؟
مگر میشود بدون برنامهریزی از پلهها بالا رفت؟ مگر میشود ایستاد و هیچ تصمیمی برای حرکت رو به جلو نداشت، اما به جلو حرکت کرد؟ ما قبل از شروع بازیهای آسیایی گوانگجو هر روز براساس جدولی که داشتیم نام شانسهای مدال کاروان ایران را مینوشتیم و پاک میکردیم و دقیقا میدانستیم با برنامهریزیهایی که کرده بودیم، ورزش ما چه وضعیتی در گوانگجو خواهد داشت. در جریان مسابقات هم اکثر اتفاقات و نتایج براساس همان پیشبینیهای قبلی رخ داد. ممکن است خیلیها ورزش را از روی کتاب خوانده باشند و با توجه به تحصیلات آکادمیک درباره ورزش حرف بزنند، اما من به شخصه ورزش را لمس کردهام و با اطمینان میگویم اگر مدیریت منسجمی پشت این ورزش نبود و کارها روی برنامهریزی و اصول پیش نمیرفت، هیچ عامل دیگری نمیتوانست ورزش ما را در جایگاه چهارم آسیا قرار دهد. به جرات به شما میگویم در این 4 سال روی رشتههایی چون قایقرانی و تیراندازی کار و سرمایهگذاری شد. در ورزش بانوان هم کارهای زیادی صورت گرفت تا 2 مدال برنز آنها در دوحه به 14 مدال افزایش پیدا کرد. یک ساختمان را شاید بتوانید یکی دو ساله ساخت، اما ساختن یک قهرمان کار راحتی نیست. سرمایهگذاری روی نیروی انسانی به مراتب حساستر از سرمایهگذاری در بخش تاسیسات ورزشی و امکانات است. ما این کار را کردهایم و در آینده هم مطمئن باشید که این نتایج درخشان تکرار خواهد شد.
قبل از بازیهای آسیایی پیشبینی شما از عملکرد کاروان ایران در گوانگجو و رتبهای که در پایان به دست خواهد آورد، چه بود؟
خود من بین 13 تا 17 مدال طلا را پیشبینی میکردم، اما هر کس که ادعا کند قبل از بازیهای آسیایی گوانگجو چنین نتایجی را از کاروان ایران پیشبینی میکرده واقعا ابهامآمیز است. قبل از اینکه این بازیها آغاز شود روحیه امیدواری به آینده و حمایت کردن ورزشکاران برای حرکت به سوی پیشرفت در میان مسوولان ورزش وجود داشت، اما کمتر کسی فکر میکرد ورزشکاران ما اینچنین در آوردگاه گوانگجو خوش بدرخشند. با این حال الان که بازیها تمام شده میتوان گفت که اگر در بسکتبال، کاراته و کشتی شاهد ناداوریها نبودیم و آن اتفاقات تلخ نمیافتاد یا در بوکس و شمشیربازی مطابق با انتظاراتمان نتیجه میگرفتیم، الان شرایط کاروان ایران به مراتب بهتر از آن چیزی بود که اتفاق افتاد.
منظورتان شانس نزدیک شدن به ژاپن است؟!
شما اگر مدالهای طلای ما را با ژاپن مقایسه کنید، زیاد با هم فاصله نداریم. البته با این امکانات نباید خودمان را با آنها مقایسه کنیم، اما حداقل میتوانستیم فاصلهمان را با قزاقستان بیشتر کنیم.
اما ورزشکاران قزاقستانی هم در شرایطی پایینتر از ما قرار گرفتند که مدالهای آنها به مراتب بیشتر از ما بود.
بله، آنها در مجموع مدالها 20 مدال بیشتر از ورزشکاران ما به دست آوردند، اما معیار در بازیهای آسیایی مدال طلاست. فراموش نکنیم که قزاقستان یکی از قطبهای بزرگ ورزش آسیاست و همین که کاروان ورزشی کشورمان در پایان بازیهای آسیایی بالاتر از آنها قرار گرفت، خود نشان از پیشرفت چشمگیر ورزش ما طی 4 سال گذشته دارد.
روز آخری که رقابت ورزشکاران ما و قزاقها برای کسب مقام چهارم بازیهای آسیایی به اوج خودش رسید چه احساسی داشتید؟
شاید باورتان نشود، اما من شب آخر بازیهای آسیایی گوانگجو اصلا نخوابیدم و در آن روز سرنوشتساز خودم شخصا به ورزشگاه محل برگزاری مسابقات دوومیدانی رفتم تا از نزدیک مسابقه ورزشکاران قزاق را تماشا کنم.
آنها در آن روز 4 شانس کسب طلا داشتند و اگر این اتفاق میافتاد ما شانس چهارم شدن را از دست میدادیم.
دقیقا، به همین خاطر من به ورزشگاه دوومیدانی رفتم. با اطمینان میگویم هیچ وقت من پرش سهگام را آن طور با دقت و هیجان نگاه نکرده بودم. دقیقا از لحظهای که دونده قزاق شروع به حرکت میکرد به پاهایش خیره میشدم و گام به گام عملکرد او را زیر نظر داشتم تا ببینم چه خواهد کرد. خدا پدر و مادر دونده چینی را بیامرزد که در آن روز با رکورد خوبی که از خود به جای گذاشت مدال طلای سهگام را به دست آورد. البته واقعیت این است که برگی بدون اذن خداوند از درخت نمیافتد و اینطور نیست که ما فکر کنیم چون ما خواستیم قزاقها نبرند، آنها ناکام شدند. درست است که همه ما برای کسب این موفقیت بزرگ تلاش کردیم، اما مطمئنم اگر حمایت پروردگار نبود رسیدن به مکان چهارم بازیهای آسیایی به هیچ وجه میسر نمیشد.
قبل از شروع بازیهای آسیایی گوانگجو چقدر استرس داشتید که نتایج آن چیزی نباشد که انتظارش را داشتید؟!
خب، استرس که بود، اما پیشبینیهای ما هم روی یک کار برنامهریزی شده دقیق بود. تنها نگرانی در این بود که نکند کسب یک یا دو نتیجه بد در همان روزهای اول باعث شود روحیه کل کاروان ضعیف شود. این اتفاقی بود که در دوحه افتاد و باعث شد ما در هفته اول بازیها هیچ مدال طلایی نداشته باشیم. با این حال در گوانگجو، این استرس هم خیلی زود فروکش کرد، چون ما در همان روز نخست با هنرنمایی ورزشکارانمان در ووشو و تیراندازی، هم در پسران مدال گرفتیم و هم در دختران. بازیهای آسیایی مانند خیلی از رویدادهای دیگر در روزهای ابتدایی خود استرس بیشتری برای ورزشکاران و تیمهای شرکتکننده دارد، با وجود این کاروان ورزش ایران از همان روز نخست بازیها صاحب مدال شد و جز روز پایانی که اصلا ورزشکاری نداشتیم در تمام روزها شاهد مدالآوری ورزشکاران کشورمان بودیم.
پس باید گفت از نگاه شما همه چیز در گوانگجو عالی بوده است؟
کاملا همینطور است. علتش هم این است که چه قبل از شروع بازیهای آسیایی گوانگجو و هم در جریان این رقابتها فضا، فضای کاری بود. هیات اجرایی کمیته ملی المپیک برای بازیهای آسیایی گوانگجو بیش از 70 جلسه برگزار کرد و از زمانی هم که علی سعیدلو به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی قبول مسوولیت کرد، رابطه نزدیکی با او داشتیم. باید اعتراف کنم در یک سال گذشته شاهد همکاری ویژهای از سوی سازمان تربیت بدنی با کمیته ملی المپیک بودیم. به عبارتی دیگر مشکلاتی که زمان مهرعلیزاده داشتیم اصلا نبود و فضا بسیار صمیمانه بود.
مگر در زمان ریاست مهرعلیزاده در سازمان تربیتبدنی چه مشکلاتی وجود داشت؟
آن زمان هم از من دعوت میشد که در جلسات هیات اجرایی شرکت کنم، اما احساس من این بود که در آن مقطع همبستگی لازم میان اهالی ورزش وجود نداشت. اما اینجا شرایط کاملا متفاوت بود و به همین خاطر هم من در تمام جلساتی که با روسای فدراسیونها داشتیم حضور فعال داشتم. جلسات هم همگی پربار بود.
در زمان ریاست علیآبادی بر سازمان تربیت بدنی اوضاع چطور بود؟
در زمان ریاست او هم مثل الان از حاشیه خبری نبود. خود من از حاشیه گریزان هستم و باورم این است که فقط در فضای عاری از حاشیه است که میتوان برنامهریزی کرد، تصمیم گرفت و برای رسیدن به اهداف متعالی قدمهای رو به جلو برداشت.
اما چیزی نمانده بود که در گوانگجو به دلیل اختلاف سعیدلو و علیآبادی شاهد یک حاشیه بزرگ در کاروان ایران باشیم....
در هر صورت اختلاف سلیقه همه جا هست، اما نباید به آنها دامن زد. به همین خاطر من تلاش زیادی کردم که این اختلافنظرها تاثیری در شرایط کاروان ایران نگذارد. اگر کسی ورزش را بشناسد و به کارش علاقه داشته باشد، اجازه نمیدهد هر مساله کوچکی باعث ایجاد خلل در کارش شود. در مقابل اگر قرار باشد با خیال مشوش کارها را انجام دهید نمیتوانید خوب تصمیمگیری کنید.
به عنوان سرپرست کاروان ورزشی کشورمان در شانزدهمین دوره بازیهای آسیایی آیا با مشکلات عدیدهای هم در گوانگجو دست به گریبان بودید؟
چین وقتی در المپیک قهرمان میشود، قهرمانی در بازیهای آسیایی برایش خیلی مهم نیست. آنها فقط میخواستند بهترین میزبانی را داشته باشند که به نظر من به هدفشان رسیدند. تقریبا هیچ مشکلی در گوانگجو نداشتیم. من از سال 1982 در بازیهای آسیایی حضور دارم و تا به حال میزبانی با این کیفیت ندیده بودم. هم کیفیت غذا فوقالعاده بود و هم اسکان ورزشکاران. به عنوان مثال در این بازیها شاهد بیشترین تعداد شرکتکننده بودیم، اما آنقدر اتاق برای اسکان ورزشکاران و کادر اجرایی بود که هیچ مشکلی از این بابت احساس نشد، حال آن که در دوره قبلی بازیها و در قطر، تعدادی از عوامل اجرایی کاروان ایران مجبور بودند، چند روز را در کشتی اقامت کنند تا جایی برای اسکان پیدا شود. غذاها هم به ذائقه ما ایرانیها میخورد. ما در بوسان 2002 اکثرا از بیرون غذا تامین میکردیم. در عین حال امکاناتی هم که برای رفاه ورزشکاران و عوامل اجرایی در جریان برگزاری شانزدهمین دوره بازیهای آسیایی در نظر گرفته شده بود، واقعا کمنظیر بود.
شرایط کلی حاکم بر کاروان ایران را چطور ارزیابی کردید؟
با اطمینان میگویم از نظر کمی و کیفی بهترین کاروان را داشتیم. بدترین خاطره من تاکنون برمیگردد به بازیهای آسیایی 86 که طی آن سه چهار نفر از ورزشکارانمان پناهنده شدند و ما مشکلات عدیدهای آنجا داشتیم. اما کاروان ایران در گوانگجو هیچ حاشیهای نداشت و تکتک ورزشکاران با نهایت آرامش، روی تمرین و مسابقاتشان متمرکز بودند. این آرامش در چهره مربیان تیمها هم مشهود بود و همین انسجام و همبستگی کمک کرد ما شاهد نتایج خیرهکنندهای از کاروان کشورمان باشیم. تمام تلاش من هم به عنوان سرپرست کاروان این بود که در داخل اردوها اجازه ندهیم کوچکترین مشکلی برای ورزشکاران و مربیان ایجاد شود. با وجود فشردگی کار در گوانگجو، من خودم شخصا در پایان هر شب از مسابقات، پاداش مدالآوران را که برای طلا 1500 دلار بود، برای نقره 1000 دلار و برای برنز 500دلار، به آنها اهدا میکردم تا هم به قولی که داده بودیم عمل کرده باشیم و هم با این رقم ناچیز از تلاش آنها در همان روز تشکر کرده باشیم. در روزهای آخر هم، آنقدر کار سنگین بود که بعضی وقتها من نمیفهمیدم چه زمان عصر میشود و کی شب. کار واقعا سنگین بود. کاروان ورزشی کشورمان، کادر اجرایی، مسوولان ورزش و تیم خبری جمعیتی بالغ بر 670 نفر بودند و هماهنگ کردن کارهای تکتک این افراد واقعا دشوار بود، اما بخوبی و بدون کوچکترین مشکل به انجام رسید. نه ویزای کسی مشکل داشت، نه بلیتهای هواپیما عقب یا جلو شد و نه مشکل دیگری برای اعضای کاروان ایران به وجود آمد.
سوای شیرینی پیروزیهای ورزشکاران کشورمان در گوانگجو، آیا از شکستهای به دست آمده در این تورنمنت هم تجربه تازهای به دست آمد که در آینده به کار ورزش ایران بیاید؟
به سوال خوبی اشاره کردید. من وقتی در آنجا دیدم سرآغاز سرمایهگذاری چینیها از مدارس پایه است، افسوس خوردم که چرا ما تا قبل از این نسبت به این موضوع کم التفات بودیم. یکی از بزرگترین ضعفهایهای ما این است که در بحث آموزش و پرورش تا قبل از این ضعیف عمل کرده بودیم. گهواره ورزش قهرمانی در آموزش و پرورش است، اما این فرهنگ طی گذشته در آموزش و پرورش حاکم نبود تا استعدادهای درخشان را شناسایی کنند. البته هنوز هم دیر نشده و با وجود مدیری چون کیومرث هاشمی باید امیدوار بود که در آینده و با همکاری بیشتر دستگاه ورزش با وزارت آموزش و پرورش، اتفاقات خوشایندی رقم بخورد.
تجربه قابل ذکر دیگری هم بود؟
یکی دیگر از تجربیاتی که در بازیهای آسیایی گوانگجو نصیبمان شد این بود که به هیچ عنوان نباید اجازه داد تیمی در آستانه مسابقات بزرگ به اردوهای خارجی بلندمدت برود. اشاره من به تیم شمشیربازی است که در اکراین اردو برپا کرد و از آنجا به پاریس رفت و با خستگی فراوان عازم گوانگجو شد. نتیجه این شد که آنها بدترین نتایج را در بازیهای آسیایی گرفتند؛ چراکه آن سفرهای خارجی انگیزه را از ملیپوشان شمشیربازی گرفت.
اما اگر شما بخواهید جلوی اعزام تیمها را بگیرد شاید در ناکامیهایشان هم مقصر شناخته شوید؟
به هر حال کار باید با برنامهریزی باشد. اگر بخواهیم نتیجه بگیریم باید شورای برونمرزی روی تکتک رشتههایی که به تورنمنتهای مختلف میروند نظارت و ارزیابی کند که چقدر آن تورنمنت میتواند برای ورزشکاران ما مفید باشد. از این به بعد دیگر جایز نیست اعزامهای ما اعزامهای بیمحتوا باشد. ما اگر برویم در تورنمنتهای بزرگ و شکست بخوریم خیلی بهتر از آن است که جمعی از ورزشکارانمان را برای حضور در تورنمنتهای بیارزش و بیکیفیت به مسلخ ببریم و در پایان هم از این اردوهای تدارکاتی هیچ نتیجهای عایدمان نشود.
اشاره شما به اردوی تدارکاتی تیم فوتبال امید در ویتنام است؟
اشاره من به اردوی خاصی نیست؛ اما به هر حال معتقدم اگر میخواهیم موفقیت به دست آمده در گوانگجو تداوم داشته باشد، باید ایرادها را هم دید و در مسیر برطرف کردن آنها قدم برداشت. من حتی معتقدم باید در برخی اعزامها از ورزشکاران نوجوان و جوانمان استفاده کنیم تا به این وسیله پشتوانهسازی کرده باشیم. این چیزی بود که کمیته بینالمللی المپیک هم با برگزاری المپیک نوجوانان در سنگاپور، آن را برای اولین بار مورد توجه قرار داد. خود
IOC معتقد است وسایل صوتی و تصویری این روزها باعث شده جوانان از ورزش دور شوند. به همین خاطر آمدند المپیک نوجوانان را راهاندازی کردند تا با این اقدام به ورزش، محتوای فرهنگی داده باشند. پس ما هم باید با اهمیت دادن به نوجوانان و جوانانمان پشتوانهسازی بکنیم. در برخی رشتهها فاصله نفرات اول و دوم واقعا زیاد است و وقتی نفر اول کنار میرود، جایگزین خوبی برای وی وجود ندارد. در زمان حضور من در فدراسیون وزنهبرداری، تیم نوجوانان ما قهرمان جهان شد، اما هیچ کس به ما یک خسته نباشید ساده هم نگفت. وقتی که ما به نوجوانان و جوانانمان اهمیت میدهیم، مطمئن باشید در آینده موفق خواهیم بود.اما اگر فضای ورزشی آماده نباشد، مربی و امکانات ورزشی هم نباشد و مسوولان توجهی به این مسائل نداشته باشند، جوانان نمیتوانند رشد کند. ما جوانان مستعدی داریم، به شرط آن که بودجه مناسبی هم برای پرورش آنها وجود داشته باشد.
حرف شما را قبول دارم. بودجهها باید جوابگوی تدارک همه ردههای سنی یک رشته ورزشی باشد. یعنی با بودجهای که در اختیار یک فدراسیون قرار میگیرد تیمهای پایه نوجوانان و جوانان هم باید به اندازه تیم بزرگسالان به اردوی تدارکاتی بروند، اما متاسفانه با بودجه مثلا 800 میلیونی چطور میتوان به همه تیمها توجه کرد. معلوم است که چنین پولهایی جوابگوی تدارک و آمادهسازی هر سه رده نباشد.اگر میخواهیم نتیجه بگیریم باید بودجه قابلتوجهی در اختیار ورزش قرار گیرد و نظارت ویژهای روی هزینهکرد آن داشت تا فقط برای ورزشکار خرج شود نه اینکه صرفا برای ساخت تاسیسات ورزشی هزینه شود.
پس از نظر شما توجه به وضع معیشتی ورزشکاران و امکاناتی که در اختیار آنها قرار میگیرد تا حد زیادی میتواند در ارتقای سطح کیفی آنها و البته ورزش موثر باشد...
بله! الان واقعا به ورزشکار رسیدگی میشود، اما به نظر من باز هم کافی نیست. واقعیت این است که در زمان ما امکانات چندانی وجود نداشت. مثلا در مورد ژیمناستیک که رشته تخصصی من است نهتنها امکانات نبود که مربیان سرشناسی هم وجود نداشتند. در چنین فضایی 2 یا 3 ماه زمان میبرد که ما یک حرکت فنی را یاد بگیریم. ضمنا در زمان ما اردویهای خارجی با این کیفیتی که الان شاهدش هستیم نبود، تازه اگر هم فرصتی برای اردوهای خارجی به دست میآمد، چون بودجه اعزام کل تیم وجود نداشت، فقط یک یا چند نفر از تیم به خارج از کشور میرفتند. اینکه میگویم الان واقعا به ورزشکار رسیدگی میشود به این خاطر است که آن زمان وقتی ما از مسابقات برمیگشتیم لباسهایمان را هم از ما میگرفتند تا ورزشکاران دیگر هم بتوانند از آنها استفاده کنند، اما الان ورزشکار برای هر مسابقهاش تجهیزات جدا میگیرد. الان خیلی به ورزشکار میرسند ولی ناکافی است. من حتی معتقدم باید وضع معیشتی مربیان را هم مورد توجه قرار داد. با ماهی 500 ـ400 هزار تومان که نمیشود مربی ساخت. در مقابل برخی مربیان خارجی کارنابلد هم بودند که عذر آنها باید خواسته شود. به عنوان مثال ما در بوکس با مربی خارجیاش نتیجه نگرفتیم، چراکه 3 مدال برنز برای ما مدال به حساب نمیآید. این را به این جهت میگویم که اگر میخواهیم از دانش مربیان خارجی استفاده کنیم، باید مربیان طراز اولی باشند که چیزی بیشتر از مربیان خودمان داشته باشند نه اینکه فقط پول بگیرند و در نتیجهگیری ناموفق عمل کنند. البته تحقق این خواسته هم نیاز به صرف بودجه بیشتری دارد که حتما در آینده باید مورد توجه قرار داد. ما برنامههای زیادی برای رشد ورزش داریم و خیلی زود آن را اجرایی خواهیم کرد.
کاروان ایران با 365 ورزشکار در بازیهای آسیایی گوانگجو شرکت کرد و حالا این انتظار وجود دارد که در دوره بعدی بازیها شاهد کاروان پرتعدادتری از ایران باشیم. برای خود شما چقدر پرتعداد بودن کاروان ایران اهمیت دارد؟
این موضوع مهم است، اما نه به اندازه کیفیت مدالهایی که توسط ورزشکاران ما به دست میآید.
به همین خاطر قبل از بازیهای آسیایی گوانگجو، بحث اعزام به شرط مدال را مطرح کردید؟
به هر حال نباید هزینه زیادی را که اعزام یک کاروان بزرگ برای ما به همراه خواهد داشت، نادیده گرفت. یعنی اگر قرار باشد از 50 رشته ورزشکار اعزام کنیم باید کاروانی 800 نفره را راهی گوانگجو کنیم. وقتی هزینه هر نفر 5/2 میلیون تومان میشود، این مساله یک مقدار دست ما را میبندد و شاید اگر با این تعدا ورزشکار تنها 20 مدال طلا بگیریم، انتقادها به مسوولان بالا بگیرد. به همین خاطر ما باید کیفیت کاروانی که به بازیهای آسیایی اعزام میشود، را هم مدنظر قرار دهیم. به نظر من بازیهای آسیایی و المپیک اهمیت زیادی دارند و جای تجربهاندوزی نیست.
کدام رشتهها در گوانگجو نتوانستند انتظارات شما را برآورده کنند؟
ما از بوکس، دوچرخهسواری، جودو و تیر و کمان انتظار بیشتری داشتیم. اما این به معنای آن نیست که آنها تلاش خود را نکرده باشند. من شخصا در جریان آمادهسازی تمام تیمهای اعزامی به گوانگجو بودم و فکر میکنم در مورد رشتههایی که پایینتر از حد انتظار ظاهر شدند، بدشانسی و عوامل محیطی هم تاثیرگذار بود.
در مورد رشتههایی که پایینتر از حد انتظار ظاهر شدند، نامی از فوتبال نبردید. آیا نتیجه چهارمی آنها برای شما راضیکننده بود؟
من قول دادهام که در مورد تیم فوتبال امید صحبت نکنم، چون احساسم این است که کمیته فنی فدراسیون فوتبال کارآمدترین مرجع برای تصمیمگیری در این مورد است.
اما به هر حال انتظار کمیته ملی المپیک از تیم امید کسب مدال بود...
ما از همه رشتههای تیمی انتظار کسب مدال داشتیم، اما نظر شخصی من این است که در مورد تیم فوتبال امید باید سنجیده تصمیم گرفت و نباید جوگیر نتایج این تیم در بازیهای آسیایی شد، چراکه با اندکی تدبیر میتوان این تیم را در شرایط ایدهآل قرار داد.
حالا صحبت از کسب مقام دوم بازیهای آسیایی است. چیزی که رئیسجمهور در مراسم تجلیل از ورزشکاران آن را هدف بعدی ورزش ایران قرار داد. آیا با پتانسیل موجود در ورزش ما، میتوان به محقق شدن چنین هدف بزرگی امیدوار بود؟
طبیعی است که اگر فدراسیونها به حال خود رها شوند و تنها 6 ماه قبل از بازیهای مهم بعدی برای ارزیابی عملکرد ورزش وارد عمل شویم، همین مقام چهارمی را هم تکرار نخواهیم کرد. در مقابل اگر کار را به دست کاردان بدهند، بودجه مورد نیاز را به ورزش تزریق کنند و نظارت فنی روی کار فدراسیونها داشته باشند، ورزشکاران ما چیزی کم از دیگر ورزشکاران ندارند. در این صورت میتوان برای رسیدن به سکوهای سوم و دوم آسیا هم امیدوار بود. البته امکانات هم مهم است که رئیسجمهور قول داده در این زمینه بیشترین حمایت را داشته باشد. به هر حال از الان برای 4 سال آینده باید برنامهریزی شود. از الان که میگویم منظور همین آذر ماه است. باید روی برخی رشتهها به صورت گلخانهای کار کرد. سرمایهگذاری روی رشتههای پرمدال هم باید در اولویت قرار بگیرد، کاری که آغاز شده و باید با پشتوانه مالی دوچندانی ادامه یابد. دوومیدانی را ببینید که چند رشته مختلف دارد. همین که در تیراندازی بیشتر از 100 مدال توزیع میشود خود بهترین نشانه است. ما باید این واقعیت را بپذیریم که مدالآوری در رشتههایی چون کشتی، وزنهبرداری، کاراته، تکواندو و رشتههای تیمی محدود است. کشتی در گوانگجو با کسب 7 مدال طلا بهترین عملکرد را داشت. در کاراته، تکواندو و وزنهبرداری هم 6 طلا گرفتیم. در رشتههای تیمی هم که اصلا طلا نگرفتیم اما اگر روی رشتههای پرمدال متمرکز شویم، شاید بیشتر از این تعداد مدال طلا نصیبمان شود. کاری که چینیها، کرهایها و ژاپنیها آن را بخوبی انجام داده و نتیجه آن را نیز گرفتهاند. آنها رشتههای پرمدال را نشانه گرفتهاند و همه ساله بیشترین مدالها را در این رشتهها به دست میآورند.
سوال آخر هم طرح یک نگرانی بزرگ است؛ اینکه ورزش ما در باد این پیروزی بزرگ بخوابد.
این نگرانی کاملا بجاست، اما ما گرگ باراندیده هستیم و نمیگذاریم کسی در پشت این موفقیت به خواب برود. شاید اگر این موفقیت را یک فدراسیون به دست میآورد ممکن بود در باد آن بخوابد؛ اما این یک کار گروهی بود که تداوم خواهد داشت. در ضمن من خیلی خوشحال میشوم که شما خبرنگاران تکتک فدراسیونها را به چالش بکشید و حتی ما را هم مورد نقد قرار دهید. این شما هستید که میتوانید با چشم بصیرت خودتان راه را به مسوولان ورزش نشان دهید و چشم ما را روی معایب موجود باز نگه دارید. این انسجام رسانههای گروهی به ما کمک خواهد کرد. من همیشه گفتهام اگر رسانهها اینقدر که به فوتبال میپردازند به دیگر رشتهها هم بپردازند و آنها را هم نقد کنند، این برای برطرف کردن عیوب و پیشرفت و ترقی در ورزش، بزرگترین کمک خواهد بود.
رویایی که به واقعیت پیوست
چهارمی بازیهای آسیایی. شاید از زمانی که این جمله از 4 سال پیش بر سر زبان ورزشیها چرخید کمتر کسی گمان میبرد که این هدف در گوانگجو فعلیت یافته و ورزش ایران پساز 24 سال، دیگر بار عنوان چهارمی بازیهای آسیایی را از آن خود کند آن هم با کسب 59 مدال و 20 طلای ارزشمندی که ما را در رقابتی حساس و نزدیک با قزاقستان بالاتر از این کشور در جدول ردهبندی مدالی بازیها نشاند.
عدهای که کم هم نبودند، دستیابی به مقام چهارمی بازیهای آسیایی را رویاپردازی و بلندپروازی مسوولان وقت ورزش به شمار میآوردند، اما واقعیت این بود که در پس قضیه، جامعه ورزش در تلاش بود تا در سایه برنامهریزی و دورخیزی حساب شده، ورای تمام اختلافنظرها و مسائل حاشیهای که میتوانست ورزش را در رسیدن به این هدف بزرگ باز دارد، این هدف را محقق سازد. 2 سال گذشته که به منظور آگاهی از برنامههای ستاد تدارکاتی بازیهای آسیایی گوانگجو در دفتر بهرام افشارزاده، دبیرکل کمیته ملی المپیک حاضر شدیم، وی را ثابت قدم در این راه دیدیم. او وقتی با سوال مشخصی در این مورد مواجه شد، یکراست سر تابلویی رفت که برنامههای آمادهسازی ستاد مو به مو و بند به بند تا شروع رقابتها روی آن مشخص شده بود و وی را مصمم میساخت که با قوت قلب از دستیابی به این هدف بزرگ بگوید.
افشارزاده که باسابقه 50 ساله در ورزش، مدیری شناخته شده در ورزش ایران به حساب میآید، آن موقع دستیابی به مقام چهارمی بازیهای آسیایی را سخت، اما هدفی قابل دسترس برای ورزش ایران دانست و تصریح کرد که ما قدمهای خود را در این جهت برخواهیم داشت تا در عرصه بازیها ببینیم چه شرایطی پیش روی کاروان ایران قرار خواهد گرفت.
رصد شدن برنامههای تدارکاتی تمامی رشتهها در این مسیر از سوی کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی بویژه در 6 ماهه آخر منتهی به بازیهای گوانگجو شرایطی ایجاد کرد تا ورزش ایران با عبور از اختلافهای مدیریتی و کاستن از دامنه تنشها، خود را مهیای حضور در گوانگجو 2010 نماید. هرچند به تبع این اختلافنظرها بین علی سعیدلو و محمد علیآبادی چنین عنوان شد که اگر به همان مقام ششمی دوحه 2006 نیز دست یابیم باید آن را موفقیتی قابل توجه به حساب آوریم، اما جوانان ورزشکار کشورمان با همت و ایمانی بلند و قوی، آسیا را مسحور قدرت و شایستگیهای خود کردند تا با دستیابی به 20 مدال طلای ارزشمند جملگی مسوولان ورزش را حیرتزده کنند.
شاید خود افشارزاده هم هیچ وقت فکر این تعداد مدال طلا را نمیکرد و آنان حداکثر فکر میکردند که کاروان ورزش ایران صاحب 17 مدال طلا شود، اما وقتی ووشوکاران درخشیدند و قایقرانان نیز 2 طلا به 3 طلای ووشو افزودند و دوومیدانی نیز دو طلایی شد، ورزش ایران خود را از قزاقستان کلی جلو انداخت تا تلاش روزهای پایانی قزاقها نیز نتواند ما را از رتبه چهارمی پایین آورد. به واسطه همین افتخارات غیرقابل پیشبینی نیز بود که وقتی هندبال ایران برای نخستین بار به فینال بازیهای آسیایی راه یافت، اشکهای افشارزاده نیز از کنترل درآمد تا این مدیر با سابقه با گریه، خود را از فشارها و هیجانات مسابقات و بازیها خالی سازد.
رضا پورعالی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم