این طرح با بیداری مردم و گروههای سیاسی با ناکامی مواجه شد.در فاز بعدی، آمریکا تفرقه افکنی در میان ائتلافهای سیاسی و حتی ایجاد فتنه طایفهای را در پیش گرفت که نمود آن را در ایجاد شبهه در قانون اساسی و تحریک برخی جریانها برای سهمخواهی بیشتر در پستهای کلیدی میتوان مشاهده کرد. حاصل این تحرکات هشت ماهه، تاخیر و ایجاد نفاق میان گروههای سیاسی بود. واشنگتن همچنین از ظرفیتهای برخی کشورهای عربی برای این مهم نیز بهره گرفت، اما در نهایت مغلوب وحدت ملی عراقیها شد. تحرکات آمریکا چنان گسترده بود که بارزانی از ائتلاف اکراد فاش کرد که «جو بایدن» معاون رئیسجمهور آمریکا، طالبانی را تهدید کرده بود که باید از پست ریاست جمهوری به نفع علاوی کنار برود و اکراد باید از ائتلاف با اتحاد ملی شیعیان خودداری کنند. اسناد نشان میدهد که آمریکا میلیونها دلار را به تفرقه افکنی در عراق هزینه کرد و حتی طرحهایی مانند طرح عربستان را برای به اصطلاح تشکیل دولت مطرح کرد که آنها نیز حاصلی به همراه نداشت. سرانجام با تشکیل پارلمان و تعیین سران سه قوه و مامور شدن مالکی به عنوان نخستوزیر برای تشکیل کابینه، بسیاری از طرحهای آمریکا با شکست مواجه شد. با این وجود آمریکا همچنان با طرحهای جدید برای ادامه حضور در عراق فعالیت میکند.
فتنههای جدید آمریکا
با توجه به آنکه آمریکا باید سال 2011 عراق را ترک کند، مسلما دخالتهایی در امور عراق خواهد داشت. آمریکا از یک سو باید دخالت در امور عراق و حضور بلند مدت در این کشور را توجیه کند و از سویی، رضایت کشورهای عربی را در قبال تحولات عراق جلب کند. براین اساس تلاش میکند تا سیاستهای متعددی را اجرایی سازد که در چند محور صورت میگیرد:
الف) دخالت در تشکیل کابینه: دخالت در نحوه چینش دولت عراق با تحریک گروههای عراقی برای سهمخواهی و اعمال فشار بردولت مالکی از مهمترین طرحهای آمریکا برای به چالش کشاندن ثبات سیاسی عراق است. اقدامی که در ماههای گذشته «بایدن» معاون رئیسجمهور آمریکا رسما آن را اجرایی کرده و اکنون نیز ابعاد جدید آن را اجرا میسازد. آمریکا با تحریک برخی جریانها نظیر العراقیه تلاش دارد تا همچنان سیاست بیان عدم بلوغ سیاسی عراقیها و ناتوانی مالکی در تشکیل دولت را اجرایی سازد. آمریکا برای تحقق پروژه خود ایجاد شکاف میان شیعه و سنی و نیز اکراد با سایر گروههای عراقی را اجرایی میسازد چنانکه محافل رسانهای و سیاسی غرب به دنبال تحریک این گروهها برای داشتن پستهای کلیدی در دولت جدید مالکی میباشند. هدفنهایی آمریکا شکست مالکی در تشکیل دولت و در نهایت تحمیل فردی همسو با منافع آمریکا به پارلمان است. سیاستی که به اذعان ناظران سیاسی به دلیل بیداری گروههای عراقی با ناکامی مواجه خواهد چنانکه پیش از این نیز آمریکا نتوانست افرادی مانند علاوی را به گروههای سیاسی، پارلمان و نخستوزیر عراق تحمیل کند.
ب) بحران امنیتی: دامن زدن به ناآرامیها و بحرانهای امنیتی، حربهای تکراری است که از سوی آمریکا و صهیونیستها برای ادامه اشغال عراق انجام میشود. با توجه به شکست آنها در ایجاد نفاق میان شیعه و سنی، اکنون طرح بهرهگیری از مسیحیان ساکن عراق، محور این تحرکات قرار گرفته است.
اسناد نشان میدهد که انفجارهای اخیر در مراکز مسیحینشین عراق دست ساخته آمریکا و گروههای طرفدار آنها بوده تا توجیهی برای ادامه اشغال عراق پس از 2011 با افزودن بندهایی بر توافقنامه بغداد و واشنگتن باشد. منابع خبری از طرح آمریکا برای حفظ 15 هزار نیرو در عراق به بهانه امنیت خبر دادهاند.
در این چارچوب آمریکا باردیگر گروههای تروریستی را که معمولا از سوی برخی کشورهای عربی متحد آمریکا حمایت مالی میشوند را فعال ساخته که نتیجه آن کشته شدن صدها انسان بیگناه بوده است.این سیاست در مناطق کردنشین نیز اجرا میشود بهگونهای که برخی منابع خبری از طرح آمریکا برای احداث پایگاه نظامی در سلیمانیه خبر دادهاند.
ج) احیای بعثیها : آمریکا که در زمان اشغال عراق برای فریب مردم به انحلال حزب بعث و ارتش عراق به عنوان نمادهایی از دولت صدام اقدام کرده بود، اکنون تلاش دارد با احیای دوباره آنها، ضمن فتنهانگیزی، از آنان برای حفظ منافع خود بهرهبرداری کند. آمریکا حذف قانون بعثیزدایی و نیز تقویت ارتش با نیروهای بر جای مانده از حزب بعث را در دستور کار قرار داده است که به دلیل مخالفتهای مردم و گروههای عراق تاکنون ناموفق بوده است.
آمریکا که در فرآیند سیاسی عراق به اهداف خود دست نیافته اکنون محور تحرکات خود را بر ارتش عراق با محوریت افزایش فعالیت بعثیها استوار ساخته است.آمریکا به زعم خود تلاش دارد پس از خروج احتمالی از عراق در سال 2011 به بهانه آموزش نیروهای عراقی بخشی از نظامیان خود را به عنوان مستشار در عراق حفظ کند. هدف نهایی آمریکا احیای بعثیها در ارتش برای استفاده از آنها جهت اعمال فشار بر دولت و سیاستمداران آمریکایی جهت پذیرش اهداف آمریکا میباشد.
د) فتنهانگیزی منطقهای : از دیگر حربههای آمریکا برای آینده عراق، تخریب روابط آن با کشورهای همسایه با ادعاهای واهی میباشد. آمریکا تلاش دارد تا چنان وانمود سازد که حضورش در عراق برای مقابله با تحرکات کشورهای منطقه است. این در حالی است که کشورهای منطقه در ماههای گذشته نشان دادهاند که برای ثبات عراق اهمیت بالایی قائل هستند و برای تحقق آن تلاش میکنند. رایزنیهای گسترده کشورهای منطقه با گروههای مختلف سیاسی عراق برای تحقق وحدت ملی در عراق، گواهی بر این رویکرد است که واهی بودن ادعای آمریکا را اثبات میکند. نکته قابل توجه آنکه هر زمان روابط عراق با کشورهای همسایه نظیر ایران، سوریه و ترکیه گسترش یافته آمریکا با ادعاهای واهی و با تبلیغات رسانهای برای تخریب این روابط گام برداشته است. تشویق کشورهای عربی به حضور در عراق برای به اصطلاح بیان ماهیت عربی عراق به عنوان حربهای از سوی آمریکا برای تخریب روابط این کشور با ایران و ترکیه برای فتنهانگیزی در منطقه است.
هـ) استفاده از سازمان ملل : هر چند که آمریکا براساس توافقنامه امنیتی بغداد ـ واشنگتن باید 50 هزار نیروی موجود خود در عراق را از این کشور خارج سازد اما واشنگتن تلاش دارد با استفاده از ابزار سازمان ملل و به بهانه عدم ثبات سیاسی و امنیتی در عراق و استمرار مبارزه با تروریسم به حضور نظامی در این کشور ادامه دهد. بسیاری دلیل مخالفت آمریکا برای خروج عراق از بند 7 منشور شورای امنیت را استفاده ابزاری از این مساله برای توجیه ادامه اشغال عراق میدانند.
نتیجهگیری
در جمعبندی کلی از سیاستهای آمریکا در عراق میتوان گفت که هر چند 7 سال حضور آمریکا در این کشور، جز مرگ و ویرانی دستاوردی برای مردم عراق به همراه نداشته اما واشنگتن همچنان بر ادامه حضور در این کشور تاکید دارد. واشنگتن که اکنون به اهداف ادعایی خود در عراق دست نیافته، خروج از این کشور را رسوایی بزرگ برای خود میداند از سوی دیگر توان ادامه نظامیگری در عراق را ندارد لذا با بهانههای جدید به دنبال استمرار اشغالگری است.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم