برخلاف سبک و سیاق گفتار و رفتار آدمهای این روزگار
. آمدی به مهر و حرف میزدی از سر شوق که رسانه ملی را چگونه باید برکشید و شوق داشتی و هنوز جوانانه و پرانرژی از آرمانها میگفتی و علایقت، و فضا را سرخوشانه و صمیمی میکشیدی و میکشاندی تا افقهای دوردست دغدغههایت و دلسوزیات برای جوانان این مرز و بوم. و تو حرف میزدی و من میرفتم تا وقتهای «جلال از چشم برادر» و انتشارات رواق و تلاش برای ماندگاری نام آن «جلال اهل قلم» که اول بار حدیث نفس خود را با «در خدمت و خیانت روشنفکران» طرح کرد و روشنفکران مرعوب را با نهیبی صادقانه و انقلابی بر جای خود نشاند و با «غربزدگی» خروشی برداشت حامل سروش آسمانی، علیه زورسالاران مستکبر در آن هنگامههای شورانگیز مبارزات مردم ایران زمین علیه جباران و گردنکشان. وقتی میرفتی ردی از نشاط، و دینخواهی و مردمدوستی برجا گذاشتی و یادت هنوز هست و میماند!... و چقدر هوای اعتلای ایران و ایرانی داشتی و دین و دینباوری. نامت و یادت متبرک باد و روضه رضوان الهی نصیبت شود ای شمس آلاحمد!...سیدعزت الله ضرغامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم