به این صورت که طی یکی دو قسمت، ماجرای جنایتی که اتفاق افتاده مطرح میشود و به سرانجام داستان هم میرسیم، اما یکی از پرکارترین کارگردانهایی که در زمینه فیلمهای پلیسی و جنایی سریالهای موفقی ساخته، مهدی فخیمزاده است. مهدی فخیمزاده کارگردان قدیمی و کارکشته سینما و تلویزیون ماست که از او چندین سریال به یاد ماندنی و زیبا در زمینه ژانرهای مختلف از جمله تاریخی و پلیسی دیدهایم. یکی از پربینندهترین سریالهای حال حاضر تلویزیون، سریال جدید او یعنی «ساختمان 85» است. سریالی که مثل چند کار قبلی این کارگردان، داستانی منسجم و شخصیتهایی ثابت دارد و علایق شخصی فخیمزاده به دنیای پرهیجان خلافکارها و پلیسها را بازتاب میدهد.
اگر سریالهای قبلی فخیمزاده مثل «خواب و بیدار» را به یاد داشته باشید، شباهتها و نقاط اشتراک زیادی بین آنها و ساختمان 85 میبینید. خواب و بیدار سریال موفقی بود که در زمان خودش مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرد و به خاطر نوآوریهایی که داشت توانست موفقیت چشمگیری کسب کند. یکی از نوآوریهایی که فخیمزاده در خواب و بیدار انجام داده، استفاده از شخصیتهای زن خلافکار است. قبل از خواب و بیدار در سریالها و فیلمهای دیگر دیده بودیم که خلافکارها معمولا مردانی خشن و با سر و شکلی خاص هستند که همسرانشان یا قربانی خلافهای آنها هستند یا از وضعیت موجود ناراحتاند. در واقع زنها همیشه در سریالها و فیلمهای جنایی ما نقشی منفعل و خارج از گود داشتند، ولی در خواب و بیدار برای اولین بار تصویر کلیشهای مردان خشن در هم شکست و به جای آنها یک زن با ظرافتها و زیرکیهای خاص خودش، نقش خلافکار اصلی را بازی کرد. این هنجارشکنی در آن سریال بسیار خوش نشست. علاوه بر زن خلافکار، افسر پلیس زن هم در شکل و شمایلی بدیع و باورپذیر نشان داده شده است. در حالی که در سریالهای دیگر مانند «کلانتر» افسر پلیس زن سر و شکلی ساختگی و تصنعی دارد که مابهازای بیرونی ندارد و باورپذیر نیست. در واقع استفاده از شخصیتهای نزدیک به واقعیت و حضور ضدقهرمانهای زن فعال و تأثیرگذار در روند داستان، موضوعات مورد علاقه فخیمزاده هستند که این نشانهها را در بیشتر آثار خود از جمله ساختمان 85 تکرار کرده است.
فخیمزاده در سریالهایش از تعدادی بازیگر مشترک استفاده میکند و از این جهت میتوان او را در رده کارگردانهایی محسوب کرد که وقتی با یک بازیگر همکاری موفقی را تجربه میکنند و به درک متقابلی میرسند، ترجیح میدهند در کارهای بعدی هم به این همکاری ادامه دهند و جز در موارد ضروری سراغ بازیگران جدید نروند. مثلا قبلا هم شاهد بازی رویا نونهالی و لیلا برخورداری در سریالهای او بودهایم، همچنین کامران تفتی و دانیال حکیمی. این موضوع به خودی خود ضعف یا قوت محسوب نمیشود، ولی وقتی که سر و شکل ظاهر سریالهای فخیمزاده از نظر موضوع و بازیگران اینهمه به هم نزدیک هستند، این موضوع خود باعث میشود که حال و هوا و منظره کلی سریالهای او شبیه هم و تکراری به نظر برسند. ساختمان 85 هم از این قاعده مستثنا نیست.
یکی از تفاوتهای بارز ساختمان 85 با سریالهای قبلی فخیمزاده، حضور پر تعداد شخصیتهاست. در سریالهای قبلی شخصیتهای سریال یکی دو نفر خلافکار بودند که با یکی دو پلیس درگیر میشدند و کشمکش این چند شخصیت در 2 قطب مثبت و منفی، داستان را پیش میبرد. اما ساختمان 85 قرار است حکم ماکتی از جامعه را داشته باشد. از هر طبقه اجتماعی و طرز فکری یک نماینده در این ساختمان وجود دارد تا حس و حال یک برش تصادفی از جامعه واقعی را به بیننده منتقل کند. به ظاهر همه چیز عادی و طبیعی است و عدهای شخصیت جور واجور در این ساختمان زندگی معمولی و بیحادثهای را میگذرانند. اما پشت این ظاهر آرام و عادی، اتفاقاتی در جریان است که باعث میشود جنب و جوش و نگرانی در بیشتر خانههای ساختمان به وجود بیاید. حضور شخصیتهای متعدد باعث میشود که ساختمان 85 دارای قصههای مختلف و متفاوت شود و در نتیجه اگر بیننده یک قسمت از سریال را از دست دهد، از ماجرای زندگی یکی دو نفر دور میماند و ممکن است رشته داستان از دستش در برود. از سوی دیگر به خاطر تعدد شخصیتها، این خطر وجود دارد که عدم شخصیتپردازی درست و دقیق باعث شود بیننده ماجرای شخصیتهای مختلف را با هم اشتباه بگیرد. در چند قسمت اخیر میبینیم که مشکل شخصیتپردازی که در قسمتهای اول به وضوح به چشم میخورد کمرنگ و حل میشود. شاید هم به خاطر حل همین مشکل است که فخیمزاده که همیشه فقط برای خودش بازی کردن تیپ را در نظر میگرفت، این بار تیپهای بیشتری را ساکن ساختمان کند.
مثل همیشه ترکیب ملودرام و اکشن در ساختمان 85 هم بخوبی اتفاق افتاده است. ساختمان 85 همان طور که لایههایی از جامعه را نشان میدهد، لایههای مختلف زندگی خانوادگی و اجتماعی افراد را هم نشان میدهد. این مساله باعث میشود در کنار صحنههای اکشن که ظاهرا فضای مورد علاقه فخیمزاده است، همذاتپنداری بیننده با قهرمان و حتی ضدقهرمان بیشتر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم