در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور شد که به زندان افتادی؟
تصادف. ماشینم بیمه نداشت.
آن زمان چند سالت بود و چه کار میکردی؟
22 سالم بود و در دانشگاه آزاد زنجان درس میخواندم.
ماجرا را کامل توضیح بده.
آن زمان یک پیکان مدل پایین داشتم. پدرم به من کمک کرد و آن را خریده بود. برای اینکه خرج دانشگاه را دربیاورم مسافرکشی میکردم، آن شب هم برای ماهنشان مسافر دربستی داشتم. هوا تاریک بود و جاده لغزنده. باران میآمد چشم، چشم را نمیدید و نفهمیدم چطور شد که زدم به یک پدر و پسر.
خودرویت نقص فنی داشت؟
نه خودم بیاحتیاطی کردم. در آن هوا نباید زیاد سرعت میرفتم، اما باید زودتر به زنجان برمیگشتم، چون فردایش امتحان داشتم و میخواستم درس بخوانم. دانشجوی مهندسی بودم ولی آن اتفاق مرا از دانشگاه دور کرد.
بعد از تصادف چه کردی؟
هر دو نفرشان را به بیمارستان رساندم اما فایدهای نداشت و همان شب بازداشت شدم. بیمه ماشین 18 روز قبل تمام شده و من سهلانگاری کرده بودم.
به پرداخت دیه محکوم شدی و به زندان افتادی. چه مدت در حبس بودی و چرا خانوادهات آزادت نکردند؟
پول نداشتند. همان پیکان قراضه را هم پدرم از پساندازش و به جای شهریه دانشگاه برایم خرید با این شرط که دیگر در طول 4 سال تحصیلم از او پولی نگیرم، البته بخشی از پول آن را هم خودم جور کرده بودم. ما پیکان را فروختیم اما باز هم خیلی کم داشتیم.
پس چطور آزاد شدی؟
پسر دایی من وکیل است. او راهنماییمان کرد و گفت دیه هر سال بیشتر میشود برای اینکه این اتفاق برای من نیفتد، بهتر است بخشی از آن را همان اول کار بپردازیم تا مشمول افزایش سالانه دیه نشویم و من هم همین کار را کردم. در آن 3 سال پدرم با اینکه بازنشسته شده بود در یک شرکت به عنوان آبدارچی مشغول به کار شد و تقریبا همه حقوقش را برای من کنار میگذاشت ولی باز هم فایدهای نداشت. برادرم از بانک برایم وام گرفت و مادرم همان چند تکه طلایی را که داشت، فروخت اما همه اینها فقط پول دیه یک نفر میشد البته آن هم نه تمام و کمال.بالاخره یک خیر پیدا شد که بقیه پول دیه را داد و برایم شرط گذاشت.
چه شرطی؟
که بعد از آزادی در مغازهاش کار کنم. او در واقع میخواست مرا زیرنظر داشته باشد و مطمئن شود دست از پا خطا نمیکنم. این طور بود که بعد از آزادی به تهران برگشتم و دیگر نتوانستم ادامه تحصیل بدهم. آن مرد در کار چرخ خیاطی بود و من هم برایش کار میکردم و سر ماه فقط آنقدر حقوق میگرفتم که کرایه رفت و برگشتم را داشته باشم.
چه مدت پیش آن مرد ماندی؟
2 سال. او خودش به من گفت بهتر است دنبال کار بهتری بروم حتی چند نفری را هم معرفی کرد و من از بین همه آن کارها ترجیح دادم در نمایشگاه ماشین کار کنم. 2 سال دیگر پادویی کردم و آنقدر پول به دست آوردم که برای خرید یک پراید ثبتنام کنم بعد که خودرو را تحویل گرفتم آن را در همان نمایشگاه فروختم، سودش را برداشتم و دوباره یک پراید دیگر ثبتنام کردم.
به این کار آنقدر ادامه دادی تا سرمایه کمی برای خودت فراهم کردی، این را میشود حدس زد، اما بعد از آن چه کردی؟
سرمایهام زیاد نبود، فقط با آن میشد همین کار خرید و فروش ماشین را ادامه داد. از بنگاه که درآمدم هنوز به آن کارم ادامه دادم، اما چون وقت آزاد زیادی داشتم، دنبال یک شغل دیگر گشتم و وقتی به نتیجهای نرسیدم در دفتر وکالت پسرداییام منشی شدم.تا همین سال گذشته هم آنجا بودم تا اینکه ازدواج کردم.
با همسرت چطور آشنا شدی؟
از اقوام دورمان است بعد از ازدواج در مغازه برادر او کار میکنم و روزگارم، خدا را شکر، بد نیست، اما اگر آن شب احتیاط کرده بودم، میتوانستم به درسم ادامه بدهم و الان برای خودم مهندس بودم و دفتر و شرکتی داشتم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: