در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این هنرمند مراغهای علاوه بر کارگردانی، تاکنون فیلمهای بسیاری را نویسندگی کرده و بازنویسی چند فیلم هم در کارنامه هنریاش دیده میشود. مردی که زیاد میدانست، اتوبوس، ایستگاه، ساوالان، آپارتمان شماره 13، شهر آشوب، سارای و... از جمله فیلمهایی است که صمدی آن را کارگردانی کرده است. آنطور که میگوید حوادث تلخ و شیرین بسیاری در این سالها برای او اتفاق افتاده است. او ابتدا از حادثهای میگوید که از آن جان سالم به در برده است: نوجوان که بودم در حال بادبادکبازی از پشتبام خانه افتادم. سرم شکست و چند روزی دست و پایم حسابی درد میکرد، اما خدا صلاح دانست که زنده بمانم. این کارگردان درباره تلخترین حادثه زندگیاش میگوید: تابستان سال 70 بود، مادرم به بیماری سختی مبتلا شده بود که باید داروی خاصی مصرف میکرد. به هر داروخانهای که فکرش را بکنید سر زدم. حتی به چند بیمارستان هم مراجعه کردم تا آمپول تجویز پزشکان را تهیه کنم، اما به نتیجهای نرسیدم. باید اضافه کنم تازه 2 سال بود که پدرم را از دست داده بودم، برای همین مادر همهکس من بود و میخواستم به هر قیمتی که شده داروها را تهیه کنم. آن روز حال مادرم خیلی بد بود. هنوز چند ساعتی به غروب مانده بود که از طریق یکی از دوستان متوجه شدم این آمپول را میتوانم از بیمارستانی در جاده تهران ـ قم تهیه کنم. پرسانپرسان به بیمارستان امام حسین(ع) به جاده قم رسیدم. بعد از کلی این اتاق و آن اتاق کردن بالاخره دارو را تهیه کردم و سراسیمه به سوی تهران روانه شدم. آنقدر خوشحال بودم که انگار در عالم را برایم گشوده باشند. فکر میکردم دیگر همه چیز تمام شده و مادرم زود خوب میشود. به بیمارستان که رسیدم به سرعت خودم را به بخش CCU رساندم و با خوشحالی به پرستار گفتم بالاخره آمپول مادرم را پیدا کردم. نگاه تاسفبار پرستار دلم را لرزاند، اما نمیخواستم خبر بدی بشنوم. دوباره حرفم را تکرار کردم. عرق سردی سرتاپایم را فرا گرفت. سریع خودم را به تخت مادر رساندم. مادر برای همیشه از میان ما رفته بود. صمدی انگار میخواهد از حادثه تلخ زندگیاش فاصله بگیرد.ادامه میدهد: از دوره نوجوانی آرزو داشتم که خدا به من دختر بدهد. خدا هم آرزویم را برآورده کرد و بهمن ماه 59 یک دختر 3 کیلو و 200گرمی به من داد.آن روز وقتی خبر تولد دخترم راشنیدم بخوبی متوجه شدم که چیزی در رگهایم جوشید و به قلب رسید و قلبم به تپش افتاد.
صمدی دریافت جایزه بهترین کارگردان در سومین جشنواره فیلم فجر برای فیلم مردی که زیاد میدانست را یکی دیگر از حادثههای خوب زندگیاش میداند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: