روستاپور اولین اجرایش را در سال 78 با برنامهای با عنوان «از مدرسه تا مدرسه» در شبکه دوم تجربه کرد. او سال 82 به طور اتفاقی برای تهیه گزارش در برنامه رنگینکمان حضور پیدا کرد و همان موقع، اجرای برنامه رنگینکمان به او پیشنهاد شد و روستاپور هم از آن استقبال گرمی کرد. وی نوشتن متن برنامه رنگینکمان شبکه تهران را برعهده دارد و ایده نوشتههایش را از کتابها، مجلات، مربیان و همچنین از خود بچهها میگیرد.
شب عروسی برادر روستاپور اتفاق ناگواری میافتد که خاطره آن مراسم را برای او ماندگار میکند: زمانی که برای جشن عروسی برادرم به سالن رفته بودیم، کسی در خانه نبود احتمالا دزدان صاحبخانه را سرگرم و درگیر عروسی دیدند واز موقعیت سوءاستفاده کردند. آخر شب که همگی با ماشین عروس به خانه برگشتیم دیدیم در خانه باز است همین طوری بهتزده بودیم وارد خانه شدیم و فهمیدیم همه وسایلمان به سرقت رفته است. خیلی ناراحت شدیم چون کادوها و سکههای طلای عروسی خودم و همچنین تمام مبلغ هزینه سفر مکه و کربلای مادربزرگم جزو اموالی بود که دزدیده بودند. وقتی برای پیگیری به کلانتری مراجعه کردیم، گفتند از این منطقه سرقتهای مشابه زیاد شده است. بعدها معلوم شد سارقین گروه پاکستانی بودند اما هیچ وقت خبری ازشان نشد و نتیجهای نگرفتیم.
زمانی که هواپیمای130 - C که خبرنگاران داخل آن بودند سقوط کرد سارا روستاپور مانند همه مردم به شدت تحت تاثیر قرار گرفت: قرار بود همسرم که عکاس است هم در آن هواپیما باشد اما سفرش لغو شد. با اینکه میدانستم همسرم سوار آن هواپیما نشده ولی به خاطر اینکه خیلی از کشتهشدگان از همکاران هر دویمان بودند، به شدت ناراحت شدم. خیلی از آشنایان و دوستان مرتب برای جویا شدن حال همسرم با من تماس میگرفتند و این حس که ممکن بود همسرم هم دچار این سرنوشت دلخراش شود به شدت آزارم میداد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم