ضد گزارش

افسانه کنکور

بودن یا نبودن مهم‌ترین مساله‌ای است که در چند سال اخیر ذهن مسوولان و مبتلایان و ارتزاق کنندگان کنکور را به خود مشغول کرده است. ردپای این مساله را می‌توانید از فهرست وعده‌های دل‌فریب انتخاباتی تا پژوهش‌ها و تحقیقات کارشناسان آموزش و صفحه‌ها و ستون‌های مطبوعات ببینید(چنان‌که می‌بینید).اما گویا این بررسی‌ها و چانه‌زنی‌ها بالاخره در چهاردهمین «کمیته ماده 4 قانون حذف کنکور» به بار نشسته و زمان قطعی حذف کنکور با تصویب این کمیته سال 93 اعلام شده و قرار است به جای کنکور سوابق تحصیلی به صورت صددرصد ملاک قبولی کنکور باشد و برای کنکور سال 90 هم نمرات دروس نهایی تا 25 درصد تاثیر گذار خواهد بود.
کد خبر: ۳۷۲۰۰۲

چرا حذف؟

در پاسخ به این سوال جوانان خسته و عصبی از کنکور می‌توانند بگویند چرا نه ؟ اما واقعیت این است چنان‌که فراوان گفته‌اند، کنکور ملاک درست (یا کاملی) برای ورود به دانشگاه نیست. چنان‌که در سال‌های اخیر ورود به دانشگاه مثل یک راه تازه کشف شده از یک لابیرنت تو در تو شده که البته نقشه آن را برخی می‌دانند؛ بنابراین نیازی نیست دانش‌آموز پرمشغله 4 سال عمر مفیدش را صرف یادگیری پیوسته کند. فقط کافی است در همان سال پایانی هزینه کند و نقشه راه را بخرد.گلایه دلسوزان هم از پیدایش فن قبول شدن در کنکور است.اگر چه معمولا نتایج خوب کنکور هم از آن دانش‌آموزان پرتلاش و کوشاست، اما همین دانش‌آموزان کوشا هم متوجه شده‌اند که اگر از مرکب راهوار فنون کنکور رویگردان شوند از غافله عقب خواهند ماند.

مسرت بخش یا مضرت بخش

شاید در نظر اول این خبر مسرت بخش باشد، اما آیا برای همه این‌طور است؟ کافی است نگاهی به در و دیوار شهر بیندازید؛ به آگهی‌های میان برنامه، به ساختمان‌های پر رفت و آمد آموزشگاه‌ها، به کارشناسانی که به ما کمک کردند تا کنکور را راحت‌تر قورت بدهیم و به کسانی که سال اولی‌ها و دومی‌ها را صدا می‌کردند تا نسبت به کتاب‌های رنگارنگ و خوش طعم، به قفسه پر رونق کتاب‌های کنکور، به کلاس‌های پرمشتری تست، حتی به جارچی‌های میدان انقلاب و کتاب کهنه فروش‌های خیابان‌های فرعی هم بی‌توجه نباشیم. در کنار این پدیده 47 ساله مثل هر پدیده دیگر هزار جور کسب و کار(و به قول فرنگی‌ها بیزینس) شکل گرفته. پس با احتیاط‌تر باید گفت این خبر برای همه مسرت‌بخش است.

نوستالژی نسل آخر کنکوری‌ها

پس ما کم‌کم داریم می‌شویم نسل آخری که کنکور داده است. می‌توانیم برای بچه‌هایمان پز چیزی را بدهیم که اسمش کنکور بوده و خیلی چیز وحشتناکی بوده و چقدر کار سختی بوده و چقدر زحمت کشیده بودیم و هزار افسانه دیگر. پس ما جزو آخرین نفرهایی خواهیم بود که 2 تا مداد مشکی نوک نرم و یک پاک کن و یک تراش می‌خرد و آن را می‌گذارد کنار کارت ورود به جلسه و تا صبح کابوس می‌بیند. پس ما آخرین آدم‌های ایرانی خواهیم بود که در روزنامه و سایت دنبال نام و نشانش و سرنوشتش می‌گردد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها