موافقان و مخالفان از اجرای تئاتر در سالن‌های غیرنمایشی می‌گویند

سرک کشیدن تئاتر به سالن‌های حاشیه‌ای

کمبود سالن برای اجرا از اساسی‌ترین مشکلات تئاتر کشور است و مدیران دوره‌های مختلف هنرهای نمایشی هم همیشه به این نیاز معترف بوده‌اند. در همین راستا و با توجه به کافی‌نبودن سالن‌های مرکزی و اصلی تئاتر در تهران، اهمیت تمرکززدایی و توسعه فضاهای این هنر همیشه مورد توجه هنرمندان و مدیران این عرصه بوده است. استفاده از تالار فرهنگسراها یا سالن‌های اجتماعات ادارات و سازمان‌های مختلف به عنوان یکی از راه‌حل‌های این مشکل قلمداد می‌شود که البته مخالفان و موافقان فراوانی دارد.
کد خبر: ۳۷۱۷۱۹

در این ارتباط سؤالاتی مطرح می‌شود که اولین آن چگونگی راه‌اندازی این سالن‌ها، جذب مخاطب و سپس میزان توانایی فنی آنهاست؟ از سوی دیگر با توجه به چندمنظوره‌بودن این سالن‌ها، نوع استمرار اجرای تئاتر در آنها هم مساله‌ای سؤال‌برانگیز است. پرسش دیگری هم که مطرح می‌شود این است که چگونه می‌توان بین مسوولان این سالن‌ها و مدیران مرکز هنرهای نمایشی که متولی تئاتر کشور هستند، هماهنگی لازم را به وجود آورد؟

درمان یا تسکین

یکی از موافقان استفاده از سالن‌های غیرنمایشی برای اجرای تئاتر ‌هادی مرزبان، کارگردان باسابقه تئاتر است. کارگردان نمایش‌هایی چون ملودی شهر بارانی، خاطرات هنرپیشه نقش دوم و‌ هاملت با سالاد فصل می‌گوید: «اگر پول برای ساخت سالن جدید هم الان در اختیار متولیان باشد باز هم سالیان زیادی طول می‌کشد که سالن‌های استاندارد و بزرگی ساخته شود، به‌همین‌دلیل الان اصلی‌ترین و مهم‌ترین راهکار، استفاده از سالن‌های پراکنده فراوانی است که در گوشه و کنار کشور و بویژه تهران وجود دارند و جالب است که تعدادشان هم کم نیست.»

او با انتقاد از برخی همکاران خود معتقد است اگر تئاتری‌ها نگرش ملی به هنر خود پیدا کنند و منیت‌های خود را کنار بگذارند قطعا برای این تالارها مخاطب پیدا می‌شود و جوانان مشتاق هم در این حوزه‌ها فعال می‌شوند.

دکتر مسعود دلخواه، استاد دانشگاه و کارگردان تئاتر هم که از موافقان دیگر این طرح اما به طور موقتی است، می‌گوید: «اجرای این طرح به عنوان یک راه‌حل فوری برای مشکل کمبود سالن کاملا عملی است، اما مشکلی که وجود دارد کشاندن مخاطب به این سالن‌های ناآشناست، او ادامه می‌دهد: بسیاری معتقدند در سایه استفاده از ستاره‌هاست که می‌توان مخاطب را به سالن غیرآشنا کشاند، اما این راه‌حل غلطی است. درست این است که دولت با حمایت مالی از گروه‌ها، کارگردانان را به کار در این اماکن تشویق کند تا این سالن‌ها را برای اجرای تئاتر راه‌اندازی کنند.»

اتابک نادری، کارگردان، بازیگر و مدیر تماشاخانه سنگلج اما علی‌رغم میلش عنوان «موقت و مقطعی بودن» یا «راه‌حل کوتاه‌مدت» را برای استفاده از فرهنگسراها و سالن‌های غیر تئاتری غلط می‌داند، چرا که همین عنوان باعث می‌شود که این تالار‌ها برای اجرای تئاتر جان نگیرند.

او توضیح می‌دهد: «باید تلاشی همسو و واحد شکل بگیرد و به این سالن‌ها هویت اجرایی داده شود، یعنی هر فرهنگسرا در گونه‌ای مخصوص خود نمایش اجرا کند. به همان شکل که ما فرهنگسرای خانواده یا طبیعت و بانوان داریم می‌توانیم تئاتر هم در همین هویت و اسامی‌ در این فرهنگسراها اجرا کنیم و این سبب استمرار تئاتر در فضاها و مکان‌های جدید می‌شود.»

اما حمید پورآذری با اتصال‌دادن بحث به مشکلات کلان‌تر، بر این عقیده است که با عدم سیاستگذاری اساسی در حوزه هنر در امور جزئی خلل ایجاد می‌شود. او اعتقاد دارد اگر سیاستگذاری کلان تئاتر در کشور مشخص و مدون شود، آن گاه برای اجرای آن و نوع پراکندگی‌اش در شهر تصمیم گرفته خواهد شد و سالن‌های مورد نیاز و قابل استفاده مشخص می‌شوند.

رحمت امینی، مدیر گروه تئاتر دانشکده هنر و معماری نیز با راه‌اندازی سالن‌های اداره‌ها و سازمان‌ها موافق است و می‌گوید: «این از اصلی‌ترین راه‌های توسعه هنرهای نمایشی است که در سند توسعه تئاتر پیش‌بینی شده بود که از زمان مدیریت حسین پارسایی بر مرکز هنرهای نمایشی آن سند بایگانی شد و مسکوت ماند.»

این نویسنده و کارگردان با اشاره به این که اتکا به تفکرات نو و نوجویی دانشجویان راه اصلی راه‌اندازی و رونق این سالن‌هاست، ادامه می‌دهد: «سالن ادارات و سازمان‌ها کابردی دوسویه دارد، از طرفی هنرمندان را تشویق می‌کند که در آنجا کار اجرا کنند و علاقه‌مندان هنر را وارد فضای جدیدی کنند و از سوی دیگر برای خود کارکنان آن مجموعه و خانواده آنها سرگرمی‌ و موقعیتی فرهنگی ایجاد می‌کند.»

او می‌افزاید: اتکا به تئاتر کاربردی که یکی از شکل‌های مطرح تئاتر است و امروز در کشورهای توسعه‌یافته بشدت پیگیری می‌شود از دیگر اموری است که باید برای توسعه تئاتر به آن توجه شود.

این مدرس دانشگاه تاکید می‌کند: «تئاتر 2 نوع کلی دارد که به قول دکتر فرهاد ناظرزاده یکی را می‌توان فرهنگی ـ روشنفکری نامید و دیگری را تعلیمی ـ‌تربیتی نامید. تئاتر تعلیمی ـ ‌تربیتی همان تئاتر کاربردی است که می‌توان از طریق آن اهداف آموزشی زیادی را در یک مجموعه محقق کرد، توجه به این‌گونه‌ها باعث می‌شود این مجموعه‌ها هویت خود را پیدا کنند و از چند جهت پاتوق و پایگاهی برای هنرمندان و شهروندان شوند.»

کمبودهای فنی و تجهیزاتی

همان‌طور که پیشتر آمد بسیاری مشکل سالن‌های غیرتئاتری را مشکلات فنی آنها می‌دانند، نادری اما درباره این مساله نظر متفاوتی دارد: «به نظر من ایرادات فنی بیشتر بهانه است. وقتی در فرانسه از یک مغازه سالن تئاتر ساخته شده است، نشان می‌دهد اگر اراده کافی در بین مدیران و هنرمندان به وجود بیاید، هر فضایی قابلیت تجهیز برای اجرای تئاتر را دارد.»

هادی مرزبان هم چنین حرف‌هایی را بهانه می‌داند و معتقد است با کشیدن دستی به سر و گوش این سالن‌ها می‌توان آنها را برای اجرای تئاتر آماده کرد.

شاید تنوع شیوه‌های اجرایی در تئاتر معاصر هرفضایی را برای اجرای نمایش مناسب کند به این شرط که گونه و هویت آن فضا برای اجرا مشخص شود. به نظر می‌رسد در این مورد باید روی حرف پورآذری تأمل بیشتری کرد.

اما از سوی دیگر خود پورآذری با این‌که معتقد است قابلیت سالن به شیوه اجرایی گروه هم وابسته است، این نکته را متذکر می‌شود که بسیاری از سالن‌های فرهنگسراها و اجتماعات فاقد معماری صحیح‌اند و عملا اجرای تئاتر در آنها غیرممکن است.

مسعود دلخواه، کارگردان نمایش‌هایی چون طوبی و خدا در آلتونا حرف می‌زند با توجه به این‌که معتقد است استفاده از سالن‌های غیرتئاتری راه‌حلی ریشه‌ای نیست، می‌گوید: راه‌حل اصلی کمبود فضای تئاتری تنها با ساخت سالن‌های استاندارد و مخصوص تئاتر اتفاق می‌افتد و استفاده از سالن‌های غیرنمایشی یک راهکار موقتی است. این سالن‌ها استاندارد اجرای تئاتر را ندارند و مشکلات فنی آنها زیاد است. اما فعلا برای حل بحران سالن تئاتر می‌توان از آنها استفاده کرد.

اما کارگردان نمایش «کا»، رحمت امینی اعتقاد دارد: «با این بهانه که سالن‌ها استاندارد نیست، نمی‌توان از آنها چشم پوشید و جلوی توسعه تئاتر را گرفت. تئاتر محیط خود را خودش می‌سازد. اگر ما این فضاها را در اختیار دانشجویان بی‌شمار تئاتر قرار دهیم آنها به طور قطع با خلاقیت‌ها و تفکرات جسور و متنوع خود از آنها استفاده‌های درستی خواهند کرد.»

مدیریت واحد

یکی از نگرانی‌های اهالی تئاتر در خروج از سالن‌های معروف و مرکزی، موازی‌کاری‌های اداری و اجبار چانه‌زنی با مدیرهای بیشتر است که خود منجر به تناقض‌ها و اختلافات قابل پیش‌بینی اما غیرقابل حل بین سازمان‌های مختلف می‌شود.

اتابک نادری در این ارتباط به بحث عدم مدیریت واحد اشاره می‌کند و می‌گوید: «همفکری و مدیریت مشترک از سوی مرکز هنرهای نمایشی به عنوان متولی تئاتر و سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری سبب می‌شود که مجموعه واحدی ایجاد شود و به استفاده هنرمندان تئاتر از فرهنگسراها و سالن‌های اجتماعات مراکز غیر تئاتری ضربه نزند.» او در این اتحاد، احساس الزام و سپس اراده مدیران را اصل می‌داند و معتقد است عدم اتحاد مدیران و تجمیع نظراتشان تحقق این طرح را غیرممکن خواهد کرد.

حمید پورآذری، کارگردان نمایش «آندرانیک» که بارها اجرای نمایش‌هایش قربانی عدم وحدت مدیران شده است، موازی‌کاری‌ها را دلیل سخت اجرا شدن تئاتر در این سالن‌ها و باعث ضربه‌خوردن اجراهایی می‌داند که به دشواری در آنها اجازه اجرا گرفته‌اند.

امینی که خود از جمله مدیران فرهنگی ـ آموزشی است در مورد اشکالات و اختلالات مدیریتی می‌گوید: «مهم‌ترین مشکل مدیران ما عدم شناخت نسبت به تئاتر و کاربردهای این هنر است. من مثالی می‌زنم تا ماجرا روشن‌تر شود، شما اگر در یک سازمان یا کارخانه زمین فوتبال داشته باشید می‌توانید براحتی مدیر را جهت برگزاری فوتبال قانع کنید. اما پیشنهاد اجرای تئاتر به مدیری که مجموعه‌اش دارای سالن مناسب برای تئاتر است بدن او را می‌لرزاند؛ دلیلش این است که او نسبت به تئاتر شناخت ندارد و از امکان‌های آن برای ارتقای آموزش و همچنین جلب توجه به مجموعه‌اش بی‌خبر است.»

در مجموع به نظر می‌رسد با وجود نظرات هنرمندان در این زمینه تا زمانی که مدیران فرهنگی کشور به شناخت و اجماع نرسند، نتیجه‌ای مشخص از انجام این امر نمی‌توان گرفت. توسعه تئاتر همچون پدیده‌ای شهری و جمعی اگر مورد نظر قرار گیرد شاید این‌گونه مسائل با شفافیت بیشتری طرح شود و اجماع مناسبی برای انجامشان صورت بگیرد.

علیرضا نراقی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها