در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تفاوت این جلسه با سایر جلسات کاملا محسوس است. برای افراد، کارت ملاقات با اسم صادر شده. برخورد حفاظت، در نهایت احترام است. در ابتدای حسینیه با شیرکاکائو و شیرینی پذیرایی میشود. ایستادن من در همان ورودی، باعث شده که خیلیها من را یکی از میزبانان برنامه فرض کنند و سلام گرمی با من بکنند. بعد از چند دقیقه، کمکم خودم هم باورم میشود که میزبان برنامه هستم. هرکس که میرسد، سلام گرمی میدهم و راهنماییاش میکنم
.بالاخره دایی (مسوول تیم خبرنگاران) هم با چندتا از خبرنگارها میرسد و خود ما هم مجاز به ورود میشویم. نماز جماعت تمام شده. نماز را فرادا میخوانیم و به طبقه بالا میرویم. سالن را با مبلهای چوبی پرکردهاند. هر کداممان جایی مناسب پیدا میکنیم. من هم جایی مینشینم که تسلط کافی بر تمام نقاط سالن داشته باشم.در همان گوشه سالن و کنار در ورودی، مشغول بررسی نحوه تغییر جا هستیم که یک نفر از پشتسر سلام میکند. من که هنوز در حال و هوای نیمساعت پیش هستم، برمیگردم تا بهعنوان میزبان، او را راهنمایی کنم؛ اما کسی که سلام کرده، میزبان اصلی برنامه است: رهبر انقلاب
.پس از قرائت قرآن، واعظزاده، دبیر همایش در مورد برنامه صحبتهایی کلی میکند و همزمان اسلایدهایی روی پردهها به نمایش درمیآید؛ اسلایدهایی که میگوید فقط 30 درصد مقالات از شهرستانها بوده. اسلایدهایی که میگوید فقط 20 درصد مقالات از حوزههای علمیه بوده، حوزههایی که قرار است خوراک علمی کشور را تامین کنند.نوبت به سخنرانها میرسد. بیشتر صحبتها معطوف به تعریف «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» است. فرق پیشرفت با توسعه، لزوم استقلال فکری، استفاده از مبانی الهی، محوریت عدالت، بهرهگیری از اصول اسلامی، توجه به شرایط ایرانی، تغییر ادبیات حاکم، همراه کردن افکار عمومی، ضرورت جایگزینی الفت در جامعه بهجای مدارج، تولید دانش برای تمدنسازی و دهها نکته دیگر، محور صحبت 8 نفر از حاضران است که مقالاتشان برای ارائه انتخاب شده است
.37
نفر هم تقاضای صحبت کردهاند که فقط به 6 نفر وقت میرسد و از بقیه میخواهند نظراتشان را برای ثبت و ارائه به رهبر، مکتوب کنند. تدوین شاخصهای جدید پیشرفت، پرهیز از کمیتگرایی، تشکیل سازمان ارزیابی پیشرفت کشور، خانوادهمحوری و... بخشی از پیشنهادهای این 6 سخنران است.بعضی نکات مطرح شده، بسیار جالب است. مثلا خانم دکتر علاسوند پیشنهاد میدهد که پژوهشگران کشور در زمینه ایجاد این الگو «استنطاق» شوند تا مقالات تولیدی، فقط تکرار دانستههای آنان نباشد. یا پیشنهاد خانم دکتر نصراللهی که با تهلهجه یزدی خواهان تعریف جوایز نوبل اسلامی باعنوان جایزه «صدرا» یا «رازی» میشود. آیتالله آصفی هم که استاد حوزه قم و نجف است، نکتهای میگوید که خیلی از بحثها را زیر سوال میبرد: «توسعه و پیشرفت، تکلیف است یا نتیجه؟» و بعد با استناد به آیات قرآن نتیجه میگیرد که پیشرفت، یک نتیجه است.آیتالله حائری هم نکته کوتاهی میگوید که ظاهرا ربطی به این جلسه ندارد، اما باطنا چرا. او میگوید بسیاری از مشکلات کنونی جامعه، تقدیر الهی نیست، بلکه از کمکاری خود ما ناشی میشود. دکتر پیغامی هم درخواست میکند که این جلسات، از حالت تعارفی خارج و به جلساتی برای جراحی موضوع توسعه تبدیل شود. او میگوید که 4000 سوال در تعریف این الگو وجود دارد.جلسه طولانی شده و خستگی را در خمیازههای گاه و بیگاه بعضی مهمانان میتوان دید. آنقدر که دکتر رفیعپور میگوید همیشه در این ساعت خواب بوده و اصلا دلش نمیخواست جای رهبر باشد. اما رهبر با دقت به تمام حرفها گوش میدهد و نکته برمیدارد. اواسط جلسه است که میفهمیم تمام این مقالات و سایر مقالات رسیده به دبیرخانه همایش را، رهبر قبلا مطالعه کرده است.پس از 200 دقیقه، بالاخره نوبت به رهبر میرسد. ناگهان همه همهمهها میخوابد. دیگر خبری از خمیازه هم نیست. همه روی صندلیها کمر راست میکنند. «این اولین نشست از نوع خود در جمهوری اسلامی است.» این جمله را کسی میگوید که از زمان تاسیس جمهوری اسلامی تا امروز، همیشه در بالاترین مناصب حکومت بوده است؛ عضو شورای انقلاب، نماینده مجلس، امامجمعه تهران، رئیسجمهور و حالا هم رهبر
.بعد هم ضرورت تشکیل این جلسات را میگویند: «ورود اندیشهورزان کشور به مسائل کلان، ورود گفتمان در میان نخبگان و بعد در آحاد جامعه، ریلگذاری و جادهسازی برای اداره کشور». در نهایت هم این نکته را یادآور میشوند که این کار، زودبازده نیست و نباید شتابزده شویم. اما این الگو انعطافپذیر است و پس از تعریف اهداف، راهبردها با توجه به شرایط زمان عوض خواهد شد.رهبر از حاضران میخواهند که کار را ادامه دهند و نشستها، حلقههای فکری و مطالعات شخصی، استادان را درگیر موضوع کنند و حوزه و دانشگاه را وسط بکشند. ایشان تاکید میکنند که این کار، کار دولت و مجلس نیست و باید همه ظرفیتهای علمی کشور به میان بیاید و مرکزی هم به عنوان ستاد پیگیری این فعالیتها تشکیل شود و در نهایت، آب پاکی را روی دست همه اندیشمندان کشور میریزند: «با جلسه امشب، کار ما با شما تمام نشده.» بعد هم از همه میخواهند که نظراتشان را مکتوب کنند و به دبیرخانه بفرستند.جلسه که تمام میشود، همهچیز میشود مثل جلسات معمولی. همه هجوم میبرند به سمت جلوی سالن و کنار رهبر. قبل از این که من برسم، یکی از خانمها چفیه رهبر را گرفته. یک عده هم نوشتههایشان را به رهبر میدهند؛ کاری که هنگام شام هم ادامه دارد و مرتب پوشههای مقالات را به رهبر میدهند
.شام که تمام میشود، باز هم دور رهبر جمع میشوند. یک نفر نظراتش را برای رهبر میگوید. رهبر به دقت گوش میدهند و در آخر میگویند: «این شفاهی گفتن فایده ندارد. نه من یادم میماند، نه تکلیف شما رفع میشود. باید نظراتتان را بنویسید و بفرستید تا به دقت بررسی شود.»
* محمد تقی خرسندی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: