در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وضعیت بیماری ایدز در دنیا چگونه است؟
امسال ما خبرهای امیدوار کنندهای درباره اچآیوی شنیدیم که مبتنی بر شواهد هم هست. از جمله کاهش 25 درصدی رشد بیماری در کشورهای زیرصحرای قاره آفریقا. این نشاندهنده موفقیت برنامههای اجرایی در آن منطقه و یک خبر امیدوارکننده است و نشان میدهد اگر برنامههای جامع و مشارکتی در کشورها اجرا شود، میتواند بیماری را تحت کنترل در آورد، حتی در مناطقی که بیماری بهصورت گسترده در جامعه پراکنده است.
در خاورمیانه چطور؟
منطقهای که ما در آن هستیم؛ منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا منطقهای است که در آن تعداد مبتلایان به ایدز که در این کشورها گزارش میشود، شاید تصویر دقیقی از تعداد بیماران نباشد. بههمین دلیل میزان رشد بیماری در منطقه، کمتر از میزان واقعی گزارش میشود. به جز ایران، که در زمینه پایش برنامههای مرتبط با اچآیوی موفق عمل کرده است.
چه تفاوتی بین کشور ما با سایر کشورهای خاورمیانه در زمینه کنترل اچآیوی وجود دارد؟
در ایران از چند سال پیش برنامه کشوری پیشگیری و کنترل بیماری طراحی شده است و امسال آغاز سومین برنامه کشوری است که تا پنجسال ادامه دارد. برنامه کشوری کنترل و پیشگیری ایدز ایران هم یک برنامه چندبخشی و چندوجهی است، چون ایدز، یک بیماری چندوجهی است. این بیماری فقط خصلت بهداشتی ندارد، بلکه ریشههای ابتلای آن در برخی از مسائل اجتماعی است. برای همین لازم است که دستاندرکاران مختلفی دستبهدست هم بدهند. بهجز وزارت بهداشت میتوان به سازمان بهزیستی،
سازمان زندان ها و وزارت آموزش و پرورش و سازمان های دیگر اشاره کرد. ویژگی برنامه کشوری فعلی ما این است که، یک سیستم پایش و ارزشیابی را برای اولینبار شروع کرد، به نحوی که مسوولین کشور روی حرکات اپیدمی اشراف داشته باشند. اولین کار برای کنترل بیماری این است که همهگیری تحت رصد شما باشد. یعنی کاملا شناسایی کنید و ببینید همهگیری چگونه و در کدام گروهها حرکت میکند.
نتیجه این پایش بصورت مستمر به مردم هم گفته میشود؟
هر سه ماه یکبار، سیستم مراقبت و پایش وزارت بهداشت آمار جدیدی از اچآیوی را برای اطلاع عموم اعلام میکند. با توجه به این گزارشها، بیش از 21000 نفر، تا حالا شناسایی شدند که مبتلا به اچآیوی بودند. بالای 90 درصد مبتلایان مرد و کمتر از 10 درصد زن هستند.
در دنیا هم همین نسبت وجود دارد؟
در دنیا، برخلاف این آمار، میزان ابتلا میان زن و مرد تقریبا 50-50 است. علت هم ایناست که اچآیوی در ایران عمدتا از راه اعتیاد تزریقی بوده و بیشتر کسانی که اعتیاد تزریقی دارند مرد هستند و خانمها اکثرا از طریق همسرانشان مبتلا شدهاند. منتهای مراتب مانند همه کشورهای دنیا این قسمتی که ثبت شده با عنوان افراد مبتلای تحتنظارت، قسمتی از کل مبتلایان است. مدل اپیدمیولوژیک در سال گذشته اجرا شده نشان میدهد که احتمالا میزان افراد مبتلا 83000 نفر است که تاکنون 21000 نفر شناسایی شدند و بقیه شناسایینشده و یا خودشان هم خبر ندارند مبتلا هستند.
آقای دکتر! مبنای این تحلیل چیست؟
برای این که شما شیوع بیماری را در جامعهای ببینید، روشهای تخمینی بهکار میبرید که این روش اخیر روش modeling است. هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که بتواند اعلام کند الان در این کشور برای مثال 3373429 نفر مبتلا به دیابت داریم. همه بیماری ها بر اساس ریسک فاکتورهای بیماری تخمین زده میشود. اچآیوی هم دارای یکسری ریسک فاکتورهایی است که براساس میزان ریسک فاکتورها در هر جامعهای، مانند جمعیت جوان، یا میزان رفتارهای پرخطر تعیین میشود. سپس این مطالعات را با هم تحلیل میکنند و از عدم همپوشانی، دوبارهشماری و یا کمشماری اطمینان حاصل میکنند و بعد تخمینها را ارائه میدهند. 3 سناریو برای ایران دیده شد که سناریوی متوسط حاکی از 83000 نفر مبتلا است که بر اساس جمعیتهای در معرض خطر یا با رفتار پرخطر بررسی شده است.
این تخمینها مورد تأیید سازمان های جهانی هم هست؟
مبنای علمی این کار بسیار دقیق و محکم است و مورد تایید UNAIDS و سازمان بهداشت جهانی است. تخمین جمعیت، برای برنامهریزی ارزش دارد. چون شما باید بدانید چه تعداد در معرض خطر دارید و چه تعداد احتمال ابتلا دارد، تا برای درمان، پیشگیری و دارو بتوان برنامهریزی کرد. مثل بقیه کشورها، ایدز در ایران جمعیت جوان و فعال جامعه را مورد حمله قرار میدهد. در ایران هم بیشترین گروه سنی از 25 تا 34 سال است.
در این میان رسانهها چه باید بکنند؟
برای این که این اتفاق بیفتد اصحاب رسانه به عنوان یکی از ارکان اصلی آموزش در این امر دخیل میشوند. آموزش 2 قسمت دارد؛ یک فرم و یک محتوا و محتوا باید متناسب با فرم به مخاطب ارائه شود. آموزشهای مربوط به ایدز بهدلیل ماهیت بیماری و راههای انتقال آن، گوناگونی وسیعی دارد. بعضی از آموزشها باید به صورت چهرهبهچهره بیان شود و برخی اصلا نباید بهصورت عمومی مطرح شود. یکسری آموزشها باید توسط همتایان یا همسانان، آن هم به دلیل کاربرد بیشتری که دارد در میان گروههای خاص انجام میشود. یکسری دیگری از آموزشها هم باید به صورت عمومی مطرح شود.
چه ملاحظاتی باید در آموزش مدنظر باشد؟
زمانی که وارد بحث آموزش جنسی میشویم با مهمترین مسالهای که مواجه میشویم، بحث حرمتها است که 2 وجهی میباشند؛ وجه اول آنست که افراد به رفتارهای پرخطر نپردازند. این جامعه و خانواده را از تبعات بهداشتی و اجتماعی محافظت میکند. از طرف دیگر ما باید هشیار باشیم که ضمن حفظ حرمتها بتوانیم پیامهای بهداشتی را در ظرف متناسب با خودش انتقال بدهیم. بهعبارت دیگر ما باید فرهنگ و ارزشهای جامعه را رعایت کنیم، در غیر این صورت مردم نمیپذیرند و قابلیت اجرایی هم ندارد. از نگاه علمی هم غلط است. چون شما باید بتوانید از پتانسیلهای اجتماع برای کنترل بیماری استفاده کنید و در کنترل بیماری باید به ابزارهای نوین ارتباطی مسلح باشیم و الا آموزشها تأثیری نخواهد داشت.
تحلیل شما از فعالیت چندین ساله رسانهای در خصوص ایدز چیست؟
بگذارید وسیعتر نگاه کنیم، بحث آموزش ابعاد مختلفی دارد. یعنی شما باید آموزشدهنده متبحر داشته باشید تا بتوانید آموزشگیرندگان را تربیت کنید. در عرصههای مختلف این اتفاق افتاده است. اما در حوزه رسانهای کم کار شده است . حوزه رسانه، حوزه وسیعی است از رسانههای دیداری و شنیداری گرفته تا رسانههای مکتوب. نوع کار هم متفاوت است و نیاز به مطالعه بیشتر دارد.
سیاستگذاری رسانهای کشور را در زمینه ایدز چگونه میبینید؟
کمیته کشوری اطلاعات، آموزش و ارتباطات یکی از کمیته های برنامه کشوری کنترل و پیشگیری از ایدز است. وظیفه کمیته ایناست که در این زمینه سیاستگذاری کند و خطمشیها را تبیین کند. این کمیته باید فعالتر باشد. زمانی که فعالیت این کمیته بهصورت عمیقتر انجام شود ما میتوانیم شاهد تغییرات مثبتتری در زمینه رسانهها و اچآیوی باشیم. چون این بحث حساسیتساز است و باید با درنظرگرفتن همه ملاحظات و جمیع جهات جلو برویم. در واقع رسانهها باید این نکات را در نظر بگیرند، بهلحاظ این که ادبیات مناسب داشته باشند و متناسب با مخاطب، محتوا تولید کنند.
نظر شما درباره ادبیات مورد استفاده در رسانهها خصوصا انگ و تبعیض نسبت به افراد مبتلا چیست؟
رسانه میتواند نقش بسیار کلیدی در گسترش و یا محدودکردن انگ و تبعیض داشته باشد. باید بهاین سمت برویم که از ادبیات کاهش انگ در رسانهها استفاده کنیم. بیماری ایدز؛ مانند دیگر بیماریهای مزمن است که باید کنترل شود. انگ و تبعیض در خیلی از بیماریها وجود دارد، کسی که مبتلا به جذام یا سل است هم میتواند همین حس را داشته باشد. مهم آن است که بتوانیم این پدیده را به عنوان واقعیتی ببینیم که نیاز به تشریک مساعی همگانی در کنترل و پیشگیری دارد و وارد کردن انگ و اعمال تبعیض نسبت به افراد مبتلا بهگسترش بیماری و پنهانکاری میانجامد و از این جهت رسانه که با عموم مردم سروکار دارد، نقش بی نهایت مهمی دارد.
سعید رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: