اصلاح قیمت حاملهای انرژی و رساندن آن به سطح هزینه تمام شده یا قیمتهای بینالمللی، واقعیتی است که کشور دیر یا زود ناگزیر از مواجهه با آن بود و این واقعیت اکنون در آستانه تحقق یافتن است. شاید مهمترین پیامد اصلاح قیمتها، بهینهسازی یا حرکت به سمت بهینهسازی مصرف انرژی با اراده و خواست خود مردم و مصرفکنندگان باشد. از سوی دیگر، این پدیده (البته نه در کوتاه مدت) چالاکی و رقابتپذیری بنگاههای تولیدی کشور را به دنبال خواهد داشت و آنها ناچار خواهند شد به جای اتکا به منابع دولتی و کمکهای مستقیم، بهرهوری بنگاه اقتصادی خود را افزایش دهند. آنچه البته تا کنون در تبلیغات و اظهارات مسوولان دولتی پررنگ تر جلوه مینماید، توجه و تمرکز بر پرداخت نقدی یارانهها بوده و مساله اصلی یعنی اصلاح قیمت حاملهای انرژی، تحتالشعاع موضوع فرعی قرار گرفته است . در نتیجه افکار عمومی قانون هدفمندسازی یارانهها را بیشتر از زاویه دریافتهای نقدی آن میشناسد تا از منظر اصلاح قیمتها. در حالی که همانطور که گفته شد، پرداخت نقدی مساله فرعی قانون است و افکار عمومی باید بیشتر نسبت به چگونگی و روند اصلاح قیمتها آگاهی پیدا کند تا با چشمان باز برای مدیریت مصرف انرژی برنامهریزی و تصمیمگیری کند. هنوز کسی نمیداند اصلاح قیمتها بواقع از چه تاریخی آغاز میشود؟ کسی اطلاع ندارد که فرآیند اصلاح قیمتها در چه بازه زمانی اجرا خواهد شد؟ یک سال، 2 سال یا 5 سال؟ هماکنون عموم مردم و حتی صاحبان کسب و کار دغدغه نحوه اصلاح قیمتها را در ذهن دارند و پرداخت نقدی با وجود تبلیغات فراوان درباره آن کمتر مورد توجه مردم قرار گرفته است. این در حالی است که آن وجه از قانون که مردم بیشترین دغدغه را نسبت به آن دارند، با کمترین اطلاع رسانی از سوی دولت مواجه است.
حمید اسدی / دبیر گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم