اگر غیر از این بود، پاتوکه پاتو نمیشد. پاتو تا پاتو شود راه سادهای را طی نکرده و البته آرزوهای دور و درازی هم دارد.او در مصاحبهای نکتههای جالبی را درباره خودش، فوتبال و برزیل و میلان بیان کرده است. متن مصاحبه MSN مالزی را با پاتو میخوانید:
وقتی تازه وارد دنیای حرفهای فوتبال شدی، خیلیها میگفتند خیلی زود یکی از بهترین بازیکنان در جهان خواهی شد. در مورد این عقیده خودت چه میگویی؟
هرگز فکر نمیکردم روزی بازیکنی مشهور شوم. اما رویاهایم در فوتبال را ترک نکردم و همین رویاها به من انگیزه و قدرت میداد برای اینکه یک فوتبالیست شوم، تلاش کنم. وقتی 11 ساله بودم، خانوادهام را ترک کردم. احساسم این بود که فوتبالم به من کمک زیادی میکند.
بنابراین تمام تمرکزم را روی بازی فوتبال قرار دادم. هدفم این بود که یا بازیکن خوبی شوم یا این که برای تفریح و سرگرمی بازی کنم. مهم این بود که فوتبال را دوست داشتم. وقتی 4 ساله بودم پایم به توپ خورد و خوشم میآمد توپ بازی کنم. هنوز همان علاقه و احساس دوره کودکی را به فوتبال دارم و میخواهم یک بازیکن خوب شوم. از خانوادهام خیلی تشکر میکنم که اجازه دادند آن کاری را که دوست داشتم انجام دهم. عشق و علاقهام فوتبال بود.
اخیرا آشکار شد تو در سنین پایین سرطان داشتی؟ با این بیماری و مسائل روحیاش تو و خانوادهات چگونه کنار آمدید؟
افراد خوبی در اطرافم دارم که وقتی بچه بودم به من زیاد کمک کردند. در دوره بیماری افرادی به کمکم آمدند که هرگز آنها را فراموش نمیکنم. یکی از آنها پزشکم بود که عمل جراحیام را با موفقیت انجام داد که نه فقط به من بلکه به خانوادهام کمک کرد. او با قلبی آکنده از مهر و امید دست به عمل جراحی زد. از او واقعا سپاسگزارم که مرا به یک انسان سالم تبدیل کرد که توانست راه برود و دوباره زنده بودن را احساس کند. او بود که سلامت مرا به من بازگرداند تا بتوانم به عشقم یعنی فوتبال برسم.
میتوانی احساست را از زمانی که اولین بار به تیم ملی برزیل دعوت شدی، بیان کنی؟
پیش از پاسخ به این سوال مایلم درخصوص اولین تجربههای باشگاهیام حرف بزنم. وقتی باشگاه اینترناسیونال مرا پذیرفت، خیلی خوشحال بودم و دوره خوبی را در آن باشگاه گذراندم. سپس به باشگاه میلان آمدم که خوشحالیام دوچندان شد.
خوشحال بودم از این که در فوتبال پیشرفت میکردم و فرصت مییافتم تا خودم را بهتر نشان دهم. وقتی اولین بار به تیم ملی دعوت شدم، میدیدم که کارم بهتر و بهتر میشود. دعوت به تیم ملی معنایش این بود که در فوتبال خود پیشرفت کرده بودم. همه چیز برایم خوب و کامل بود و حتی حالا میخواهم فوتبال و مهارتهایم در فوتبال را بیشتر نشان دهم و گلهای بیشتری برای تیم ملی بزنم.
تو به عنوان یک ورزشکار جوان، چه آرزوهایی برای آیندهات داری؟ به عنوان فوتبالیست در باشگاه و تیم ملی به دنبال چه موفقیتهایی هستی؟
از کارم در تیم باشگاهی و تیم ملی رضایت دارم و از این بابت خوشحالم، دوست دارم به پیشرفت خود ادامه دهم. دلم میخواهد در آینده به اوج پختگی و توانایی در فوتبال برسم تا بتوانم به تیم باشگاهی و تیم ملی کمک کنم تا موفقیتهای بزرگی به دست آورند.
در چه زمینهای از فوتبال خود ضعف داری و فکر میکنی باید آن را برطرف کنی؟
بازیکنان خوبی با من همبازی بودهاند و مربیان خوبی داشتهام که به من کمک کردند تا فوتبال را خوب بیاموزم و در مهارتهای مختلف پیشرفت کنم. اصول اساسی فوتبال را همیشه تمرین میکنم.
برای مثال، تمرینات ضربه با سر، شوت و پاس زیاد انجام میدهم. اما باید در تمام این مهارت بیشتر کار و بیشتر پیشرفت کنم. در روزهای مسابقه تمام تلاش خود را به کار میگیرم تا از مهارتهای خود به طور کامل استفاده کنم.
بزرگترین لحظه دوران حرفه فوتبالت چه بوده است؟
بزرگترین لحظه دوران فوتبالم بیرون از زمین بازی روی داد و آن زمانی بود که توانستم به خانوادهام کمک کنم که از محل زندگی خود که من نیز سالها آنجا زندگی کرده بودم، تغییر مکان دهند. آن خانه جایی نبود که من و اعضای خانوادهام آرزوی زندگیکردن در آن را داشتند. با فوتبالم توانستم خانوادهام را از فقر بیرون آورم و آنها را به آنچه که شایستهشان بود، برسانم.
بازیکردن برای میلان و تیم ملی کشورتان چه تفاوتی دارد؟
وقتی برای تیم برزیل بازی میکنم، از کشوری دفاع میکنم که آنجا متولد شدم و خانوادهام آنجایند.
خیلی خوشحالم که پیراهن تیم ملی کشورم را میپوشم. اما در میلان وضع فرق میکند. میلان، باشگاهی در ایتالیاست. اما در هر دو تیم، روی بازیهایم تمرکز کامل دارم و همواره پیروزی میخواهم.
میتوانی سبک بازی خود را توصیف کنی؟
سبک بازیام سرعت است. سبک و شیوهام این است که خیلی سریع از مدافعان بگذرم و گل بزنم.
وقتی اولین بار کفشی را پوشیدی که کاملا برای خودت طراحی کرده و ساخته بودند چه احساسی داشتی و این کفش چه کمکی به پیشرفت بازیات کرد؟
لحظه باشکوهی بود که آن کفش ویژه را به پا کردم. آن موقع به خود گفتم که حالا باید بهتر بازی کنم و نمایش زیباتری از فوتبالم ارائه کنم. احساس کردم پس از داشتن کفش اختصاصی میتوانستم به تیم خود بیشتر کمک کنم. با کفشهای جدید پاهایم احساس راحتی میکردند و به هنگام دویدن سبکبالتر بودم. در آن هنگام دریافتم که بازیکن موثری شدهام و در تیم آنقدر ارزش دارم که برایم کفش اختصاصیام را طراحی میکنند.
بیرون از زمین فوتبال در زندگی، بویژه لباس پوشیدن چه کسی یا کسانی الگوی تو هستند؟
در زمین فوتبال و بیرون از آن، رونالدو هموطنم الگوی من است. از نظر شخصیتی نیز من دنبالهرو او هستم. زیرا او نشان داد که شخصیت محکمی دارد و تغییر نمیکند. او در زندگی با مشکلات زیادی مواجه شد. او بارها از ناحیه زانو آسیب دید و چند بار زانویش را به تیغ جراحی سپرد. او همیشه نشان داد که رونالدو است. بارها تا آستانه ترک فوتبال پیش رفت و خیلیها کارش را در فوتبال تمام شده میدانستند. اما او با ارادهای در خور تحسین دورههای آسیبدیدگی را پشت سرگذاشت و به دنیای فوتبال برگشت و دوباره بازیکن درخشان و موثری شد. او درسهای زیادی نه فقط به من بلکه به همه بازیکنان برزیلی داد. همه ما میدانیم رونالدو یک پدیده در دنیای فوتبال بوده است. بله او الگوی من است. دلم میخواهد همه کارهایی را که او برای فوتبال برزیل و حتی فوتبال جهان انجام داد، انجام دهم و بتوانم در فوتبال راه او را طی کنم.
پیراهن شماره 7 برایت داستانی دارد؟ چرا این شماره را انتخاب کردی؟
وقتی اولین بار فوتسال بازی کردم، شماره پیراهنم 7 بود. از 4 سالگی با فوتسال آشنا شدم. هنوز فیلمهایی با پیراهن شماره 7 دارم. در میلان به این علت شماره 7 را انتخاب کردم که تنها شماره موجود برایم بود. بنابراین انتخاب این شماره به علت خواست خود من نبود. البته خوششانس بودم که در زمان خردسالی پیراهن شماره 7 را به تن کردم.
وقتی پشت توپ قرار میگیری که شوت بزنی، خیلی راحتی و دچار استرس و هیجان نمیشوی. چرا؟
در دنیای فوتبال حرفهای بازیکن چیزهای زیادی یاد میگیرد که یکی از آنها داشتن تمرکز و خونسردی است. خوشحالم که در لحظههای حساس هر بازی میتوانم تا اندازهای خونسردی و تمرکز خود را حفظ کنم.
در میلان و فوتبال این شهر چه چیزی را بیشتر دوست داری؟
دوست دارم زمان بیشتری را با دوستان و همتیمیهایم بگذرانم و در بالاترین سطح بازی کنم و تمریناتم را با موفقیت انجام دهم تا در زمین مسابقه بازی خوبی را به نمایش بگذارم.
و حالا چند سوال کوتاه. مجله مورد علاقهات؟
مجلات فوتبال. مجلات گوناگون فوتبال اروپا و برزیل را میخوانم.
سایت مورد علاقهات؟
سایت شخصی خودم.
بهترین لحظههای ورزشیات؟
اولین باری که برای اولین باشگاهم در برزیل بازی کردم و نیز اولین بازیام برای میلان و تیم ملی برزیل.
بهترین لحظه زندگیات به عنوان هوادار فوتبال؟
جام جهانی 2006 و هنگامی که رونالدو 2 گل زد.
محبوبترین ورزشکاران؟
رونالدو و کوبی برایانت.
بهترین جا برای گذراندن تعطیلات؟
برزیل و مالدیو.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم