در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمنامه «شبکه اجتماعی» آخرین فیلم دیوید فینچر را آرون سارکین، فیلمنامهنویس فیلمهای مشهوری چون «جنگ چارلی ویلسون»، از روی کتاب «میلیونرهای اتفاقی» نوشته بن مزریچ اقتباس کرده است. فیلم هرچند درباره موسس جوان سایت فیسبوک، مارک زوکربرگ و داستان چگونگی به راه افتادن این سایت اینترنتی است، اما خود زوکربرگ و البته هیچکدام از کسانی که در تاسیس فیسبوک نقشی داشتهاند در تولید این فیلم با فینچر همکاری نکردهاند. «شبکه اجتماعی» در نگاه اول داستان یک دانشجوی مبتکر رشته کامپیوتر دانشگاه هاروارد است که در پی اتفاقاتی تصمیم به راهاندازی سایتی میگیرد که دانشجویان دانشگاههای مختلف را با هم پیوند دهد. یکجور سایت تفریحی برای دور هم جمع شدن دانشجویان. پروژهای که وقتی وارد فاز مالی میشود و حامی قدرتمندی چون شان پارکر (با بازی جاستین تیمبرلیک) پیدا میکند، که خودش جزو افراد قدرتمند اینترنت است و یک سایت دانلود موسیقی دارد، ابعاد گستردهتری پیدا میکند.
فیلم، از گذشته به حال روایت میشود. ما داستان راهاندازی فیسبوک را داخل دادگاهی میشنویم که در آن از مارک زوکربرگ به جرم دزدیدن ایده دو دانشجوی دیگر شکایت شده است. این رویه و سطح اولیه فیلم «شبکه اجتماعی» است، اما فیلمساز صاحب سبک و قدرتمندی مانند «دیوید فینچر»، فیلم نسل جوان این دوره است. نه فقط بخاطر اینکه سوژه اصلی فیلم یک سایت اجتماعی معروف و اینترنت است که بیشتر به این دلیل که فینچر در «شبکه اجتماعی» روح این دوره را نشان داده است. مارک زوکربرگ هیچ نشانی از یک قهرمان ندارد و با این وجود قهرمان فیلم خود اوست. هیچ انگیزه متعالی هم از زدن این سایت ندارد. او فقط یک جوان است که درگیر و دار پیچیدگیهای روابط انسانی به عنوان یک خوره کامپیوتر سعی میکند چیزی ارائه دهد که شاید مدلی مجازی از رابطه آدمها با یکدیگر باشد. تا آخر فیلم هم متوجه نمیشویم که آیا ایده سایت واقعا از خود زوکربرگ بوده یا آن را از برادران دوقلو دزدیده است؟! جسی آیزنبرگ، بازیگر جوان، به خوبی توانسته از پس ایفای نقش زوکربرگ بربیاید. او را نه به شکل یک ابرقهرمان نشان داده و نه یک دزد ایده که توانسته ماهرانه بقیه را فریب بدهد. او مارک را دقیقا همانطور که هست نشان داده: جوانی که آنقدر درگیر ایدههای برنامهنویسیاش است که گاهی واقعا بد و خوب و درست و غلط را از یاد میبرد.
از صفر شروع کن
«شبکه اجتماعی» فیلم دوره ماست چون از ایدههای نو حرف میزند و از اینکه چطور میشود از صفر شروع کرد و ایدهها را به بار نشاند. از بیرحمی دنیای رقابت حرف میزند. توسعه و قدرت پول و همه اینها با قدرت سبک و کارگردانی هنرمندانه فینچر در عین سادگی چنان ماهرانه تصویر میشوند که مخاطب را هم سرگرم میکند و هم تکان میدهد. در کنار همه ویژگیهای بصری فیلم، موسیقی متن ساخته آتیکوس راس و ترنت رزنور را هم از دست ندهید.
به هر حال اگر میخواهید فیلمی درباره زندگی یک نابغه، ساخته چند آدم باهوش را ببینید و در حین تماشای فیلم از هوش خودتان هم استفاده کنید، «شبکه اجتماعی» را از دست ندهید.
سوفیا نصرالهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: