سینمای ازدواجپسند
جای خالی ظرافتهای سینمایی در سینمای ما البته همیشه حسرتی بوده که آه و دریغ ما را درآورده است.
فیلمهایی که روابط خانوادگی را ریز و موشکافانه و البته صادقانه چنان وارسی میکند که کمرنگ شدن تصویر و تاثیرش در ذهن، زمان میبرد. هنوز بعد از مدتها رها شدن از فضای فیلمهایی چون کریمر علیه کریمر،revolutionary road و مرا بخاطر بسپار برایمان ممکن نیست، اما در نمونههای داخلی هر چه به حافظه رجوع میکنیم خاطرمان جز چند نمونه از فیلمهای مهرجویی فراتر نمیرود.
هادی مقدمدوست، فیلمنامهنویس «بیپولی» و دستیار حمید نعمتالله در «بوتیک» که سابقه قابلقبولی در پرداخت این نوع روابط در سینمای ما دارد دلایل جالبی برای این اتفاق عنوان میکند. مقدم دوست میگوید: «شاید پاسخ من در این مورد کمی طنزآمیز باشد، اما گرایش سینمای ما به استفاده از بازیگرهای جوان، ما را مجاب میکند طرح قصه را طوری در نظر بگیریم که شخصیتهای داستان نهایتا تا مرحله ازدواج پیش بروند. همیشه مسائل و سدهای رسیدن به این هدف کمتر دیده شده که در داستان فراتر برود و به روابط خانوادگی نیز بپردازد.
دلیل دوم جوان بودن دستاندرکاران و فیلمنامهنویسان سینمای ماست. قاعده بر این است که نویسندهها آنچه را که درک کرده و تجربه کردهاند مینویسند و به دلیل سن و سال چون از تجربه داشتن فرزند یا همسر و دغدغههای مربوط به آن دور بودهاند در نتیجه به فکر تصویر کردن آن هم نمیافتند.»
البته مقدمدوست نظر ما را درباره فقدان فیلمهایی از این دست در سینمای داخلی رد میکند. او معتقد است ما فیلمهای خانوادگی داشتهایم، اما تعدادشان نسبت به دیگر ژانرها کمتر بوده برای اثبات ادعایش هم فیلمهایی چون سارا، هامون و بگذار زندگی کنم را مثال میزند.
برای فیلمهایی که نداریم
سهیل رضایی، روانشناس و مشاور فیلمنامه، یکی از دلایل توجه به شبکههای خارجی را بهره بردن از خلأ پرداختن به روابط خانوادگی در سینما و رسانه میداند. او میگوید: «طبق یک تقسیمبندی پنهان که کسی هم نقشی در آن نداشته حوزه خانواده به تلویزیون و حوزه اجتماع به سینما سپرده شد. بنابراین در سینما موضوعات خانوادگی نمیبینیم. البته در تلویزیون هم موضوعات خانوادگی دست مایهای برای پرداختن به موضوعات اجتماعی شدهاند. مخالفتها در پرداخت صریح و مستقیم به برخی مسائل ازجمله دلایلی هستند که ترجیح نویسنده را به انجام چنین ریسکی کاهش میدهد».
البته ما هم دلمان برای صحنههایی از فیلمهای مهرجویی و مرحوم علی حاتمی تنگ شده است. مثل نگرانی مادر برای پیوند دادن فرزندان از هم گسیخته خانواده در اثر ماندگار علی حاتمی، «مادر». کاش دست کم در این مورد به جای مثال آوردن از نمونههای خارجی میتوانستیم نمونههای بیشتری از سینمای خودمان را به رخ بکشیم.
وقتی ژولیت بودم
گوهر خیراندیش: 14 ساله بودم. کلاس نهم قدیم. روزهای سرخوش نوجوانی و دوران شیرین آشنایی با جمشید
اسماعیلخانی.
یک روز اسماعیلخانی با خواهرش آمدند دنبال من و به پیشنهاد آنها رفتیم سینما. سینما آریانا در شیراز یکی از بهترین و باتکنیکترین سینماهای ایران بود که با تجهیزاتی برای نمایش تصاویر سهبعدی و پخش صدای دالبی ساخته شده بود. متاسفانه این سینما الان بسته شده. بگذریم! اسماعیلخانی فیلم را قبلا دیده بود، اما انگار دوست داشت یک بار دیگر آن را با هم ببنیم. چون فیلم رومئو و ژولیت بود!
انتخاب درستی بود. میزانسنهای فوقالعاده، بازیهای روان، نگاه زیبا به اثر شکسپیر و داستان فیلم که با حال و هوای آن روزهای من هماهنگ بود. همه اینها با هم این فیلم را به محبوبترین فیلم من در تمام سالهای زندگیام تبدیل کرد.
بعدها 2 بار دیگر فیلم را در کنار هم دیدیم. یک بار در اواسط زندگی مشترکمان و یک بار هم در اواخر آن. درباره هر لحظهاش صحبت میکردیم و با هر پلان فیلم خاطرهای برایمان زنده شد. حالا سالها از آخرین باری که این فیلم را دیدهام میگذرد.
سینماگران آینده، روی پرده
سینما فلسطین در روزهای بیست و هشتم آبان تا سوم آذر حال و هوای جوانپسندی داشت. حضور جوانهای علاقهمند به سینما و آنهایی که دستی در کار فیلمسازی دارند در هر 3 سالن سینما فلسطین و بخصوص لابیها و راهپلهها، حتی خیابانهای اطراف سینما، نشان از برگزاری بیست و هفتمین جشنواره فیلم کوتاه تهران داشت. جشنواره فیلم کوتاه با نمایش آثار داخلی و خارجی در سطح بینالملل هر سال در همین ایام و با هدف ارتقای سطح آگاهی و مهارت جوانها، همزمان در تهران و چند استان منتخب برگزار میشود. امسال نیز جشنواره فیلم کوتاه پس از بررسی 4700 اثر ارسال شده از ایران و کشورهایی چون آمریکا، هلند، استرالیا، سوئد و... به دبیرخانه انجمن سینمای جوان، 320 اثر را به 2 بخش سینمای ملی و بینالملل معرفی کرد. این آثار در قالبهای مستند، پویانمایی و داستانی نمایش داده شدند.آنچه که در بیست و هفتمین جشنواره فیلم کوتاه تهران قابل توجه بود بالا رفتن سطح کیفی و محتوایی آثار در هر 2 حوزه داخلی و خارجی بود، اما آنچه که در مقایسه سینمای ما با سینمای جهان بخصوص در حوزه فیلم کوتاه هنوز محسوس است نگاه حرفهای و استفاده از عوامل کاملا حرفهای توسط آنها و برخلاف نگاه تجربی و آماتور گونه ماست. در هر صورت برگزاری هر ساله جشنواره فیلم کوتاه در تهران به همت انجمن سینمای جوان ایران و معاونت امور سینمایی و سمعی بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرصتی است برای نسل جوان فیلمساز تا در آینده وارد عرصههای وسیعتر و حرفهایتر سینما شوند.
مرسده بابایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم