گفت‌وگو با سرور پاک‌نشان، گوینده پیشکسوت رادیو:

کارم را سرسری نمی‌گیرم

سرور پاک‌نشان، گوینده باسابقه رادیو، متولد اردیبهشت 1323 شاهرود و دارای لیسانس رشته زبان از مدرسه عالی دختران (دانشگاه الزهرای فعلی) است. او سال 1342 کار گویندگی خبر را در رادیو گرگان آغاز می‌کند و بعد از یک وقفه کوتاه به رادیو ایران می‌آید. پاک‌نشان سابقه همکاری با انجوی شیرازی، هوشنگ ابتهاج، دکتر ضیاءالدین سجادی و... را در کارنامه خود دارد و سال‌ها گوینده برنامه فرهنگ مردم، خانواده، مجله صبحگاهی و علم و زندگی بوده است و هم‌اکنون اجرای برنامه ایرانشهر و شوقستان را به عهده دارد. در گفت‌وگویی که می‌خوانید درباره فولکلور مردم ایران، یک شاخه گل، اولین بیانیه در اولین روز جنگ تحمیلی ایران و عراق، گذشته رادیو ایران و... بحث شده است.
کد خبر: ۳۶۹۸۰۶

شما از جمله گویندگانی هستید که سابقه‌ای طولانی در رادیو دارید. با توجه به این سابقه، رادیو برای شما چه معنایی دارد؟

رادیو برای من یعنی زندگی و اگر غیر از این بود، نمی‌توانستم تا این لحظه ادامه بدهم.

از نمونه برنامه‌هایی که تاکنون اجرا کرده‌اید، کدام برنامه بیشتر در ذهن شما ماندگار شده است؟

من برنامه‌های متفاوتی را اجرا کرده‌ام و تقریبا همه برنامه‌ها برایم جالب و دلنشین است. قبلا برنامه فرهنگ مردم را با آقای انجوی شیرازی کار می‌کردم.

مرحوم انجوی شیرازی از جمله کسانی است که سال‌ها در رادیو ایران برنامه فرهنگ مردم را اداره و اجرا کرد و گنجینه پرارزشی از فرهنگ مردم ایران را از قومیت‌های مختلف و در ابعاد گوناگون مثل ادبیات شفاهی، زندگی اجتماعی، آداب و رسوم ملی و مذهبی، موسمی و ادواری گرد آورد.

در همان سال‌ها کتاب‌هایی از مرحوم انجوی چاپ و منتشر شد که عبارت بودند از بازی‌های نمایشی، گل به صنوبر چه کرد، عروسک سنگ صنوبر و فردوسی‌نامه.

من از اجرای برنامه فرهنگ مردم خیلی چیزها آموختم. معتقدم به فرهنگ و فولکلور مردم ایران باید توجه بیشتری شود. فولکلور حاصل افکار مشترک یک ملت است و برای جلوگیری از ذوب فرهنگ مردم ایران در آتش نفوذ ماهواره، اینترنت و... ضروری و لازم است تمهیداتی اندیشیده شود تا گنجینه‌های غنی ملی، فرهنگی و مذهبی از خطر نابودی نجات یابند. تقلید از شیوه زندگی ماشینی باعث می‌شود اصالت و معنویت ما خدشه‌دار شود. صداوسیما باید فرهنگ ناب و بومی سراسر ایران را توسط کارشناسان، پژوهشگران و برنامه‌سازان به مردم معرفی کند.

رادیو و تلویزیون طی سال‌های طولانی سعی کرده نمونه‌هایی از ادبیات، هنر و موسیقی روستاها را گردآوری و عرضه کند. از جمله این برنامه‌ها «یک شاخه گل» بود که از رادیو ایران پخش می‌شد. از این برنامه بگویید.

بله. البته من گوینده برنامه یک شاخه گل نبودم. من برنامه گل‌های تازه را اجرا می‌کردم. در این برنامه نکات مهمی از هوشنگ ابتهاج (هـ ا سایه) آموختم. در گل‌های تازه شعرهای زیادی از شاعران ایران اجرا کردم.

از شعرهایی که در این برنامه اجرا کردید، شعری خاطرتان هست؟

بله. حکایتی نغز و شیرین از پروین اعتصامی در مورد پرهیز از «امروز و فردا کردن» در خاطرم مانده است.

پروین می‌گوید:

بلبل آهسته به گل گفت شبی‌/‌ که مرا از تو تمنایی هست

من به پیوند تو یک رای شدم‌/‌ گر تو را نیز چنین رایی هست

گفت: فردا به گلستان باز آی‌/‌ تا ببینی چه تماشایی هست

تا جایی که می‌گوید:

هم از امروز سخن باید گفت‌/‌ که خبر داشت که فردایی هست؟

هنوز هم در رادیو اجرا دارید؟

بله. در حال حاضر گویندگی برنامه زنده «شوقستان» را یک هفته در میان در روزهای شنبه تا چهارشنبه در رادیو ایران به عهده دارم. این برنامه به مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی و هنری کشور می‌پردازد.

برنامه دیگری هم به اسم «ایرانشهر» در حال اجرا دارم که روزهای پنجشنبه هر هفته پخش می‌شود. این برنامه از گروه فرهنگ رادیو ایران است که تاریخچه باستان‌شناسی در کشورمان را مورد بررسی قرار می‌دهد.

فکر می‌کنید برای گویندگی در رادیو، داشتن صدای شاخص مهم است یا قابلیت گویندگی؟

هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند. داشتن صدای شاخص بدون این که شخصی از تکنیک گویندگی آگاهی داشته باشد، کافی نیست. همین طور اجرای بدون داشتن صدای خوب و دلنشین لطفی ندارد.

چه عواملی باعث می‌شود تا صدای یک گوینده ماندگار شود؟

هر چه گوینده صمیمانه‌تر و ساده‌تر و به زبان مخاطب صحبت کند، تاثیر کلامش در شنونده بیشتر است و مردم او را از خودشان می‌دانند. در این صورت صدای گوینده و شخص گوینده ماندگار می‌شود.

تفاوت گویندگی و مجریگری را در چه چیزهایی می‌بینید؟

تفاوت چندانی بین این دو قائل نیستم، جز این که گوینده اغلب متکی به مطلب و متن و نوشته است ولی مجری باید برنامه را اداره کند، ضمن این که از مطالبی هم که در اختیارش است، کمک می‌گیرد.

یکی از برنامه‌هایی که با صدا و اجرای شما در رادیو ایران پخش می‌شد، برنامه «علم و زندگی» بود. از این برنامه بگویید.

در سال 1363 علاوه بر برنامه‌های خانواده و ویژه مناسبتی، 2 برنامه شاخص داشتم. اولی مجله صبحگاهی بود که زنده پخش می‌شد و دیگری برنامه علم و زندگی بود که حدود 16 سال ادامه داشت. این برنامه 5 سال پیش از جدول برنامه‌های روزانه رادیو ایران حذف شده است.

بهترین خاطره سرور پاک‌نشان از رادیو.

بهترین خاطره من لحظه‌ای بود که از امتحان گویندگی سربلند بیرون آمدم. بین 100 نفر 5 نفر به مرحله نهایی رسیدند و تنها من انتخاب شدم. آن هم با نظر استادی چون مرحوم دکتر ضیاءالدین سجادی در سال 1347. خاطره دیگری هم دارم که مربوط می‌شود به اولین بیانیه در اولین روز جنگ ایران و عراق در روز 31 شهریور 1359.

ساعت 30‌/‌2 روز 31 شهریور همکارانی که از بیرون می‌آمدند، می‌گفتند شهر شلوغ است و آمبولانس‌ها دارند رفت و آمد می‌کنند. ما چون در پخش رادیو بودیم، هیچ صدایی از بیرون نمی‌شنیدیم. واقعا نمی‌دانستیم چه خبر است. کم‌کم گفتند در فرودگاه اتفاقی افتاده و قضیه جدی شد. مردم به پخش رادیو زنگ می‌زدند و می‌گفتند به فرودگاه مهرآباد حمله شده است. ما باورمان نمی‌شد. راستش از مقامات مملکتی هنوز به ما ابلاغ نشده بود. حدود ساعت 4 بود که مسوول پخش آن زمان، یک اطلاعیه داد که من بخوانم. کم‌کم برنامه‌های عادی قطع شد و اطلاعیه را خواندم. از متن اطلاعیه الان چیزی خاطرم نیست، ولی مفهوم اطلاعیه این بود که براساس اخبار رسیده، به فرودگاه مهرآباد و چند نقطه دیگر حمله نظامی شده و شهر به دلیل رفت و آمد زیاد بسیار شلوغ است و در حال حاضر نیروها در فرودگاه متمرکز هستند؛ منتظر اطلاعیه بعدی ما باشید.

چون وضعیت شهر به هم ریخته بود، گوینده‌های شیفت بعدی نتوانسته بودند بیایند بنابراین من تا ساعت 10 شب در رادیو ماندم. نیروهایی هم که در زمینه نگارش و نویسندگی متن فعال بودند، بسرعت بسیج شدند. یادم می‌آید که در پخش رادیو همه مشغول کار بودند و هیجان زیادی داشتند. هر کس می‌خواست به سهم خود کاری بکند. ما مردم را به آرامش دعوت می‌کردیم و سربازها و نیروهای دفاعی را به مقاومت.

شما از گذشته رادیو ایران چه می‌دانید؟

می‌دانم که رادیو ایران در 4 اردیبهشت 1319 شمسی افتتاح شده و نخستین صدایی که به گوش مردم رسیده، این جمله بوده: «اینجا تهران است.»

البته در آن روز شنیدم اتفاقات جالبی رخ داده، مثلا آقایی به نام اقبالی که از شنوندگان قدیمی رادیو بوده، می‌گوید: «من 18 سالم بود و برای هرمزخان که خان روستا بود، کار می‌کردم. یک روز هرمزخان وسیله عجیبی با خود به روستا آورد، این وسیله عجیب البته سالم نماند؛ زیرا وقتی گوینده رادیو شروع به سخن گفتن کرد و گفت: «سلام اینجا تهران است» همان لحظه یکی از روستاییان رادیو را پرت کرد و گفت: چرا دروغ می‌گویی. اینجا دیویچ است، کجای اینجا تهران است.»

یا خانمی به نام اکبریان می‌گوید: «یادم می‌آید که یک وقت پدرم گفت در یکی از روستاهای اطراف گناباد، فردی برای خریدن رادیو به بازار می‌رود و وقتی آن را به خانه می‌آورد و روشن می‌کند، رادیو مثل همیشه می‌گوید: «با سلام، اینجا تهران است صدای ایران» این مرد عصبانی می‌شود و کلی دشنام می‌دهد و می‌گوید: ای بی‌عقل‌ها، اینجا کلات است نه تهران. مثل این که دارند شهر ما را هم می‌گیرند.»

قدسی رهبری، اولین گوینده خانم در روز افتتاح رادیو بوده و قبل از افتتاح 2 نفر از وزرا،‌ عده‌ای از استادان دانشگاه تهران و چند نفر از کارمندان عالیرتبه و مهندسان وزارت پست و تلگراف از وی تست گویندگی می‌گیرند و او نفر اول می‌شود. ملک‌الشعرای بهار، یکی از استادانی بوده که از داوطلبان گویندگی تست معلومات عمومی، فن بیان و شعر می‌گرفته.

رضا سجادی هم از قدیمی‌ترین گویندگان مرد است که سال 1299، در شهر مشهد به دنیا آمد و سال 1319 به عنوان گوینده در رادیو استخدام شد. می‌گویند سجادی ناطقی زبردست، ادیبی پرمایه و شعرشناس بود. او اشعار زیادی را در حافظه داشت و هنگام محاوره از اشعار حافظ، شاهد و مثال می‌آورده است.

به جز ناطق بودن و شناخت چه ویژگی‌های دیگری نیاز است که یک گوینده بداند؟

یک گوینده باید ویژگی‌های فردی و اجتماعی مخاطبان خود را بشناسد و از مهم‌ترین انتظارات و توقعات مخاطبان برنامه‌اش آگاه باشد. یکی از عواملی که باعث می‌شود نیازها و انتظارات مخاطبان برآورده شود، جذاب و شیوا بودن خود برنامه‌هاست و یکی از عوامل قابل پسند بودن برنامه‌های رادیو، لحن سخن گفتن مجریان آن است. برخورداری از فن بیان،‌ حفظ زیر و بمی، تکیه، نواخت و آهنگ واژگان فارسی هنگام تلفظ با توجه به موضوع مورد بحث، یکی از شگردهای مجریان و گویندگان جهت حفظ ارزش‌های زبان فارسی برای مخاطبان است. بی‌دقتی و ناآگاهی از قواعد ساخت زبان فارسی، باعث تضعیف زبان فارسی توسط گویندگان رادیو می‌شود. مجریان برنامه شبکه‌های مختلف رادیویی و سایر شرکت‌کنندگان در برنامه با انتخاب لحن و آهنگ کلام و نوع واژگان و جمله می‌توانند در جهت حفظ رونق یا کمرنگ کردن و انحطاط زبان فارسی نقش مهمی ایفا کنند.

شما خود نیز یکی از گویندگان موفق رادیو هستید. مهم‌ترین علت توفیق خودتان را در چه می‌بینید؟

این نظر لطف شماست. آنچه لازم است بگویم این است که همیشه برای کارم اهمیت قائل بوده و هستم و همواره دقت در انجام کار را مدنظر قرار می‌‌دهم و در پی یادگیری هستم. متن برنامه را قبل از اجرا حتما مطالعه می‌کنم تا به موضوع اشراف کامل داشته باشم و اگر کلمه‌ای را ندانم، سوال می‌کنم یا با مراجعه به فرهنگ لغات ایراد را برطرف می‌کنم. خلاصه کارم را سرسری نمی‌گیرم تا به این وسیله احترام به مخاطب حفظ شود.

محمدحسین قاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها