کمک کنید، کمک کنید. دوستم جیمی دوکلاس مورد حمله قرار گرفته. جسم بی‌جان او را در زیرزمین خانه‌اش در جلوی انبار پیدا کردیم. او دارد می‌میرد. این خبری بود که مردی به نام کارل به کلانتری منطقه بوتیور داد. وی که بسیار وحشت‌زده و سراسیمه بود و صدای زمخت‌اش آشکارا می‌لرزید ادامه داد: بدن غرق به خون جیمی الان جلوی چشم ماست. او آخرین نفس‌هایش را می‌کشد. تو را به خدا به ما کمک کنید.
کد خبر: ۳۶۹۳۱۳

وی آدرس دقیق محل حادثه را خیابان ویلارد در منطقه بوتیور، ساختمان 64 اعلام کرد.

ساعت 30‌/‌21 بود که خبر به کلانتری رسید. افسر نگهبان کلانتری به محض اطلاع موضوع را به گشتی‌ها اعلام کرد. 8 دقیقه بعد گروهبان دانیس ستوی ،گشت شماره 5 کلانتری موضوع را تایید کرد و اعلام نمود جیمی دوکلاس قبل از رسیدن نیروهای امدادی در اثر خونریزی ناشی از ضربات کارد جان سپرده است.

صحنه جنایت بلافاصله تحت کنترل قرار گرفت و تحقیقات ماموران برای گشودن راز قتل جیمی دوکلاس آغاز شد.

یک ساعت بعد موضوع جنایت به کمیسر سیناکس اطلاع داده شد. ساعت 11 شب بود که کمیسر خودش را به منطقه بوتیور، خیابان ویلارد در غرب شهر رساند. منطقه بوتیور یک منطقه کاملا مسکونی بود. از مناطق نوساز با ساختمان‌های 4 و 5 طبقه. جنایت در ساختمان شماره 64 در انتهای خیابان رخ داده بود. این ساختمان هم مانند سایر ساختمان‌های همجوار 5 طبقه بود.

با این که دیروقت بود و پاسی از شب می‌گذشت اما مقابل ساختمان 64 شلوغ بود و تعدادی از همسایه‌ها جلوی ساختمان تجمع کرده و با هم پچ‌پچ می‌کردند. کمیسر وقتی از خودرویش پیاده شد نگاهی به ساختمان انداخت. از لابلای جمعیت گذشت و وارد ساختمان شد و با راهنمایی یکی از ماموران کلانتری به طبقه زیرزمین راهنمایی شد. در راهروی نیمه تاریک زیرزمین که چند انبار به ردیف ساخته شده بودند، سروان بلانش معاون کلانتری و 3 نفر از افسران پلیس جنایی در حال تحقیق و بررسی بودند.

سروان بلانش با دیدن کمیسر جلو آمد و احترام گذاشت و گزارش داد: ساعت 30‌/‌21 مرد جوانی به نام کارل با کلانتری تماس گرفت و خبر داد که جیمی دوکلاس به قتل رسیده است. کارل که گویا مهمان مقتول بوده جسد دوستش را در جلوی انبار در زیرزمین پیدا می‌کند. او هم‌اکنون در آپارتمان مقتول تحت نظر است.

سروان بلانش ادامه داد: مقتول 44 ساله و مالک یک آژانس مسکن است. او مجرد و مدت یک سال است که در این آپارتمان سکونت دارد.

براساس تحقیقاتی که از همسایه‌ها به عمل آمد، جیمی مرد بسیار خوشگذرانی بوده و با زنان و مردان زیادی مراوده داشته و اغلب اوقات در خانه‌اش مهمانی‌های بزرگ و کوچک می‌گرفته و اسباب مزاحمت برای همسایه‌ها ایجاد می‌کرده است. ضمن این که متاسفانه اعتیاد به موادمخدر هم داشته است. علاوه بر آن او و دوستانش اکثر شب‌ها بساط قمار برپا و تا پاسی از شب مشغول قمار بوده که همین امر و رفت و آمدهای زیادش مورد نارضایتی همسایه‌ها را فراهم و چندین بار هم از او شکایت شده است. رئیس کلانتری منطقه در ادامه گزارش خود گفت: مقتول درآمد بسیار خوبی داشته اما همه پول‌هایش را خرج خوشگذرانی و یا قمار می‌کرده. تحقیقات ما حکایت از آن دارد که با هیچ یک از اقوامش ارتباط نداشته و خانه‌اش پاتوق دوستان و رفقایش بوده است.

سروان بلانش افزود: مقتول با 7 ضربه کارد به قتل رسیده است. زمانی که جسد او توسط دوستش پیدا می‌شود نیم ساعتی می‌شد که مورد حمله قرار گرفته و در این میان قبل از رسیدن نیروهای امدادی جان سپرده بود.

وی ادامه داد: علاوه بر کارل چند نفر از همسایه‌ها نیز در زمان کشف جسد حضور داشتند که از همه آنها بازجویی‌های لازم به عمل آمده است. سروان بلانش یادآور شد؛ به غیر از کارل دوست مشترک دیگر آنها به نام اولیور نیز مهمان مقتول بوده که او هم تحت نظر است. ضمن این که متاسفانه هیچ کس شاهد مستقیم این جنایت هولناک نبوده و تا این لحظه تحقیقات ما برای این که سرنخی از قاتل به دست آوریم بی‌نتیجه مانده است.

کمیسر چند سوال درخصوص مقتول کرد آنگاه به سراغ جسد غرق به خون جیمی دوکلاس که درست جلوی انبار در انتهای راهرو افتاده بود رفت. در فولادی انبار قفل بود و مقتول در حالی که در خون خود غلطیده بود جلوی در فولادی روی زمین افتاده بود. حوضچه‌ای از خون زیر سر مقتول دیده می‌شد. او یک کت و شلوار سرمه‌ای، پیراهن سفید و کراوات زرشکی به تن داشت که لباس‌هایش رنگ خون به خود گرفته بودند. جای 7 ضربه چاقو که با قدرت بر سینه، شکم و گردن او وارد آمده بود دیده می‌شد. آثار ضرب و جرح نیز روی صورت مقتول مشاهده می‌شد. این امر حکایت از آن داشت که وی قبل از به قتل رسیدن مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

همچنین آثار خون تا راه‌پله‌های منتهی به طبقه اول نشان از آن داشت که مقتول قبل از رسیدن به انتهای راهروی باریک زیرزمین مورد حمله قرار گرفته و سپس به طرف انتهای راهرو کشیده شده و در آنجا نیز ضربات دیگری بر بدنش وارد آمده و قتل او را رقم زده است. هیچ اثری از آلت قتاله نبود و همچنین چیزی همراه مقتول کشف نشده بود. نه کارت شناسایی، نه کیف پول و نه مدرک دیگری. کمیسر پس از این که بدقت جسد جیمی دوکلاس را بررسی کرد دستور انتقال آن را به پزشکی قانونی داد و آنگاه همراه سروان بلانش به آپارتمان مقتول در طبقه پنجم رفت و به بازجویی از دوستان او یعنی کارل و اولیور که هر دو در گوشه‌ای کز کرده و آرام و ساکت به نقطه‌ای خیره شده بودند پرداخت.

کارل یک مرد جوان قوی‌هیکل و قدبلند بود با صدای زمخت و در حالی که چهره‌اش برافروخته بود به کمیسر گفت: امشب ما مهمان جیمی بودیم، ساعت حدود 8 شب بود که به اینجا آمدیم. می‌خواستیم خوش باشیم و خوش بگذرانیم که این اتفاق وحشتناک افتاد و ما را عزادار کرد.

وی ادامه داد: بعد از این که به اینجا رسیدیم، جیمی رفت شام مخصوص خودش را درست کرد. او دست‌پخت خوبی داشت و خیلی خوب شنیتسل گوشت درست می‌کرد. بعد از پخت شام ساعت حدود 9 شب بود که گفت می‌روم از انبار نوشیدنی و مواد بیاورم. در آن موقع من و اولیور مشغول تماشای تلویزیون بودیم. قرارمان این بود تا نیمه‌های شب خوش باشیم و قمار بازی کنیم. خلاصه بعد از رفتن او هر چه منتظر شدیم خبری از او نشد. ساعت 30/9 شب بود که دیگر نگران شدیم. به دنبال او به زیرزمین ساختمان رفتیم که در نهایت تعجب با جسد غرق به خون او روبه‌رو شدیم. سراسیمه برگشتیم تا کمک بخواهیم که یکی از همسایه‌ها را جلوی در دیدیم. او وقتی وضعیت وحشت‌زده ما را دید پرسید چه اتفاقی افتاده؟ ماجرا را برایش تعریف کردیم. بعد هم دیگر همسایه‌ها بیرون آمدند. لحظاتی بعد هم موضوع را به اورژانس و کلانتری خبر دادیم.

وی توضیح داد: حدود 9 ماه است که با جیمی آشنا شده‌ام و در مورد شغل‌اش گفت: در یک شرکت ساختمانی کار می‌کنم و در جریان خرید یک آپارتمان با مقتول آشنا شدم.

کمیسر پس از این که چند دقیقه‌ای از او بازجویی کرد به سراغ اولیور دیگر دوست مقتول رفت. اولیور که به نظر 37 یا 38 ساله می‌رسید و جثه‌ای چاق و شکمی برآمده داشت اظهارات دوستش جیمی را تایید کرد و گفت: من یک سال است که جیمی را می‌شناسم و از طریق یکی از دوستانم با او آشنا شدم. وی که به شغل خرید و فروش خودرو مشغول است ادامه داد: امشب به اصرار جیمی به اینجا آمدیم تا خوش باشیم که این اتفاق لعنتی افتاد.

وی یادآور شد: جیمی دشمنان زیادی داشت. او یک قمارباز قهار بود. پول خیلی از افراد را برده بود. خیلی‌ها به خون او تشنه بودند و فکر می‌کنم یکی از آنها امشب او را غافلگیر کرد و به قتل رساند.اولیور افزود: از عصر ما با جیمی بودیم، در این مدت چند تلفن مشکوک به او شد و وی را تهدید کردند اما جیمی با فحش و بد و بیراه پاسخ آنها را داد.

کمیسر پس از این که نیم ساعتی هم از اولیور بازجویی کرد این بار به سراغ پولارد همسایه مقتول رفت. وی که در ساعت 30/21 هنگام ورود به ساختمان در جریان قتل جیمی قرار گرفته بود به کمیسر گفت:

وقتی وارد ساختمان شدم این 2 نفر را (اشاره به کارل و اولیور)‌ دیدم که سراسیمه و باعجله از زیرزمین بالا آمدند. آنها تا مرا دیدند به هم نگاه کردند آن وقت به من گفتند دوست‌شان جیمی به قتل رسیده است. اولش فکر کردم شوخی می‌کنند. اما وقتی قیافه آنها را دیدم و از طرفی اصرار آنها، به زیرزمین رفتم دیدم آقای جیمی نفس‌های آخر عمرش را می‌کشد. خون از تمام بدن او بیرون می‌آمد و بدنش می‌لرزید. به او نزدیک شدم. صحنه وحشتناکی بود. او در حال جان دادن بود و در عین حال سعی می‌کرد چیزی به من بگوید اما اجل مهلتش نداد و جان داد. در این موقع کارل موضوع را به کلانتری اطلاع داد و اولیور هم همسایه‌ها را مطلع کرد. این همه چیزی بود که اتفاق افتاد.

وی یادآور شد که هیچ مورد مشکوکی ندیده است. کمیسر چند سوال از او کرد آن گاه آنچه را اتفاق افتاده بود یک بار دیگر مرور کرد و سپس دستور دستگیری قاتل را داد.

شما خواننده عزیز حدس بزنید قاتل یا قاتلان جیمی دوکلاس چه کسانی هستند و کمیسر از کجا آنها را شناخت. کمیسر حداقل 2 دلیل داشت. اگر ماجرا را بدقت بخوانید حتما متوجه خواهید شد.

حمید موفق

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها