چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

بهمنی که برادر را با خود برد

روزهای پایانی سال 1319 بود که منوچهر والی‌زاده به دنیا آمد. او 18 سال بیشتر نداشت که بعد از اجرای چند تئاتر آماتوری به تئاتر تهران راه یافت و در نمایشنامه‌ای که به کارگردانی خانم مورین اجرا می‌شد نقش کوتاهی ایفا کرد. والی‌زاده بعد از مدتی وارد کار دوبله شد و بعد از چند سال کارآموزی، از عهده دوبله نقش اول فیلم دختر بنفشه فروش بخوبی برآمد.
کد خبر: ۳۶۹۳۰۸

 بازی در فیلم سینمایی «خداداد» نخستین تجربه بازیگری او در سال 1340 بود و تا سال 1357 در بیش از 18 فیلم سینمایی بازی کرد. والی‌زاده از پیشکسوتان خوش صدای هنر دوبله ایران است که به دلیل طراوت و آهنگ دلنشین صدایش بیشتر به جای کاراکترهای جوان حرف می‌زند. وی همچنین سابقه بازیگری و گویندگی در رادیو را هم در پرونده هنری خود دارد. صدای او با شخصیت جیم وست در سریال تلویزیونی وست زبل و زرنگ به محبوبیت بالایی در ایران دست یافت. او تاکنون در فیلم و سریال‌های تلویزیونی بسیاری از جمله شخصیت دیده‌بان در فیلم دیده‌بان، رابرت واگنر در فیلم‌های گوشه‌گیران آلتونا، آسمانخراش جهنمی، گرگ‌های جوان، تام کروز در فیلم‌های متولد چهارم جولای، بالاتر از خطر، مرد بارانی، ماگنولیا، آخرین سامورایی، جانبی و... به عنوان دوبلور حضور داشته است. والی‌زاده حادثه‌ای‌ترین حادثه زندگی‌اش را مرگ برادرش پرویز والی‌زاده می‌داند و می‌گوید: بزرگ‌ترین ضربه‌ای که در زندگی خوردم مربوط به مرگ برادرم است. او خاطره تلخ از دست دادن برادر را این‌گونه روایت می‌کند: بهمن ماه سال 48 بود. در بیشتر شهرهای کشور برف شدیدی می‌بارید. برادرم پرویز که آن زمان در خبرگزاری کار می‌کرد برای تهیه خبر به شهرهای شمالی سفر کرده بود. زمستان سردی بود. دقیق یادم هست. روز دوشنبه بود که از طریق رادیو متوجه شدیم در جاده هراز بهمن آمده است. خدا،خدا می‌کردم که پرویز مسافر آن شب جاده نباشد، اما بی‌خبری از او خلاف این انتظار را ثابت می‌کرد. تا این‌که روز پنجشنبه به طرف شمال حرکت کردم. می‌گفتند جنازه‌ها در بیمارستان هلال‌احمر آمل است. خودم را به بیمارستان رساندم. حدود 300 جنازه بود. فقط خدا می‌داند که چه حالی داشتم. پرویز برادر بزرگترم بود. زمانی که جنازه‌ها را نگاه می‌کردم صورت 4 دختر و پسرش یک لحظه از جلوی صورتم محو نمی‌شد. دلم می‌خواست پرویز را آنجا نبینم و سریع به بچه‌هایش خبر دهم که پدرشان هنوز زنده است، اما بعد از نیم ساعت جستجو پیکر بی‌جان و سرد پرویز، همه امیدهایم را نقش برآب کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها