در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بخش جایی است که سرمایه ساخت یک فیلم از سوی دستگاههای دولتی تامین میشود و تهیهکننده میتواند بدون دغدغه نمایش فیلم خود، به ساخت فیلمی اقدام کند که شاید چندان مناسب طبع مخاطب عام نیز نباشد؛ اما در جبهه مقابل، تهیهکنندگان بخش خصوصی قرار دارند که مجبورند با هزینه شخصی خود فیلم بسازند و برای اکران فیلمهای خود نیز مبارزه کنند.
این تهیهکنندگان متکی به درآمد حاصل از فروش فیلم خود هستند و به همین دلیل برای ساخت هر فیلمیباید ذائقه جامعه را در نظر بگیرند و فیلمی نسازند که در مرحله نمایش اصطلاحا کار نکند.
حسین فرحبخش یکی از تهیهکنندگان فعال در بخش خصوصی است که سالهاست به همراه عبدالله علیخانی در زمینه تولید فیلم فعالیت میکند. این دو تهیهکننده شیوه خاصی در تولید فیلم دارند. اینطور نیست که کارگردان به صرف داشتن حقوق معنوی فیلم، آزادی عمل بیحد و حصری داشته باشد، بلکه به دلیل تامین هزینه تولید فیلم توسط تهیهکننده بخش خصوصی، آنها از مرحله صفر تا صد بر روند تولید نظارت دارند و درخصوص همه موارد اعلام نظر میکنند.
به عبارت سادهتر، آنها به عنوان تهیهکننده فقط نقش یک پیمانکار را که هزینههای فیلم را تامین میکند، ندارد و به همین دلیل از لحظه شکلگیری فیلمنامه تا نمایش با فیلم همراه است. این شکل از تهیهکنندگی نشان میدهد فیلمسازی برای آنها امری مهم و جدی است و به همین دلیل حاصل نهایی کار که روی پرده میرود، نه فقط از جنبه هنری و زیباییشناسی ـ که مربوط به کارگردان میشود ـ بلکه از جنبه فرمولهای اقتصادی، مخاطب شناسی و... نیز قابل ارزیابی است. فیلم «دردسر بزرگ» حاصل کار یکی از کارگردانهای جوان سینمای ایران است که سالهای طولانی به عنوان دستیار کارگردان و برنامهریز در کنار نامهای شاخصی حضور داشته است. به فیلم انتقاد میشود که چرا در یکی از صحنههای خود از یک ترانه زیرزمینی استفاده و آن را به شکلی پاستوریزه بازسازی کرده است؟ گفته میشود چرا روابط داستانی چفت و بست محکمی ندارد؟ دلیل ترانه خواندن احمد پورمخبر در فیلم چیست و... ؟
برای پاسخگویی به این سوالها نمیتوان تنها از منظر کارگردان به این فیلم نگریست، بلکه باید به جای تهیهکنندگان فیلم نیز نشست و از این منظر به فیلم نگاه کرد. شاید اهمیت این بخش بیش از بخش هنری کار باشد، زیرا هم با مسائل مالی فیلم مرتبط است و هم اینکه تا حدود زیادی درگیر محتوای اثر است.
تهیهکنندگان دردسر بزرگ در کارنامه کاری خود فقط فیلمهایی از جنس سلام بر عشق، آقای هفت رنگ، زنها فرشتهاند، کلاغ پر، شارلاتان و... را ندارند. این تهیهکنندگان در سالهای نهچندان دور فیلمهایی همچون کما، آواز قو، تکیه بر باد و شبهای تهران را تولید کردند؛ فیلمهایی که در زمانه خود رو به جلو محسوب میشدند. شاهد این ادعا نیز موجهایی است که از نمایش فیلمی اجتماعی ـ انتقادی مانند آواز قو در آن سالها به وجود آمد.
حتی فیلمی مانند شبهای تهران نیز یک ملودرام اجتماعی بسیار جدی بود که نمونه آن بعدها در سینمای ایران کمتر اتفاق افتاد. به سالهای دورتر هم که برویم فیلم خوش ساختی مانند «نیش» یا اثر پلیسی ـ اجتماعی «بهشت پنهان» در کارنامه کاری آنها وجود دارد؛ فیلمهایی که به لحاظ مضمونی شباهتی با دردسر بزرگ ندارند. دردسر بزرگ از نظر کارگردانی فیلم قابل قبولی است. مهدی گلستانه پیش از این فیلم نیز اثری ویدئویی ساخته بود که داستان جذاب و تاملبرانگیزی داشت.
داستان فیلم درباره تقابل یک دبیر دبیرستان با شاگرد نمونه مدرسهای هستیم که زمانی دبیر در آن درس میداد. 10 سال از آن روزها گذشته و حالا دبیر به پلیسی موفق تبدیل شده و شاگرد نمونه او یک جنایتکار از آب درآمده است، اما حالا او در اولین فیلم بلند سینمایی خود به سراغ داستانی سراسر طنز و سرگرمی آمده است؛ فیلمی که البته اولین حسن تماشای آن دور شدن از مشکلات و گرفتاریهای روزمره است، اما اینکه چرا نه در فیلم اول گلستانه و نه در فیلم آخر این دو تهیهکننده باسابقه، خبری از سوژههای انتقادی و اجتماعی نیست، سوالی است که باید پاسخ آن را در شرایط امروز سینمای ایران جستجو کرد.
شرایطی که قرار است در آن همه یک جور فیلم بسازند و هیچ فیلمسازی به سراغ سوژههای اجتماعی نرود. فیلمهای طنزی که در این سالها سینمای ایران را تسخیر کرده، حاصل نگاهی است که برای آثار جدی اهمیتی قائل نیست و طبیعتا در چنین شرایطی، جمع 2 کارگردان و تهیهکننده علاقهمند به فیلمهای جدی نیز نمیتواند حاصلی جز یک اثر طنز داشته باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: