کتاب «هیچ کدام برای ازدواج مناسب نبودند» نوشته حمید رضا هوشمند نیز یکی از این آثار است. اینکه چقدر از این داستانها مبتنی بر واقعیت و چه میزان مبتنی بر تخیل است، نکتهای است که شاید نتوان پاسخی برای آن پیدا کرد اما پردازش خوب سوژهها و داستانها ویژگی مهمی است که در اغلب داستانهای این کتاب میتوان با آن مواجه شد. در این کتاب با زندگی کودکی مواجه میشویم که بزرگترین آرزوی او داشتن دوچرخه است و برای مدتهای طولانی دغدغهاش پیدا کردن مغازهای است که دوغ خوشمزهای داشته باشد. ایستادن در صف خرید روزنامه، انتظار برای بارش برف و جعل امضای پدر هم موضوعهای دیگری است که در داستان توصیف شده است. داستانهای این کتاب حال و هوایی خاطره گونه دارد. آنچه در این خاطرات شیرین جلب توجه میکند، روایت فضا و جغرافیایی است که دیگر وجود خارجی ندارد. بخش عمدهای از داستانها در شهر نیشابور و در دوران کودکی نویسنده رخ میدهد و توصیفاتی از این فضا ارائه میشود که برای اغلب مخاطبانی که این شهر را ندیده اند جذاب و دوست داشتنی است. کتاب «هیچ کدام برای ازدواج مناسب نبودند» بشدت قابلیت تصویری شدن و تبدیل شدن به فیلم کوتاه را دارد و ناخودآگاه با خواندن آن، رویدادها در مقابل چشم مخاطب زنده میشود. این کتاب امسال از سوی انتشارات شبکه هنر به بازار عرضه شده است.
دشت بان
ناصر، که همنامِ دیگر راویان کتابهای دهقان است، با این جمله داستانش را شروع میکند: «بابا خبرش را بهمان داد». پدر ناصر دشتبان است. انگار که این شغل در خانوادهشان موروثی است. با آمدن پدر از دشتبانی، ناصر و گلنار و بابابزرگ، همهشان با هم میروند که ماهی بگیرند. پدر میخواهد خبر باردار بودن مادر را بهشان بدهد. اما توی شوق و سرخوشی خبر، یکهو چیزی سوت مانند و دنبالهدار، شیشه تبدارِ آسمان قصر شیرین را خط میاندازد و میرود طرف بابا یادگار و همانجاست که قصه جنگ برای ناصر و خانوادهاش کلید میخورد. داستان از اواخر شهریور 59 آغاز میشود و در زمستان - وقتی که فرمانده آنها را به پشت جبهه حرکت میدهد- ختم میشود. وقتی جنگ شروع شد، اهالی مناطق غربی کشور از یکسو با دشمن رو در رویشان میجنگیدند و از طرفی با طبیعتی که با آنها سر ناسازگاری داشت.
دشتبان روایت یک نوجوان از آوارگی در جنگ است. او داستان را از زبان گذشته روایت میکند و این باعث میشود که راوی بزرگ و دانا جلوه کند. ناصر اطلاعات زیادی را در مورد حیوانات، رودخانهها و کوهها و درختها به مخاطب میدهد که این اطلاعات در حوزه زندگی شهری نمیگنجد.
ادبیاتی که برای گروه سنی نوجوان آفریده میشود، در حوزه زبانی و مفاهیم محدودیت دارد. اما روای کتابِ دهقان به عمد از اصطلاحات بومی و اصطلاحات اصیل فارسی استفاده میکند. دهقان در این باره گفته است: «با محدود شدن در زندگی شهری، یک عالمه واژه را بهخاطر اینکه دیگر سر و کاری باهاشان نداریم، از زبانمان حذف کردهایم و من خواستم که به عمد این دایره واژگانی را افزایش بدهم. شاید بچههای شهری تا به حال اصطلاح پاپلک کردن مرغ به گوششان نخورده، چون در محیط اطرافشان مرغی نداشتهاند.»
صفحه اول کتاب را که ورق میزنی، زیر عنوان دشتبان نوشته شده: رمان نوجوان. اما کتاب از لحاظ تکنیک و محتوا کاری است برای بزرگسالان هم حرف دارد. شاید بتوان دشتبان را یک نمونه از بهترین کارهایی دانست که در ادبیات معاصر برای نوجوانان نوشته شده است.
«دشتبان» اولین رمان از مجموعه متون فاخر انتشارات نیستان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم