گفت‌وگو با سید علی موسوی‌گرمارودی

علی ‌ع امیر کلام است

اشاره: نوشتن لید یا اشاره‌ای خوب برای یک گفت‌وگو به طور معمول کار ساده‌ای نیست، حال به این دشواری اضافه کنید که در سوی مقابل گفت‌وگو کننده، پیشکسوت و انسان فاضل و دانایی چون سیدعلی موسوی‌گرمارودی نشسته باشد ، شخصیتی که نه نیازی به معرفی دارد و نه آثار و تاثیرات فرهنگی او بر جریان ادبیات معاصر و هنر متعهد بر کسی پوشیده است.
کد خبر: ۳۶۸۷۱۳

کافی است بگویی «خط خون» تا نام گرمارودی در ذهن بسیاری از مردم و بویژه نسل جوان و نوجوان که این شعر را در کتاب‌های درسی هم خوانده‌اند تداعی شود.

اصلا اگر از دنیای شعر هم فاصله بگیریم باز هم کافی است تا اشارتی به کلام‌الله مجید کنیم تا ترجمه ممتاز این استاد ارجمند از کلام وحی و صحیفه سجادیه در حافظه‌مان نقش ببندد.

گرمارودی این روزها و پس از انتشار مجموعه کامل آثار آیینی‌اش در قالب یک کتاب با نام «گوشواره عرش» به صورت جدی مشغول ترجمه نهج‌البلاغه است ؛ کتابی که او معتقد است کار ترجمه آن بنا به دلایلی که در این گفت‌وگو تشریح می‌کند حتی از ترجمه قرآن کریم هم دشوارتر است.

فرا رسیدن عید غدیر خم بهانه و فرصتی شد تا چند دقیقه‌ای از سخنان و دیدگاه‌های این شاعر و اندیشمند برجسته کشورمان بهره ببریم و با او که خود از ایل و تبار گل محمدی است پیرامون نهج‌البلاغه و جایگاه غدیر در ادبیات فارسی و عربی سخن بگوییم.

آقای گرمارودی برای آغاز این گفت‌وگو و با توجه به این که در آستانه عید سعید غدیر هم هستیم اجازه دهید بپرسم سروده تازه و منتشر نشده‌ای برای مولا علی(ع) دارید؟

شعری که منتشر نشده باشد خیر! من همه اشعار آیینی‌ام را در کتاب گوشواره عرش منتشر کردم و این کتاب یک بخش پررنگ و مفصل هم برای امیرالمومنین(ع) دارد که هرچه در حلقه امام علی(ع) می‌گنجد در این کتاب و این بخش ذکر شده است حتی شعری از دوران نوجوانی و 15‌سالگی داشتم که منتشرش نکرده بودم، اما در این کتاب که بتازگی توسط نشر سوره مهر منتشر شد این شعر هم آمده است.

شعرهای گوشواره عرش از آثار توحیدی آغاز می‌شود، سپس نبوت، حضرت فاطمه(س) و امامان معصوم(ع) را به ترتیب سیر سنوی آن بزرگواران در بر می‌گیرد.

همچنین در پایان شعرهای مربوط به هر معصوم، شعرها و سروده‌هایم درباره اصحاب و یاران و اشخاص مربوط به آن امام را هم آورده‌ام مثلا در ذیل اشعار مربوط به امام علی(ع) شعر مربوط به مالک اشتر و همچنین مرثیه برای علامه امینی صاحب کتاب جهانی «الغدیر» را هم آورده‌ام.

آقای دکتر شما پیشتر توفیق ترجمه کلام‌الله مجید و صحیفه سجادیه را داشته‌اید که این ترجمه‌ها منتشر هم شده است که به دلیل شاعر بودن شما و حساسیت و وسواسی که در انتخاب کلمه دارید ترجمه‌های علی موسوی‌گرمارودی در مقایسه با دیگر بزرگوارانی که کار ترجمه این دو کتاب ارزشمند را بر عهده داشته‌اند متمایز بوده است و تا آنجا که مطلع هستم این روزها هم مشغول ترجمه نهج‌البلاغه هستید. درباره ترجمه نهج‌البلاغه برای ما سخن بگویید.

من معتقدم که ترجمه نهج‌البلاغه حتی از قرآن هم مشکل‌تر است... .

چرا؟

به نظر من مهم‌ترین دلیلش این است که در مورد کلام‌الله مجید در مقایسه با نهج‌البلاغه کار بیشتری انجام شده است و منابع گسترده‌تری وجود دارد.

همچنین تفاسیر بیشتری از قرآن منتشر شده که هر تفسیری خودش یک توضیح است و تنها باید تفحص کرد و مشکلاتی که احیانا وجود داشته را دریافت و با توجه به منابع منعکس کرد، اما نهج‌البلاغه به دلیل تنوع حوزه‌های مختلف کاری و اندیشیدگی دارد و همچنین فقدان پژوهش‌ها و ترجمه‌های متعدد و متنوع ترجمه‌اش دشوارتر است.

از سویی ارجاعات فراوانی هم دارد مثلا حتی در نهج‌البلاغه حضرت امیر(ع) شعر هم استشهاد فرموده‌اند و در جای جای آن بیتی یا سطری از شاعری از سوی مولا استشهاد شده است که من به عنوان مترجم باید حداقل شاعرش را پیدا کنم و برای مخاطبم اطلاعاتی در مورد آن شاعر و این شعر مانند این که چه زمانی و با چه رویکردی سروده شده است ارائه کنم. همان‌طور که می‌دانید ترجمه‌های من همواره با توضیح همراه بوده است... .

بله... صحیفه سجادیه را به خاطر دارم که پانوشت‌های فراوانی داشت!

دقیقا.... صحیفه سجادیه‌ای که من ترجمه و منتشر کردم بیش از 850 توضیح و زیرنویس داشت، آن هم برای کتابی که 54 دعا را فقط در بر می‌گیرد یا برای قرآن کریم هم صدها توضیح یا بحث‌های لغت‌شناسی ذکر شد.

من فکر می‌کنم وظیفه هر مترجمی ‌که چنین کتاب‌های ارزشمندی را ترجمه می‌کند این است که در کنار ترجمه متن برای مخاطب توضیحات لازم را بیاورد و حتی ارجاعات جغرافیایی و تاریخی را ارائه و بیان کند.

با توجه به این دشواری‌ها که بخشی از آنها را به اجمال خدمت شما گفتم باید دریافته باشید که روند ترجمه نهج‌البلاغه به نسبت کند پیش می‌رود و فکر می‌کنم حداقل 6 سالی طول می‌کشد که 2 سال از آن گذشته است و امیدوارم عمر و توانی باشد و خود حضرت یاری کند تا بتوانیم پیش برویم و ترجمه این کتاب ارزشمند به سعی این حقیر منتشر شود.

به دشواری‌های ترجمه نهج‌البلاغه اشاره فرمودید. فکر می‌کنم یک بخش از این دشواری‌ها هم به زبان فاخر مولا و این کتاب بازگردد.

بله. دقیقا اشاره درستی داشتید چون ایشان مسجع می‌فرمایند و امیرالکلام هستند و در سخنان خود خیلی از استعارات و تمثیل‌ها بهره می‌برند.

از سویی همان‌طور که گفتید زبان هم زبان بسیار فخیمی ‌است که اگرچه به لحاظ زیبایی‌شناسی و سحر کلام برتر از کلام الهی نیست، ولی واقعا فوق کلام مخلوق است.

آقای دکتر با توجه به این که این روزها کار، فکر و ذکر شما به نوعی بیش از گذشته با کلام مولا گره خورده است درباره واقعه غدیر چه حس و نگاهی دارید؟

غدیر واقعه‌ای بسیار ژرف و عمیق است. شما در کجای تاریخ اسلام سراغ دارید و می‌توانید رخدادی را بیابید که در یک ماه بیش از 200 آیه قرآن نازل شده یا مورد استناد قرار گرفته باشد یا کدام خطابه را سراغ دارید که بیش از 100 آیه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد. اصلا سراسر خطبه پیامبر گرامی‌ اسلام(ص) در غدیر آمیخته با آیات قرآن است چند سوره به طور کامل در متن خطبه قرائت شده و مورد استناد و تفسیر هم قرار گرفته است. بخش‌هایی نیز به صراحت یا به صورت ضمنی در خطابه غدیر آمده که اشاره آنها به آیات قرآن واضح است.

علامه امینی کتاب جهانی« الغدیر» را به گونه‌ای تالیف کردند که بسیاری از استدلال‌ها و حقانیت غدیر و شیعه به وسیله اسناد مربوط به اهل سنت نمایان می‌شود و جدای از بار علمی ‌این کتاب باید به نثر فخیم و با وقار آن هم اشاره کنم

شما حتی تاثیر این واقعه را در ادبیات عرب و فارسی بخوبی می‌توانید رصد کنید، کلام منظوم در همه ملت‌ها و قوم‌ها به عنوان سندی ماندگار تلقی می‌شود و حتی در همان روزگار شاعری همچون «حسان بن‌ثابت» رسما از حضرت رسول(ص) کسب اجازه می‌کند و در میان ازدحام مردم و مسلمانان بر جای بلندی قرار می‌گیرد و این شعر را می‌خواند:

الم تعلموا ان النبی محمدا

لدی دوح خم حین قام منادیا

و قد جاءه جبریل من عند ربه

بانک معصوم فلا تک و انیا

و این شعر ادامه پیدا می‌کند تا آنجا که می‌گوید:

فمولاه من بعدی علی و اننی

به لکم دون البریه راضیا

این شعر به عنوان یک سند تاریخی ثبت شده است و بسیاری از مردم آن را حفظ کردند و سینه به سینه و از نوشته‌ای به نوشته دیگر تا به امروز انتقال داده شده است.

در همین رابطه می‌توان به شعر سید هنگری هم اشاره کرد؟

بله، سید هنگری یکی دیگر از شاعران مطرح عرب بوده است که همزمان با امام‌صادق(ع) و حضرت موسی ابن جعفر(ع) می‌زیسته است، او یک غدیریه‌ای دارد که امام رضا(ع) حفظ‌کردن این شعر را مستحب فرمودند و توصیه می‌فرمایند به شیعیان که این شعر را در خاطر و حافظه داشته باشند و من خودم یادم می‌آید که مرحوم پدرم آیت‌الله موسوی‌گرمارودی از همان کودکی و نوجوانی مرا تشویق به حفظ این شعر کردند تا آنجا که کل بیت‌ها و سطرهایش را تا به امروز در حافظه دارم. هنگری در این شعر می‌گوید که من در دوستی با علی(ع)‌ پایدار هستم حتی اگر مرا به اندازه بندهای انگشتانم تکه‌تکه کنند و سپس درباره غدیر و وقایع آن سخن می‌گوید و در تمام بیت‌ها به اسناد معتبر اشاره می‌کند و ضمن تحلیل آنها ذکر روایت غدیر را انجام می‌دهد.

من همین جا این را هم بگویم که نمی‌توان از غدیر سخن گفت و نوشت و یاد علامه امینی نکرد؛ کسی که با نگارش کتاب الغدیر که یکی از غنی‌ترین و علمی‌ترین و معتبرترین منابع جهان اسلام است پاسخگوی تهمت‌های دشمنان شیعه بود و حقانیت و عظمت غدیر را و به تبع آن جهان تشیع را نمایان ساخت.

علامه امینی کتاب جهانی الغدیر را به گونه‌ای تالیف کردند که بسیاری از استدلال‌ها و حقانیت غدیر و شیعه به وسیله اسناد مربوط به اهل سنت نمایان می‌شود و جدای از بار علمی ‌این کتاب باید به نثر فخیم و با وقار آن هم اشاره کنم.

همچنین این کتاب پژوهشی بسیار عمیق و همه‌جانبه را در بر می‌گیرد که در اکثر مجلدات عربی آن هم تقریض‌های بزرگان و نویسندگان مطرح جهان عرب دیده می‌شود.

در این کتاب هرچه مربوط به غدیر بوده است اعم از روایات، آیات و احادیث تا گزارش‌های تاریخی، شعر و نثر از بزرگان عرب ذکر شده است حتی به صورت کرونولوژیک جلد به جلد جلو آمده است، همان شعر هنگری هم که مورد اشاره من قرار گرفت در این کتاب موجود است.

اگر اشتباه نکنم شما هم شعری برای کتاب الغدیر و مولف آن مرحوم علامه امینی سرودید؛ شعری در قالب آزاد که نامش هم «باغبان پیر» تاریخ بود.

بله. چون الغدیر کتاب به واقع عظیمی‌است و از سویی من خودم توفیق داشتم تا محضر علامه امینی برسم هم در مشهد و هم در تهران خدمت ایشان رسیده بودم و از کرامت و دانش این استاد فرهیخته بهره برده بودم و به طور طبیعی مرگ ایشان حسی غریب و اندوه فراوانی برای من به همراه داشت که در قالب یک شعر متجلی شد، شعری که شما به آن اشاره کردید.

در آن شعر شما 2 تعبیر بسیار جالب یکی در آغاز شعر و دیگری در پایان شعر به کار می‌برید نخست «بیداری دوباره تاریخ» و دیگری «صلابت تو را هیچ شعر موزونی، در خور نیست» در این رابطه هم برای ما توضیح دهید.

ببینید من معتقدم کار بزرگی که علامه امینی در مورد غدیر انجام داد باید یک الگو باشد. جا دارد که غدیر با همه ابعادش در آینه‌های تازه جلوه‌گر شود و این وظیفه محققان دینی و نویسندگان و شاعران اهل قبله است که دست نسل امروز را بگیرند و با خود به اعماق تاریخ ببرند و از زوایای مختلف واقعه غدیر را تشریح کنند تا شاهد بیداری دوباره تاریخ باشیم.

به باور من دین‌پژوهان و امثال ما باید ریشه‌های عمیق غدیر را از لا به لای متونی که در طول 14 قرن گذشته باقی مانده است بیرون بیاورند و با زبان هنر و زبان علم امروز به جوان‌ها و نسل امروز ارائه کنند.

از سوی دیگر ژرفای غدیر همچون شخصیت مولا علی(ع) بسیار پیچیده‌تر و بیشتر از آن است که بتوان آخرین عمق آن را به دست آورد و به تعبیری که اشاره کردید صلابت تو را هیچ شعر موزونی، در خور نیست!

سینا علی‌محمدی
گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها