در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش ایسنا، پایگاه اینترنتی زود دویچه آلمان در تحلیلی تحت عنوان "اتحادیهای ناامن" با اشاره به نشست مهم اخیر سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در لیسبون، پایتخت پرتغال، نوشته است:
«در حالی که حاضران در نشست ناتو دستاوردهای خود را تاریخی ارزیابی کردند، اما این اتحاد نظامی به سختی توانست پاسخهای مناسب و درخوری به مسائل مورد بحث این سازمان همچون تروریسم، حملات سایبری، مساله ایران و افغانستان بدهد.
این در حالی است که ناتو اکنون به پنهان کاری درخصوص بیثباتی و تزلزل خود روی آورده است. در حالی که همه اعضای ناتو متفق القول نشست ناتو را تاریخی توصیف کردند و طرح استراتژیک آتی این سازمان را همکاری با روسیه و اعتراف به خلع سلاح توصیف کردند، اما این برنامهها با واقعیات ناتو ارتباط کمی دارد.
ناتو اعضای خود را در لیسبون گردهم آورد، چرا که به عقیدهی این اتحاد نظامی، طرح قدیم ناتو برای مبارزه با تهدیدات جدیدی چون تروریسم، حملات سایبری و مساله ایران آمادگی ندارد و ناتو فاقد توانایی پاسخگویی به این مشکلات است.
این سوال مطرح است که ناتو چگونه میتواند با عاملان انتحاری مقابله کند. موضوع دیگر افغانستان است. اوج ناتوانی ناتو تاکنون درمورد این جنگ به نمایش گذاشته شده است. اعضای ناتو به دلایل مشکلات سیاسی داخلی خود، خواستار خروج هرچه سریعتر از جنگ نامیمون و بینتیجه هستند.
2011 زمان شروع خروج نیروها خواهد بود و 2014 باید خروج نیروها پایان یابد. این پیام نشست لیسبون بود. این تصمیم قبل از هر چیز با خواست مردم کشورهای حاضر در جنگ یعنی آمریکا، انگلیس و یا آلمان که تا کنون اکثریت آنها این جنگ را رد کردهاند، در ارتباط است.
این تصمیم ارتباطی با بهبود شرایط افغانستان ندارد، چرا که اوضاع این کشور نسبته به گذشته بهبود چشمگیری نیافته است و این تردید همچنان وجود دارد که آیا دولت افغانستان در آینده قادر به تضمین ثبات در این کشور خواهد بود یا خیر.
به رغم توافق صوری ناتو و روسیه، مسالهی مبهم دیگر این است که هنوز مشخص نیست رابطهی روسیه و این اتحاد نظامی چگونه شکل خواهد گرفت. مساله مشخص این بود که دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه با هدف تقویت همکاری روسیه و ناتو به این کنفرانس سفر کرده بود، اما اکنون سوالی که مطرح است این است که آیا با ژستهای همکاری و توافقات دو طرفه، عملا روابط بهتری شکل خواهد گرفت یا خیر. شاید بهتر است بگوییم خیلی زود است که از عصری جدید در روابط ناتو و رقیب قدیمی ناتو یعنی روسیه سخن بگوییم، چرا که بهرغم تفاوتهای ظاهری نسبت به گذشته، سیاستمداران دولت روسیه همچنان در چارچوب جنگ سرد فکر میکنند و آنها خواستار تاثیر گذاری روسیه بر همسایگان خود هستند و ناتو را همچنان به چشم یک تهدید میبینند.
اکنون مقامات غربی به این مساله فکر میکنند که محافظه کارانی که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجهی روسیه یکی از اصلی ترین اعضای آن است، تا چه حد قوی هستند.
امر کاملا واضع و مبرهن طرح این سوال است که آیا ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه نیز با دمیتری مدودف دارای خط مشی مشترکی است یا خیر.
البته نه تنها در بین سیاستمداران روسیه که حتی در ناتو نیز شکاف و دودستگی ایجاد شده است، چرا که در شرایطی که آلمانها، فرانسویها و ایتالیایی خواهان همکاری نزدیک با مسکو هستند، کشورهای شرق اروپا به این مساله با عدم اطمینان مینگرند.
علاوه بر این، نزدیکی مسکو و واشنگتن از سوی کنگره، همچنان مورد تردید کنگره است. پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات کنگره، شروع دوبارهی روابط آمریکا و روسیه را که اوباما پیشتر خبر آن را داده بود، دچار تردید کرد.
در صورتی که جمهوری خواهان از تصویب معاهده استارت سر باز زنند، این مساله تهدید به عقبگرد به نزاعها و اختلافات قدیمی محسوب میشود.
تضمین حضور روسیه نیز در برنامهی سپر موشکی ناتو با وجود هزینههای بسیار بالای ساخت چنین سامانهای آن هم در شرایطی که در همهی کشورها پول کمی برای برنامههای دفاعی وجود دارد، امری قابل تردید است. در هر صورت تبادل اطلاعاتی و مشکلات بسیار موجود برای همکاری ناتو و روسیه، مسالهای بود که در نشست ناتو از آنها سخنی به میان نیامد.
علاوه بر این، اختلاف نظر و دعواهای همیشگی آلمان و فرانسه بر سر این مساله که آیا سیستم دفاع ضد موشکی باید جایگزینی برای بازدارندگی هستهای باشد و یا مکملی برای آن، به طرز بچه گانهای همچنان وجود دارد. اینها بحثهایی است که سیاستمدارانی چون گوئیدو وستروله، وزیر امور خارجهی آلمان و یا نیکلا سارکوزی، رئیس جمور فرانسه با طرح آن خواهان منتفع شدن و پیروزی در سیاست داخلی خود هستند.
باید گفت که درمورد سرنوشت خلع سلاح قبل از آنکه در بروکسل، پاریس و برلین تصمیم گیری شود، مسکو و واشنگتن برای آن تصمیم گیری میکنند.»
پایگاه اینترنتی فرانکفورتر آلگماینه آلمان نیز در مطلبی با اشاره به توافقات روسیه و ناتو برای ساخت سامانهی دفاع موشکی مشترک آورده است:
«روسیه در شرایطی با ناتو برای ساخت سیستم دفاع ضد موشکی مذاکره میکند که ابهامات توافقات دوطرفه تنها به جزئیات محدود نمیشود. البته فقدان چنین توافقاتی جای تعجب ندارد، چرا که این اتحاد نظامی، باشگاه نخبگان نیست؛ باشگاهی که بخواهد تاریخ را به سرعت تغییر دهد.
به عبارت دیگر، باید گفت که ناتو فاقد ماهیت مستقل و یکپارچه است تا دقیقا مشخص کند که وظیفهی اعضای آن به لحاظ نظامی چیست. برگزاری نشستی چون نشست لیسبون نیز تلاش این اتحاد نظامی برای جلوگیری از فروپاشی و یا تنزل به نقش حداقلی محسوب میشود.
با گذشت دو دهه از تاسیس این اتحاد نظامی بعد از جنگ سرد، موقعیت این اتحاد نظامی بین خود بزرگ بینی و حالت خماری و بیتکلیفی معلق بوده است. در برخی مواقع، ناتو خود را به اندازه کافی قوی میدانسته است تا بتواند نظم جدیدی را ایجاد کند و دیگر بار به دلیل نزاع و اختلاف نظر بر سر جنگ عراق دچار تنش بوده است.
افغانستان نیز به عنوان یکی از چالشهای مهم ناتو به رویای این اتحاد نظامی تبدیل شده است.
اکنون سوال مطرح این است که تنها راه موجود برای جلوگیری از دست رفتن جهت گیری و خط مشی ناتو چیست؟ میتوان گفت که ناتو اکنون به عنوان ابزاری برای اعضای آن مطرح است تا بتوانند در مسائل سیاسی و امنیتی از آن بهرهمند شوند. افغانستان مثال روشنی برای این مساله است چرا که فضاهای نقش آفرینی بسیاری کمی برای وظایف جدید ناتو و همین طور ایدهی دفاع دسته جمعی وجود دارد. در حالی که ناتو این جنگ را با ادعای ایجاد امنیت و حفاظت اعضای خود به راه انداخته است، ملتهای ناتو خواهان تبعیت از این پیمان نیستند و خواهان خروج از این جنگ هستند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: