گزارشی از تله‌فیلم «برج زهرمار»

کلاهبرداری ناشیانه

در میان ژانرهای مختلف، ژانر اجتماعی یکی از پرطرفداراترین‌هاست. موضوعات متنوع و گوناگونی که در بستر اجتماع دستمایه ساخت آثار تلویزیونی می‌شود، از یک‌سو و از دیگر سو بیان وقایع و البته معضلاتی که به نوعی با زندگی مخاطب گره خورده است و دیدن آن در قالب فیلم و سریال برای بیننده ملموس خواهد بود، تولیدکنندگان را بر آن می‌دارد تا بیشتر در پی تصویری کردن فیلمنامه‌­هایی باشند که داستان آنها این‌گونه روایت می‌شود.
کد خبر: ۳۶۸۵۱۵

تله‌فیلم‌های متعددی نیز به گونه اجتماعی تولید می‌شود که «برج زهرمار» یکی از آنهاست. این فیلم تلویزیونی که محصول سیما فیلم است، توسط روح‌الله صدیقی نگاشته شده و روایتگر قصه 5 برج‌ساز است که در میان راه به دلیل معضلات مالی تصمیم به کلاهبرداری می‌گیرند که به خلق فراز و نشیب‌هایی در فیلم منتهی می‌شود.

برج زهرمار، برخلاف نامش که تداعی‌کننده عناوین طنز کارهای شاد است، اثری کاملا جدی بوده و گره‌های داستانی‌اش عموما به سمت خلق فضایی رئال و خشک در حرفه برج‌سازی رفته است. عنوان فیلم نیز برگرفته از یکی از دیالوگ‌های فیلمنامه است که نویسنده کوشیده با چنین نامگذاری‌ای در حقیقت تلخی و ناکامی شخصیت‌های اصلی داستان را در وهله اول بازگو کند.

قصه خطی این اثر چندان جدید نیست. به طوری که معضلات کاری، شغلی و کسب، بارها مورد توجه کارگردانان بوده است، زیرا می‌توان این موضوع را به تکرار، دستمایه نگارش فیلمنامه‌های مختلف قرار داد و هر بار از جنبه‌ای تازه به آن نگریست. برج زهرمار را از این حیث نمی‌توان جزو آثار بدیع تلویزیونی دانست، اما ساختار این کار به گونه‌ای است که می‌توان شاهد نقاط جالب توجهی به لحاظ شخصیت‌پردازی، وجه بیانی قصه و المان‌های بصری در سکانس ـ پلان‌ها بود.

مجید تربتی‌فرد، کارگردان این اثر معتقد است نوع ساختار فیلمنامه وی را برای پردازش این داستان متمایل ساخته است: «داستان برج زهر مار از ابتدا به گونه‌ای روایت می‌شود که بیننده در انتهای فیلم می‌فهمد قصه از چه قرار است. آدم‌های داستان هرکدام به نحوی خاص معرفی و وارد جریان فیلم می‌شوند و تا انتها نیز ما هنوز یک نفر را معرفی نکرده‌ایم و این کشش و جذبه نگارشی از نقاط قدرت فیلمنامه است.»

مجید تربتی‌فرد ادامه می‌دهد: «این فیلم تلویزیونی نیز با بودجه معمولی که برای تله‌فیلم‌ها در نظر می‌گیرند ساخته شده، هرچند صحبت‌هایی که پیش از کار با آقای احمد زالی به عنوان تهیه‌کننده انجام شد و ایده‌ای که در ذهن داشتیم، بنا به دلایل متعددی در مرحله اجرا چندان عملی نشد که البته منجر به کم‌کاری من و آقای زالی نمی‌شود و مربوط به مشکلاتی است که عمدتا بر سر راه ساخت چنین آثاری وجود دارد اما خدا را شکر تا اینجای کار نسبت به تله‌فیلم‌هایی با لوکیشن‌های صرفا خیابانی و داخلی انرژی بیشتری صرف این کار شده است و بازیگران اصلی‌مان نیز از ابتدا تا انتهای کار در اغلب سکانس‌ها حضور دارند و می‌توان گفت این یکی از مزیت‌های برج زهرمار است.»

کاراکتری با مخاطبان مرفه‌الحال

اردلان شجاع‌کاوه را این روزها در آثار مختلف تولیدی در تلویزیون می‌بینیم. او که در تله‌فیلم برج‌زهرمار به عنوان یکی از کلاهبرداران، شخصیت اصلی فیلم را بازی می‌کند، چندان مایل نیست درخصوص نقشش توضیح دهد و می‌گوید: «به مرور زمان و بنا به شرایط کاری یک‌سری آدم دچار ترس از ورشکستگی شده، سپس مرتکب گناه می‌شوند و دسته‌ای را تشکیل می‌دهند برای بالا کشیدن مال مردم.

در شخصیت‌پردازی نقشی که آن را ایفا می‌کنم نیز چنان سیر کردم که مخاطب اصلی او طبقات مرفه‌الحال جامعه هستند. حال تا چه اندازه این شخصیت کامل پرداخت شده است، دیگر به نظر بیننده بستگی دارد.»

وی ادامه می‌دهد: «این آدم در حقیقت می‌خواهد با کلاهبرداری یک طبقه را به چند نفر بفروشد و از ساخت و ساز پولی را به دست آورد که هیچ‌گاه عملی نخواهد شد. او یک اشتباه می‌کند و آن این که از طبقه مستمند دزدی کرده و خریداران مسکن را از قشر نیازمند انتخاب می‌کند که در ادامه اتفاقاتی می‌افتد که باید در کشاکش داستان شاهد آن باشیم.»

اردلان شجاع کاوه درخصوص تعقیب و گریزهایی که در جریان قصه اتفاق می‌افتد معتقد است: «تا جایی که در توانمان بوده تلاش کرده‌ایم چنین لحظاتی به بهترین شکل و نزدیک به فضایی رئال خلق شود.»

رمزگشایی در کلبه جنگلی

برج زهرمار، نمایانگر آدم‌هایی خاکستری است که هر یک بنا بر تنگنای اقتصادی و شرایط نابسامان حرفه‌ای خود راهی را به اشتباه می‌روند و شرایط به گونه‌ای برایشان رقم می‌خورد که سرانجام گریز را انتخاب می‌کنند.

سکانس‌های اصلی این تله‌فیلم نیز مربوط به همین تعقیب و گریزهاست که در 2 لوکیشن عمده تصویربرداری می‌شود. کلبه‌ای در جنگل‌های عباس‌آباد تهران در حقیقت نقطه عطفی است که شخصیت‌های اصلی داستان در آن تجمع یافته و به گونه‌ای گره‌گشایی قصه در همین مکان انجام می‌گیرد. لوکیشن دیگر مربوط به فضای داخلی یک سوله است که بخش‌هایی عمده از جریان فیلم در کانتینر کامیونی واقع در این مکان رخ می‌دهد.

کارگردان برج زهرمار می‌گوید: «فضای بسته این کامیون به خلق سکانس‌هایی منجر شد که حدود 25 درصد از زمان اثر را به خود اختصاص داده است. کار در این کانتینر در شرایطی انجام شد که 5 بازیگر اصلی ما در کنار تیم تصویربرداری باید در فضای محدود 6 متری قرار گیرند. در شرایطی که امکان مانور دوربین برایمان بسیار مشکل بود، اما سعی کردیم بیشترین خلاقیت را به کار گیریم و با صحبت‌هایی که با محسن فلاحی (مدیر تصویربرداری)‌ انجام دادیم، در مجموع سکانس ـ پلان‌های برداشت شده در این لوکیشن هیچ گونه همپوشانی و تکرار نمایی دیده نمی‌شود.»

برج زهرمار، ازجمله فیلم‌هایی است که فلاش‌بک سهم بسزایی در ارتباط زمان روایی داستان و نزدیکی کاراکترها به یکدیگر دارد.

در این خصوص می‌توان حضور دوربین را به 2?شکل عمده در این اثر تقسیم‌بندی کرد. این فیلم از طرفی فضا و موقعیت‌های حال را نشان می‌دهد؛ درست زمانی که آدم‌های اصلی داستان در عقب یک کانتینر گیر افتاده‌‌اند یا در کلبه‌ای در دل جنگل منتظرند تا راه گریزی پیش‌رویشان باز شود. در چنین موقعیت‌هایی دوربین با قاب‌بندی و نماهایی دانه‌درشت، کاملا در جریان فیلم دیده می‌شود و فضایی آشفته و به هم ریخته از احوال شخصیت‌های اصلی داستان را به نمایش می‌گذارد، اما در نقطه مقابل فلاش‌بک‌هایی را به گذشته این آدم‌ها داریم؛ هنگامی که کارگردان با بهره‌گیری از پلان‌های کلاسیک به بازنمایی صحنه‌هایی رئال و بیان کلی زندگی و کسب و کار این افراد می‌پردازد. تربتی‌فرد در این باره چنین توضیح می‌دهد: « در این فیلم تلاش‌مان بر این بوده تا شات‌ها در خدمت فضای فیلمنامه باشد و دوربین چندان به رخ کشیده نشود و بهره‌گیری از شات‌های مختلف، بیشتر به فضاسازی کار کمک کند. در این خصوص با استفاده از لانگ‌شات‌ها بیشتر به معرفی فضای کلی پرداخته‌‌ایم و در لوکیشن‌هایی مثل کانتینر که بالای 60 درصد از پلان‌های حرکتی بهره بردیم،‌ سعی کردیم تا به محرک کار کمک کنیم.»

برج زهرمار در حقیقت تله فیلمی کم تحرک است و داستان‌پردازی بیشتر بر پایه کلام و برقراری دیالوگ استوار است. مجید تربتی‌فرد در این باره معتقد است: «از ابتدا تصورم این بود از بازیگرانی بهره ببریم که سابقه تئاتری داشته باشند. به دلیل این که این تله‌فیلم حرکت‌های خاص فیزیکی ندارد و بازیگران عموما ایستاده یا نشسته‌اند و حالات و کنش‌هایشان در بازی چهره و بیانشان دیده می‌شود. مثلا در کلبه جنگلی 5 شخصیت اصلی ما دور آتش نشسته‌اند و فقط صحبت می‌کنند. پس کل احساسات و بازی این شخصیت‌ها می‌بایست در صدا و چهره‌شان نمایان باشد که بازیگران تئاتر از عهده این مهم بخوبی برمی‌آیند.»

گفتنی است در این تله‌فیلم که مراحل پایانی تولیدش را پشت سر می‌گذارد، افرادی چون محسن غلامی (طراح صحنه و لباس)‌، محمد‌مهدی گورنگی (آهنگساز)‌، مجید شطی (تدوین)‌، حامد رضی (صداگذاری)‌ و فرشته اروجی (منشی صحنه)‌ مجید تربتی‌فرد را همراهی می‌کنند. بازیگران این اثر نیز رحیم نوروزی، اردلان شجاع‌کاوه، فرخ نعمتی، حسین رجایی، نازآفرین کاظمی، مسعود سخایی و... هستند.

آزاده خواجه‌نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها