در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساخت تیتراژ پس از اختراع سینماتوگراف آغاز شد. ابتدا از فیلمهای صامت شروع شد، به صورت کارتهایی که نام عوامل فیلم روی آن نوشته شده بود و در ابتدای فیلم به نمایش درمیآمد؛ اما این قسمت از صنعت فیلمسازی به همین جا محدود نشد، کمکم فراتر رفت و شکلهای پیچیدهتری به خود گرفت. عناصر مختلفی مانند گرافیک، تصویر، موسیقی و حرکت با نوشتار ترکیب شد، وظیفهاش نیز گسترش یافت. دیگر به معرفی عوامل فیلم محدود نمیشد؛ شرایط و فضای فیلم را برای مخاطب تعریف میکردند. کمکم تابع ژانرها شدند و حتی جزئی از ویژگیهای ژانری شدند.
گاه تیتراژ قسمتی از بار مفهومی فیلم را نیز به?دوش میکشد و کاملا در خدمت بیان مفهوم اثر قرار میگیرد. برخی از آنها به نوعی در حکم چکیده فیلم محسوب میشوند.
پس از ورود رنگ به دنیای سینما و پیشرفت امکانات فنی، تیتراژها شکلی خلاقه به خود گرفتند. در برخی از آثار، نقشی کاملا مجزای از فیلم ایفا میکنند. هیچگاه نباید هماهنگی تیتراژ را با کل فیلم نادیده گرفت، حتی از نظر تکنیکی باید این هماهنگی وجود داشته باشد، در غیر این صورت یکپارچه بودن فیلم را به هم میزند و یکی را بر دیگری مرجح میکند.
این که تیتراژ در کجای فیلم قرار گرفته باشد و حتی اینکه چه اندازه از زمان فیلم را به خود اختصاص دهد نیز مسالهای بود که بعدها بیشتر مورد توجه قرار گرفت. در آثار کلاسیک سینما، مرسوم بود که تیتراژ اولیه فیلم، تمام وظیفه معرفی فیلم را به عهده بگیرد، ریزعوامل و دستاندرکاران در آن ذکر میشد، حتی سال ساخت و کمپانیهایی که حمایت مالی کرده بودند. به همین دلیل تیتراژ اول این دسته از فیلمها بسیار طولانی بودند و در انتهای فیلم دیگر تیتراژی وجود نداشت؛ بلکه روی صفحه به عبارت ساده «پایان» بسنده میشد.
اما کمی بعدتر بخشی از تیتراژ در ابتدای فیلم و بخش عمده آن در انتهای فیلم و با ذکر جزئیات کامل و ریزعوامل پخش میشد؛ ساختاری که هنوز هم بسیاری از فیلمها به آن پایبند هستند. در بسیاری از فیلمها هم، همزمان با شروع فیلم، عبارات معرفی فیلم و عوامل روی تصویر نقش میبندد و کاملا با خود فیلم درآمیخته میشود و نمیتوان آن را جدای از فیلم فرض کرد؛ اما در بسیاری از فیلمها تیتراژ ابتدای فیلم کاملا حذف شد. این دسته از آثار معمولا به 2 شکل عمده فیلم را معرفی میکردند یا پس از گذشت زمانی از فیلم، نام فیلم و برخی از عوامل اصلی نمایش داده میشود و باقی آن به آخر فیلم منتقل میشود یا کاملا تیتراژ به آخر فیلم منتقل میشود و پس از اتمام فیلم مخاطب متوجه میشود که نام آن چیست، البته اگر از طرق دیگری نام فیلم را متوجه نشود.
پس از گذشت زمان و رشد اهمیت این بخش در فیلمسازی، ساخت تیتراژ به شکلی حرفهای پیگیری شد. گرافیستها و سازندگان انیمیشن به این دسته پیوستند و دست به خلق آثار ماندگاری زدند. برخی از این هنرمندان صاحب سبک شدند و به آثارشان موجودیتی مستقل از فیلمها بخشیدند، کسانی مانند ساول باس که بسیاری از تیتراژهای ماندگار تاریخ سینما و آثار کارگردانان بزرگی مانند هیچکاک، اسکورسیزی و... را ساخت یا کایل کوپر که یکی از شاهکارهای ساخت تیتراژ را برای فیلم «هفت» دیوید فینچر طراحی کرد.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: