مختارنامه را چگونه ببینیم؟

نمی‌توان بین حق و باطل ایستاد و راه سومی را انتخاب کرد. این حقیقت خلقت است و فقط تاریخ قدرت اثبات آن را دارد.
کد خبر: ۳۶۸۰۷۸

اما روایت تاریخ نه عین تاریخ، بلکه نگاه به تاریخ از قاب اندیشه مورخ است و داوود میرباقری با دو سریال تاریخی‌اش، در شکل ساختار، نوع روایت و زاویه دید در هر دو اثر نشان داد بیش از آن که قصه، درام، شخصیت‌ها، عناصر هنری و... برایش مهم باشد، پرداختن صحیح به روایت تاریخ و خود واقعه اولویت اول اوست و به نظر می‌رسد او در «مختارنامه» تلاش کرده بیش از سریال «امام علی(ع)» به این اصل وفادار بماند.

این مهم نیست که در روایت‌های مختلف درباره قیام مختار چه نقل‌ها، تفسیرها و تاویل‌هایی آمده است. شاید «مختارنامه» به این پرسش‌ها که چرا مختار در واقعه کربلا در کنار ابی‌عبدالله (ع) نبود و این که انگیزه او از قیام و خونخواهی و انتقام چه بود و شکل قیام و توالی تاریخی وقایع از چه کیفیتی برخوردار بود، پاسخ روشنی ندهد، اما پیام اصلی «مختارنامه» نمایش پازلی از حقیقت تاریخ است که بزرگ‌ترین عبرت‌ها و آموزه‌ها را در خود دارد و این چه رازی است در خلقت که تاریخ مدام تکرار می‌‌شود و انسان غفلت‌زده هیچ‌گاه از گذشته خود عبرت نمی‌گیرد.این که بیننده تلویزیون وقتی به تماشای «مختارنامه» می‌نشیند، بی‌اختیار وقایع و شخصیت‌های سریال را با وقایع و شخصیت‌هایی در زمان حاضر «همانندسازی» می‌کند، نه‌تنها عجیب نیست که عین حقیقت است؛ چراکه این جهان بر مبنای اصول، قواعد و ضوابط ثابت و مشخصی آفریده شده و انسان از بدو خلقت تا قیام قیامت با نفس اماره، لوامه و مطمئنه همزاد است و به قول استاد علامه حسن‌زاده آملی، قیامت با توست نه در آخر طول زمانی و رسول‌الله(ص)‌ به قیص‌ بن عاصم فرمود: «ان مع الدنیا آخره».

خداوند انسان را بین حق و باطل مختار گذاشته است؛ ولی طبق قانون الهی همین انسان از بهشت رانده شده، برای پیروی و دفاع از حق باید هزینه بپردازد؛ در حالی که گرایش به باطل با منفعت دنیوی وی همراه است و چنین است که می‌بینیم از قیام عاشورا تا قیام موعود(عج)‌ دو جبهه در مقابل هم صف‌آرایی کرده‌اند؛ جبهه‌ای که در صحنه است برای دفاع از حق و جبهه‌ای که در مقابل حق قدعلم می‌کند برای منفعت و دنیاطلبی. در حدفاصل این دو جبهه نیز همیشه یک جریان ذلیل و زبون حضور دارد که نه شجاعت و شهامت ایستادگی در جبهه حق را دارد و نه جرات و جسارت مقابله با حق. این گروه سست‌عناصر را می‌توان با اندک زر و زن و زیور و زور و تزویر به خدمت جبهه باطل درآورد تا دشنه را از پشت بر کمر حق‌طلبان فرو برند.

مسلمانان نماز شب‌خوانی که بسیاری‌شان رد مهر بر پیشانی داشتند و بیش از 70 هزار نامه برای حسین‌بن علی (ع) نوشته بودند و از او خواسته بودند به کوفه بیاید و ولی‌شان باشد، در زمانی به کوتاهی بین دو نماز چنان زیر و رو شدند که وقیحانه نماز شکستند و در فرصت بین رکوع و سجده پشت مسلم بن عقیل را خالی کردند و غریب‌نوازی را در حق سفیر و فرستاده امام خود تا جایی به جا آوردند که در تاریکی شب تنها آواره کوچه پس‌کوچه‌های کوفه شود.

معجزه طلا و برق سکه و وعده جاه و اتحاد شوم زر و زور و تزویر از یک سو و کینه و کبر و غرور و مصلحت و عافیت‌طلبی و جان‌دوستی و زن‌پرستی از دیگر سو چنان مومنان پیمان‌شکن عراق را مدهوش کرد که سرنوشت مردان کوفه و زنان مدینه عبرت تاریخ باشد. اهل مدینه که توسط زنان عافیت‌طلبشان از همراهی با حسین بن علی (ع) ‌‌منع شدند، نمی‌دانستند در آینده نزدیک شاهد تعدی سربازان یزید بن معاویه به همسران خود خواهند بود و از اهل کوفه نیز حتی یک نفر از آن همه طلا و زر و سیم خیری ندید و همه به ذلت به خون غلتیدند. رهبر فرزانه بیش از یک دهه پیش بحث مهم «عبرت‌های عاشورا» و ویژگی‌های دو جبهه خواص طرفدار حق و خواص طرفدار باطل را مطرح کردند، اما همه غفلت کردیم تا فتنه 88 خود را نشان داد و گویی یک بار دیگر تاریخ تکرار شد. عده‌ای در مقابل امامت جامعه قد علم کردند و امت هم جانانه به دفاع از انقلاب و ولایت به صحنه آمد، ولی این بار خواص (گروهی از خواص)‌ بودند که به گفته خودشان دچار تردید شدند و ترجیح دادند با سکوت معنادار و کناره‌گیری از صحنه خطر، کنج عافیت برگزیده و نقش تماشاگر را بازی کنند و تا جایی سکوت مصلحتی خود را با توجیه نفسانی احتیاط کردن و تقوی پیشه کردن ادامه دادند تا رهبر نهیب زد «این عمار؟»

هرچند فتنه 88 به تدبیر بی‌نظیر ولایت و همت جانانه ملت حق‌طلب به خاک نشست، ولی هیچ‌کس نمی‌داند زیر خاکستر چه پنهان است. حال باید پیروان سیاست سکوت به بسیاری از پرسش‌ها پاسخ دهند.

مهدی یمینی
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها