در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نولان عاشق غافلگیری است. دوست ندارد سرراست حرف بزند که هیچ؛ میخواهد هر بار تماشاچی را تا رسیدن به لحظه نتیجه، در حالت ابهام نگه دارد. برای همین حتی اگر بدانید که نتیجه فیلم چیست، از همه شیوههای بازگویی قصه لذت میبرید و منتظر غافلگیری سکانس بعدی هستید. او حتی در پر سر و صداترین فیلمش یعنی «شوالیه تاریکی» هم که قصه را مستقیم روایت کرده بود و شخصیت بتمن و ژوکر و همه عناصر دیگر فیلم برای تماشاچیها کاملا آشنا بود، توانست آنچنان آشنازدایی بکند که مخاطبانش انگار برای اولین بار با این شخصیتها روبهرو میشدند.
نولان که طی دوره تحصیل در رشته هنر 3 فیلم کوتاه ساخته بود، اولین تجربه ساخت فیلم بلندش را در سال 1998 انجام داد. «تعقیب» یک فیلم داستانی 69 دقیقهای است که در خیابانهای لندن فیلمبرداری شد.
2 سال بعد در فیلم «ممنتو» که به معنی یادگاری است و در فارسی برمبنای موضوعش به اسمهای مختلف مثل یادآوری، فراموشی و حافظه از آن یاد شده، نولان به سراغ یک موضوع خاص میرود: مردی که حافظه نزدیکش را از دست داده اما میداند همسرش کشته شده و باید قاتل او را پیدا کند. او به سرعت فراموش میکند که ساعتی پیش چه کار کرده و برای همین باید همه چیز را بنویسد تا حتی به خاطر بیاورد که دچار فراموشی است.
در «بیخوابی» او حس تماشاچی نسبت به بازیگران را به بازی میگیرد. آلپاچینو، بازیگر محبوب سینمادوستان را در نقش کارآگاه پلیسی عصبی قرار میدهد که آشفته است و بار گناهها و اشتباهها توانایی خوابیدن را از او گرفته است.
کریستین بل و مایکل کین که در «بتمن آغاز میکند» تیم جذابی خلق کرده بودند در پروژه بعدی نولان یعنی «پرستیژ» هم حضور داشتند؛ یکی از آن غافلگیریهای بزرگ نولان با قصهای که مجال مژه زدن به تماشاچی نمیدهد و در حالی که همه احتمالات را از اول قصه داری در ذهنت ردیف میکنی، نشان میدهد که هنوز یک احتمال دیگر هم وجود دارد. با شوالیه تاریکی نولان برای همیشه تثبیت شد و اسمش را در ذهن همه سینمادوستان حک کرد. به کادر بازیگران کاملا حرفهای او یک چهره جدید هم اضافه شد: یک استرالیایی جوان دیگر به نام هیث لجر که انگار باید با مرگش همه ابهامهای سیاه فیلم نولان را سیاهتر میکرد.
«آغاز» جدیدترین تجربه نولان با حضور لئوناردو دی کاپریو یک نوآوری دیگر داشت. این بار نولان به سراغ رویاها رفته اما نه برای یادآوری و مزه مزه کردن آنها، بلکه برای دزدیدنشان! نولان آغاز را موضوع جدید در میان کارهایش میداند که 10 سال تمام ذهن او را به خودش مشغول کرده بود.
خودش میگوید همه کارهایی که کرده در همین چند کلمه میگنجد: اقتباس از یک کتاب مصور، بازسازی یک فیلم دیگر و ساخت دنبالهای بر یک فیلم خودش.
برای او نوشتن یک فیلمنامه پروسهای خیلی طولانی است که حتی ممکن است سالها زمان ببرد تا در ذهن او جا بیفتد و او بتواند همه عناصر و زبان گفتن قصهاش را پیدا کند.
نولان خودش عاشق تجربه غافلگیری در فضای تاریک سینماست. میگوید وقتی چراغها خاموش میشود و فیلمی پخش میشود که چیزی دربارهاش نمیدانم، همه آرزویم این است که میخواهم این فیلم غافلگیر و سرگرمم کند و این همان کاری است که خود او هم انجام میدهد.
آرزو پناهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: