در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از خاطرات شیرین من و بسیاری از مشتریان آن سالهای فیلم خانه مربوط به تماشای فیلمی به نام «جاده مرگ» ساخته مرحوم اسماعیل ریاحی است؛ فیلمی که خیلیها وقتی نام آن را در جدول نمایش دیدند، به دلیل شناختی که از این فیلم و سازنده آن نداشتند از تماشای آن صرفنظر کردند. آن روزها پدیده موتورهای جستوجو هم وجود نداشت که به ناشناختههای ما پاسخ دهد، اما وقتی به تماشای فیلم نشستم، با یک فیلم پلیسی ایرانی جذاب مواجه شدم که هم بازی شهلا ریاحی ـ همسرش ـ در آن درخشان بود و هم کارگردانی آن به خصوص در صحنههای اکشن مثالزدنی بود. فیلم سال 1342 ساخته شده بود، یعنی زمانی که نه گروه مرحوم پیمان ابدی برای صحنههای بدلکاری حضور داشت و نه تکنیکهای ساخت فیلم اکشن به کمک فیلمسازان آمده بود، اما مرحوم اسماعیل ریاحی فیلمی ساخته بود که هنوز هم جذاب و دیدنی است. همیشه برایم سوال بود که چرا او در این سالها دیگر فیلمی نساخت؟ پاسخش را دیروز در خبرگزاری ایسنا خواندم که چندی قبل در گفتوگویی اعلام کرده بود: «دوست نداشتم به هر قیمتی در سینما باشم، این کار برایم حرمت داشت و سعی میکردم حضورم مثبت باشد.»اسماعیل ریاحی حرمت سینما را نگه داشت و تا زمانی که حضورش را بر پرده جادویی سینما مثبت نمیدانست وارد این عرصه نشد تا دیروز که در سن 90 سالگی دار فانی را وداع گفت.
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: