در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این عناصر در فیبل 3 (Fable III)، به اوج رسیده است؛ هر چند که دیگر بخشهای این سفر به این اندازه دلپذیر نیستند. تغییراتی انجام شده که بازی ساده فیبل حتی سادهتر هم شده است و ماجراجویی در این بازی نیازی به فکر ندارد. زندگی ماجراجو خیلی پیچیده نخواهد شد و مسیرهای انتخابی وی مشخص است. نبود ارتباط احساسی با دیگران باعث میشود حتی با سگتان که همراه شما در جنگها و پویشها است نیز رابطه خاصی نداشته باشید. حتی با وجود چنین ضعفهایی، فیبل 3 از نظر زیباشناختی در سری خود به اوج رسیده است.
در فیبل 2 اگر یک جنتلمن به تمام معنا بودید یا آدم شر و بدخواه، در فیبل 3 به دردتان نخواهد خورد. قهرمانی که آلبیون را در سری قبل نجات داد، حالا 2 بچه دارد که قرار است پادشاهی را در زمان بلوغ به دست بیاورند. همه اعضای خاندان شما هم خیلی امید ندارند که مردم راضی و در صلح باقی بمانند. بزرگترین پسر پادشاه قبلی سراغ شیاطین رفته و از قدرتش استفاده میکند و رعیتهای زیر دست خود را خوب اذیت میکند. به عنوان فرزند کوچکتر خانواده (که میتوانید انتخاب کنید دختر است یا پسر)، از قصر فرار میکند و ارتش خود را برای نبرد علیه برادر بزرگتر آماده میکند. در داستان فیبل 3 نسبت به داستان فیبلهای پیشین، تفاوت بیشتری وجود دارد، از جذابیت خاص دیدن رهبرهای دهکدههای مختلف گرفته تا مجبور بودن به درست رفتار کردن برای ردآوری ارتش.
عدم انتخاب در پویش اصلی بازی کمی ناامیدکننده است، هر چند نبود انتخاب در شیوه بازی پویش اصلی ناامیدکنندهتر است، اما با این حال در مقایسه با واقعیت، خیلی نمیشود خط داستانی را سرزنش کرد. برای به دست آوردن قدرت، باید ایثار کرد و مردم را متقاعد کرد که حقیقتا در طرف آنها قرار دارید و پس از این که تاج و تخت را به دست آوردید، آن موقع میتوانید هر طور دوست دارید بازی کنید و به آدمهای خوبی که کمکتان کردند، پشت کنید. این هم البته منطقی بهنظر میرسد. البته دنباله منظمی برای بازی وجود ندارد، مثلا میتوانید در یک دهکده، تمام آدمهای بالغ را از لب تیغ بگذرانید و قتلعام بهراه بیندازید، اما لحظاتی بعد در پویش اصلی خود بهراه نیک و پرافتخار خود ادامه دهید که این یکی واقعا منطقی بهنظر نمیرسد. در یکی از ماموریتهای اولیه بازی، میتوانید یک مرغ را بکشید یا زنده بگذارید. در صورتی که زنده بگذارید، در مسابقات مرغدوانی میتوانید شرکت کنید. بازی آنقدرها شما را اذیت نمیکند که بعدها از انتخابی که کردید، پشیمان شوید.
نبود ارتباطات عاطفی در کل بازی وجود دارد و همه کاراکترها با یکی دو حرکت موزون و فیگورگرفتن خام میشوند. همانند بازی قبلی، رفتارهای شما با یک نفر روی رابطهتان تاثیر میگذارد و همین رفتارها میتواند منجر به آشنایی یا حتی ازدواج نیز باشد. هر چند اگر خوب رفتار نکنید، دشمنتراشی خواهید کرد.
بیان احساسات یکی از همین بخشهایی است که گفتیم در فیبل2 وجود داشت و الان بهآن صورت وجود ندارد. قبلا میشد هر رفتاری را هر موقع که دوست داشتید انجام دهید، در حال حاضر این رفتار تنها محدود به یکی دو حالت خاص میشود و مجبورید یکی از این دو را انتخاب کنید.
باعث شرمندگی است که ناتوانی در ایجاد ارتباط عاطفی، شخصیتهای فیبل3 دوستداشتنی را بهیادماندنی نمیکند. بازی بسیار زیبا است. همه جوانب جلوههای ویژه این بازی پر از اغراق و صحنههای چشمنواز است و تغییرات بهتری از نظر رابط گرافیکی در آن انجام شده است. به هر کجا که سفر کنید، شکل و ظاهر خاص خود را دارد و نمیتوان این حس را خنثی کرد که یک دوری در آن سرزمین بزنید و از منظره لذت ببرید. افقهای نفسگیر و جنگلهای افسونگر شما را به خود فرامیخوانند؛ آسمان پر از ابرهای زیباست یا گاهی اوقات میتوانید شفق قطبی را هم مشاهده کنید. هر چند که از دل قهرمان خبر ندارید، اما قلب خودتان بیگمان از دیدن این مناظر بیشتر خواهد زد.
متاسفانه زوایای فنی بازی بهاندازه زوایای هنری آن صیقل خورده نیستند. بزرگترین مشکل بازی، مسیریابی آن است. سگ شما که خیلی خوب میتواند گنجها را پیدا کند، حس مسیریابی درست و حسابی ندارد. مسیریابی برای انسانها هم مشکل است، مثلا وقتی با یک همراه سفر میکنید، انتظار دارید کنار شما راه برود، اما همراهتان سر هر دستاندازی که در مسیر باشد، گیر میکند و این مشکلات میتواند زود از امتیاز تجربهتان کم کند.
این مشکلات فنی آنقدر میشود که حتی کاراکترهای خودکار هم نمیتوانند مسیر خود را پیدا کنند. در مینیگیمها ممکن است با کاهش سرعت بازی مواجه شوید و فریمها کمتر شوند.
بخش نبردها نیز با مشکلات خاص خود دستوپنجه نرم میکند. در فیبل2، سه قابلیت اصلی شما به 3 دکمه مختلف وصل بود. نبرد زمینی، جادو و نبرد از راهدور و کافی بود تا آن دکمه را گرفته و نتیجه را مشاهده میکردید. قبلا حتی در فیبل میشد انتخاب کرد که از چه سلاحی استفاده کنید که این هم حذف شده است. به این ترتیب میتوان از همه حرکات استفاده کرد و دیگر برای بهتر شدن در حملات از راه دور، نیازی نیست که بهطور تخصصی به یک فعالیت بپردازید. هر چند اگر نخواهید همه قدرتهای خود را استفاده کنید، میتوانید از یکی دوتای آنها دست بکشید. از همین جا بگوییم که جادو زور خیلی زیادی در بازی دارد و برای نابودی دشمن، بهترین وسیله است. دشمنان معمولا گروه گروه به شما حمله میکنند و با یک طلسم میتوان بهخوبی همهشان را از پای درآورد.
هرچند که جادو بسیار موثر است، اما بالاخره کسلکننده میشود. همچنین وقتی بین حملههای مختلف حرکت میکنید، یک تاخیر عجیب و غریب در بازی وجود دارد و به این ترتیب نمیتوانید دستورغذای متنوعی برای کشتن دشمنان آماده کنید. فیبل 3 هر چند که نقاط ضعفی دارد، اما بزرگترین نقطه ضعفش، فیبل 2 است. بازی بسیار شبیه به فیبل 2 طراحی شده است و نمیتواند هویت منحصربهفردی داشته باشد. بهبودهای کوچکی که اینجا و آنجا انجام شده، خیلی نمیتوانند تاثیر مثبتی داشته باشند، بنابراین ممکن است این بازی لذتبخش برای بسیاری یک دژاووی طولانی باشد. هر چند که گذر از مناظر زیبای طراحی شده در این بازی، به همه نقاط ضعفش میارزد.
محمدرضا قربانی
منبع: Gamespot
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: