در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا شاهین جمشیدی مجری بیحاشیهای است؟
بستگی دارد حاشیه را چه چیزی تعریف کنید.
حاشیه را مجریان در چند سال اخیر به عنوان یک نوع اجرای جنجالبرانگیز وارد کار خود کرده و تلاش میکنند از این طریق شهرت بیشتری کسب کنند؟
بله، کاملا مخالف این قضیه هستم! اگر برخلاف جهت رودخانه شنا کنی همه با انگشت نشانت میدهند در واقع مانند دیوانهای میمانی که برخلاف حرکت تمامی ماشینها حرکت میکند. این هنر نیست و هنر زمانی تعریف میشود که در همان جهت مسیر به گونهای حرکت کنی که انگشتنمای عام و خاص شوی. حال اگر بخواهید ساختاری را بشکنید و اتفاق جدیدی را ایجاد کنید فقط در چهارچوب خودش قشنگ است وگرنه هر کسی میتواند با قانونشکنی چهارچوب معین شده را زیر پا بگذارد. معتقدم تلویزیون ما و همه دنیا یک سری استانداردهایی دارد و به افراد این رسانه ابلاغ شده است . زمانی که پذیرفتیم در این رسانه با چنین شرایطی کار کنیم نمیتوانیم خودسرانه یک سری اتفاقات و چهارچوبها را با منظور کاری نو از بین ببریم.
حالا در کنار مخالف بودن آیا موافق هستید که چنین ویژگی خاص مجریها باعث ماندگاری نزد مخاطب میشود؟
به چه قیمتی؟ به قیمت اینکه شما دیگر کار نکنید؟ من هم میتوانم جلوی دوربین حرفها و حرکاتی انجام دهم و بعد تیتر روزنامهها و مجلات دنیا و... شوم و کوچه و خیابانها همه از شاهین جمشیدی صحبت کنند! چه اتفاقی افتاد؟ اتفاقی که در برنامه ماهعسل (در سالهای قدیم) مثبتش افتاد چرا که در برنامه ایدهای به کار برده شد و راجع به یک سری مسایل اعم از افراد زندانی، فقیر،... صحبت شد که برای اولین بار از تلویزیون ما به مخاطبان نشان داده شد و برای بیننده بسیار جالب و جذاب بود. در اینجا چهارچوبی را از بین برد که به نوعی خود اتفاق مثبتی را رقم زد. این اتفاق بسیار جالب و دوستداشتنی بود برخلاف اینکه در یک سری از برنامهها مجریها رفتند با آنکه راجع به موضوعاتی انتقاد کردند که شاید حرف مردم بود! اما آیا این اتفاق مثبت شد؟ بعد از آن ماندگاری بهوجود آمد؟ احساس میکنم اگر در جهت مثبت اتفاق بیفتد قشنگتر خواهد بود.
ماندگاریای که در برنامه به آن اشاره کردید بیشتر به چارت برنامهسازی و محتوا مربوط است. مجری در این رابطه چقدر نقش دارد؟
در این رابطه نقش مجری بنا به دلایلی که توضیح میدهم کمرنگتر از عوامل دیگر خواهد بود نکتهای که در اجرای برنامههای تلویزیونی مخصوصا بخش زنده باید در نظر گرفت این است که به قدری عوامل و آیتم مختلف وجود دارد که ناخودآگاه افکار آرام را از چیزهایی که از قبل برای اجرایش در ذهن ترسیم کرده دور میکند و خروجی چیز دیگری از آب در میآید، علت آن چیزی نیست جز محدودیت زمان، عدم برنامهریزی صحیح در بعضی مواقع، محدودیت موضوعی و فنی! اینها همه مسائلی هستند که در هنگام اجرا دست و پای مجری را میبندند. معتقدم مجری اگر بخواهد تامل و ماندگاری برقرار کند باید صادقانه حرف بزند نه شعاری!
موافقید برویم سراغ برنامه سینما گلخانه؟ سوالات این برنامه به نظر میرسد کمتر مهمانان را به چالش میکشد و بسیار رو و قابل پیشبینی از آنها سوال میشود؟
بله. چرا که برنامه ما نقد نیست! نکتهای که نباید فراموش شود و یادتان باشد که سینما گلخانه 70?میلیون مخاطب عام و خاص اعم از دکتر، مهندس، کشاورز و ... دارد.
برنامه هفت یا دو قدم مانده به صبح نیست که فقط بینندههای خاص خودش را داشته باشد بلکه این برنامه عمومی و مال همه است و سعی کردیم بحثها و سوالاتمان به گونهای باشد که بینندهها متوجه بشوند و از طرفی چرا همیشه باید سینما، بازیگران و?... نقد شوند. هرچند در مواقعی که نیاز بوده در برنامه این نقدها صورت گرفته، اما سعی بر آن داشتیم تا گفتوگوها کاملا دوستانه و صمیمی باشند.
عموما مهمانانی که در سینما گلخانه حاضر میشوند قشری از هنرمندان هستند که در مصاحبههای مطبوعاتی نیز به سختی میتوان با آنها ارتباط برقرار کرد و به نظر میرسد یکی از نقاط قوت در اجرای شما این است که اول گفتوگویتان را راحت و نرم آغاز میکنید.
هیچگاه جلوی مهمان گارد نمیگیرم!
قبل از اینکه برنامه روی آنتن برود در زمینه انتخاب سوالها چه اتفاقاتی بین عوامل میافتد؟
هیچ اتفاقی صورت نمیگیرد و تمامی سوالها در همان لحظه خلق میشوند و به این خاطر ضعیف است و به آن نقد ساختاری و محتوایی وارد است.
این نقد به شما به عنوان پرسشگر وارد میشود یا به کل برنامه؟
به تیم برنامهسازی وارد است. به این دلیل که یک ساعت قبل از اجرای برنامه تازه متوجه میشویم چه کسی مهمان است و هیچ اطلاعاتی از رزومه کاری او در اختیارم نیست. درستش این است که ذهنیت مجری باید از قبل آماده باشد و اطلاعات کافی از مهمان داشته باشد. در صورتی که در برنامه سینما گلخانه وارد استودیو میشوم بعد پلاتوها را میگویم و مهمان وارد میشود. اگر که او را بشناسم که هیچ؛ اما اگر شناخت کافی نداشته باشم، سوالات سطحی میپرسم که دقیقا سوالهای مخاطبان است.
قبل از این که اولین قسمت این برنامه را اجرا کنید، تصور میکردید به طور خاص نیازمند یکسری اطلاعات سینمایی باشید؟
نه! این برنامه تخصصی نیست و کاملا عمومی است. قرار نبود برنامه اینگونه باشد. تغییرات زیادی صورت گرفت و مهمانهای بسیار خوبی دعوت شدند که حالت برنامه به گفتوگومحور تبدیل شد، با این تفاوت که از تاکشوها اندکی فاصله دارد، علتش هم رعایت نکردن بعضی از استانداردهاست. تاکشوی خوبی که میتوان مثال زد شب شیشهای است؛ چراکه مجری این برنامه راجع به موضوع و مهمان برنامه تحقیقات به عمل میآورد و اطلاعات کافی را کسب میکرد و مهمان را به چالش میکشید و باعث جذاب شدن برنامه میشد.
بجز این قالب، قصد دارید اجرای دیگری را تجربه کنید؟
دوست دارم برنامهای در زمینه معضلات اجتماعی که اکثر مردم درگیر هستند، بسازم و شاهین جمشیدی کاملا متفاوت خواهد بود با چیزی که الان میبینید!
این اجرای دیداری را شنیداری نمیکنید؟
چرا! با آن که رادیو هیچ دستاوردی ندارد و مانند تلویزیون تصویر و ارتباط به چشم نمیآید؛ اما معتقدم رادیو عشق است و نشست و گپ و گفت رادیو صمیمیتر و دوستانهتر است. تکنیکها و اصول فنی کار در اجرا را به تو یاد میدهد. دوست دارم یک بار دیگر در رادیو حرف بزنم و اجرا داشته باشم.
چه چیزی از اجرای رادیوییتان را وارد برنامههای سیما کردید؟
جسارت.
و حال اگر به رادیو بازگردی، چه تحفهای از تلویزیون برایش داری؟
باز هم جسارت؛ اما قاعدتا تجربهام بیشتر شده است.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: